حاكميت نمونه! اصل حكومت به نام مذهب و دوگانگى آشكار در اجزاء حكومت

نگار ايراندوست
comments@SiahSepid.com

كسانى كه اندك نگاهى به تاريخ داشته اند به خوبى واقفند كه هر گاه مذهب دستاويزى براى حكومت شده است، اين مذهب بوده كه بازيچه سياست قرار گرفته و در پوشش مذهب هر آنچه به طور عادى نمي توانسته از مردم سلب كند به نام خدا از مردم گرفته و تنها آن را در لفافه اى از تزوير پيچيده است تجربه قرون وسطى خود بهترين گواه اين مدعاست كه دكانداران دين و مذهب از تكفير به عنوان حربه اى براى محو مخالفين خود بهره گرفته اند. اگر پرونده تك تك كسانى كه در طول تاريخ به دست مدعيان مذهب تكفير شده اند در دادگاهى با رعايت قواعد حقوق بشر مورد تجديد نظر قرار گيرد بى هيچ شكى جز چند مورد انگشت شمار مابقى به طور كامل تبرئه خواهند گشت.

 

 

جالب آن است كه هميشه برداشت از حكومت مذهبى در بين مدعيان آن ، تنها به حكومت كردن روحانيون اديان يا فرد مورد تائيد آنها خلاصه گشته است ، نه حكومتى كه بر مبناى اصول آن مذهب تدوين شده باشد ، و جالب تر آنكه هميشه اين نوع حكومت ها دست به قلع و قمع بى نظير هم كيشان و روحانيونى زده اند كه ديدگاهشان در مورد مذهب ، با ديدگاه شخص حاكم متفاوت بوده است و از اين جالب تر هم آنكه در يك حكومت سكولار و دموكرات ( حتى گاهى غير دموكرات ) هر دوى اين ديدگاه ها بدون هيچ مشكل مهمى به اشاعه خود مي پردازند. به عنوان نمونه در ايران امروز مي توان به ديدگاه هاى افرادى نظير آيت الله نائينى در مقابل ديدگاه كسانى چون شيخ فضل اله نورى و ادامه دهندگان اين ديدگاه ها اشاره كرد كه در زمان جمهورى اسلامى به چنان نبردى تمام عيار با يكديگر پرداختند كه در طول تاريخ تشيع بى سابقه بوده است. به عنوان نمونه مي توان نگاهى به تعداد مجتهدين مسلمى كه در جمهورى اسلامى حصر و شكنجه شده اند انداخت در حالى كه تاريخ شاهد است كه در هيچ يك از ادوار پيشين هيچ گاه اين تعداد مجتهد مسلم در حصر و شكنجه قرار نگرفته اند ،حتى شاه علي رغم ميل باطنى اش آيت الله خمينى را تنها به اين دليل رها كرد كه تعداد زيادى از مجتهدين زمان بر اجتهاد ايشان صحه گذاشتند. نگاهى به مساجد نيز به خوبى نشان دهنده اثر معكوس حكومت مذهبى بر ديندارى مردم است . رضاشاه بسيار كوشيد تا دين را از عرصه جامعه بزدايد اما سرانجام اين انقلاب مذهبيون بود كه بساط سلطنت فرزندش را جمع كرد ، نه او . اما آنچه رضاشاه در انجامش ناكام ماند توسط حكومتى انجام شد كه نام دينى را يدك مىكشيد. اگر كشف حجاب رضاشاه نارضايتى گسترده عموم را در پى داشت نگاهى به خيابان ها شاهد اين مدعاست كه در 24 سال گذشته جايگاه حجاب به نازلترين حد در طول تاريخ ايران بعد از اسلام سقوط كرده است. در حالى كه تمام جهان اسلام تظاهراتى با سازماندهى مردمى در محكوميت جنايات اسرائيل يا دخالت آمريكا در عراق و افغانستان به وقوع پيوسته است در ايران هيچ تظاهراتى با سازماندهى مردم صورت نگرفته و معدود تظاهرات انجام گرفته حكومتى و بدون استقبال مردمى بوده است طبق نظر سنجى هاى صورت گرفته در بين 44 كشور اسلامى، مردم ايران كمترين احساسات ضد آمريكايى را داشته اند و اين در حالى است كه رسانه هاى رسمى و مقامات بلند پايه بيشترين تبليغات را بر عليه آمريكا روا داشته اند و مردم بسيارى از آن كشورها نيز داراى حكومتى مورد تائيد آمريكا بوده اند. اين يك اصل كاملا شناخته شده است كه حكومت هايي كه به نام مذهب بر مردم حكومت مي كنند يا مردم را ناخواسته به سمت دستيابي به آزادي سوق ميدهند يا حتى ملت را به كل از مذهب گريزان ميكنند. بنابراين به خوبى مي توان گفت كه حكومت ايران امروز كاملا از خواست مردم فاصله گرفته و مشروعيت خود را از دست داده است.

 

در قانون اساسى جمهورى اسلامى دو اصل حاكميت بر اساس راى مردم و حاكميت انتصابى به نام دين به عنوان دو قطب متضاد قدرت به رسميت شناخته شده است و با تسلط دادن نسبى حاكميت انتصابى در قانون اساسى بر حاكميت انتخابى اين دو امروز در تعارض كامل با يكديگر قرار گرفته اند و در حال رقابت براى نابودى يكديگرند كه گاه اين رقابت حالت طنز آلود و كودكانه اى به خود مي گيرد براى مثال به تلاش برخى مقامات براى تحت الشعاع قرار دادن سفرهاى رئيس جمهور دقت كنيد. هميشه در هنگام سفرهاى ايشان اگر داخلى باشد با سخنرانى مقامات ارشد اخبار اين سفر از صدر اخبار خارج مي شود و تقريبا در نيمه اخبار رسانه رسمى آورده ميشود و اگر خارجى باشد سفرى داخلى به موازات آن تدارك ديده مي شود و اگر در سفر امكان موفقيت چشمگيرى در سطح بين المللى باشد بلافاصله قوه قضائيه با حكمى مورد توجه مجامع بين المللى اثر آن موفقيت را خنثى مي كند و اين امر حتى به منافع بين المللى ايران نيز لطمه مي زند و منافع ملى به راحتى قربانى اين رقابت بچه گانه مي شود.

 

اما چيزى كه منحصر به فرد است تلاش برخى مقامات حكومتى براى اخلال در سيستم رفاهى زندگى مردم است كه در هيچ حكومتى ديده نمي شود چون ايجاد نارضايتى در مردم باعث نابودى كل سيستم مىشود براى مثال در كدام حكومت دنيا حزبى با برنامه ريزى قبلى براى توقف ناگهانى فروش تراكم قيمت مسكن كه در آن زمان جزو بزرگترين معضلات مردم بود را به بيش از دو تا سه برابر افزايش مي دهد. اين كه آن را ناشى از برنامه ريزى قبلى مي دانم به اين علت است كه وابستگان به حزب طرفدار شهردار پيش از توقف فروش، مقادير زيادى تراكم را به صورت سيار خريدند و پس از ممنوعيت فروش به سودى گاه تا چندهزار درصد دست يافتند كه قطعا نمي تواند اتفاقى باشد. در كدام حكومت دنيا فرد يا افرادى مردم را دائم به ساده زيستى توصيه مي كنند و همان افراد سنگين ترين معاملات كشور را به طور علنى انجام مي دهند ( نگاه كنيد به خريد كارخانجات معظم مينو و مهرام و لاستيك دنا يا شركت سرمايه گذارى بانك ملت توسط يك ارگان به ظاهر خيريه ). در كجاى دنيا متهم اصلى رسوايى قتل هاى زنجيره اى كانديداى رياست جمهورى مي گردد در حالى كه فرزندش نيز درگير يك پرونده قتل است و يا در كدام كشور مدير مسئول يك روزنامه كار بازجويى از زندانيان سياسى را انجام مي دهد. در كدام كشور در تظاهرات كه ملى خوانده مي شود كمتر چيزى كه به نظر مي رسد پرچم كشور است و بيشترين مورد، عكس سران.

 

آنچه به نظر مي رسد اين است كه شرايط امروز كشور قطعا نمي تواند پايدار باشد چون كشورى كه بنا به گفته رئيس جمهورش هر 9 روز با يك بحران روبروست نمي تواند در شرايط پايدارى باشد اما در مورد اينكه تعادل به كدام سو پيش مي رود بايد گفت هر چند كه امروز قدرت سركوب در دست بخش غير انتخابى حكومت ايران است ولى هر چه مي انديشم نمي توانم بفهمم كه چگونه مي توان به صرف قدرت اسلحه در آستانه هزاره سوم با حكومتى كه به شدت مورد فشار جامعه بين المللى و متهم به حمايت از تروريسم است بر مردمى حكومت كرد كه خواستار آزادى و دموكراسى يعنى ارزش هاى مورد احترام جامعه بين المللى اند.