به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد
 

 

بترسيد از آتشي كه هيزمش مردم اند ..."، حسين ميرمبيني

به مناسبت 22 بهمن و 25 سال حكومت ظلم و فساد و فريبكاري

(تيتر مقاله: قرآن , سوره بقره آيه 24)

جمهورى «اسلامى» فقط يك نظام حكومتي نيست كه از تلفيق دين و سياست بوجود آمده است. جمهورى «اسلامى» باور جديدى از انواع باورهاى التقاطى ضاله است كه در آن انديشه هاى سياسى ، حكم دين و باور مذهبى پيدا كرده است . يعنى اينكه دين دولتمردان جمهورى اسلامى و طرفداران ايشان باورى از نوع باورهاى يكتاپرستى نيست بلكه باور آنها ايدئولوژيك است و براى مقاصد و هدفهاى سياسى بنا شده است .

 شعار پيروان اين دين از همان ابتداى غوغاى انقلاب اين بود: «عبادتنا سياستنا و سياستنا عبادتنا» . يعنى عبادت و دين ما عين سياست ما است و سياست ما عين عبادت ما است . اين يك نحوه و نحله جديدى از انديشه هاى قدرت طلبانه است كه براي جلب راي عوام بظاهر مسلمان روبنايي اسلامى دارد اما در باطن 180 درجه از اسلام دور و برحسب معيارهاى قرآنى شرك و كفر محض است. رسالت اين دين بنابر ادعاى «پيامبر» و «امامان» آن، اين است كه ايشان در پى اين هدف اند كه وضع «مستضعفين» جهان را از طريق مبارزه با «طاغوت» آمريكا و امپرياليست جهانخوار بهبود بخشند. در حاليكه پيام اسلام بعنوان آخرين دين آن بود كه انسانها خود را بشناسند و به خدايى كه از رگ گردن آنها به ايشان نزديك تر است ايمان بيآورند و براى آنكه مردمان به بهشت ملكوت دست يابند به «صالحات» مندرج در مياق خدا با بنى اسراييل (ده فرمان موسى) عمل كنند .

 مستضعفين به تعريف قرآن نه كسانى اند مثل رنجبران و كارگران به تعاريف كمونيستى و نه به تعبير ملاها و دكتر علي شريعتى ، كسانى كه بر اثر استعمار و استثمار دولتهايى مثل دولت آمريكا در عسرت و بدبختى بسر مى برند . مستضعفين به تعبير قرآن (همان طوركه از نام آن پيدا است) كسانى اند كه از قدرت بدورند و سهمي در زد و بندهاي سياسي ندارند . مستضعفين در قرآن بهترين بندگان خدا و كسانى اند كه خدا آنها را وارث گوهر آدميت قرار داده ، كسانى مثل حافظ و موﻻنا و . . . . . و هزاران عارف گرانقدر كه همه به خواست و اراده خود طلب ضعف و بى قدرتى مى كنند و از هرچه زاهد و صوفى رياكار قدرت طلب و ثروت جوست بيزار اند . طاغوت به تعريف اسلام ، نه آمريكا است و نه انگليس و نه شوروى كه اينها در نفس كلام خالق و نظام آفرينش موجوديت خارجى ندارند (كما آنكه ديديم شوروى فروپاشيد و ديگر موجوديت خارجى ندارد) بلكه طاغوت به تعريف كلام خدا به كسى گفته مى شود كه عليه قوانين صلح آور الهى طغيان و سركشى مى كند .

 كسانى كه براى خود ارزشهاى ويژه اى قائلند و بدين طريق بر اصل فرمانروايى خدا بر نظام خلقت طغيان و سركشى كرده اند . طاغوت هيچ ربطى به افراد و رژيمهاى سكوﻻر كه با اكثريت مردم انتخاب مى شوند، ندارد . بلكه مربوط است به كسانى كه ادعاهاى زيادى دارند و خود را امام و نايب امام و آيت الله و حجت اﻻسلام و پير و قطب و . . . . يا بطور كلي خود را نماينده خدا مى دانند. اينها هستند كه بر خدا طغيان كرده اند . يعنى پاى شان را از حد خودشان فراتر نهاده اند . بنابراين كوشش نكنيم كه بگوييم دين از سياست جدا است و با اين كار دوباره آخوندهاى قدرت طلب را روانه مساجد و منابرى بكنيم كه همه فتنه ها از همانجا برانگيخته مي شود . دين در اصل و ذات خود از قدرت جدا است و آن همراه با كساني است (مستضعفين) كه خود را از آلودگي نفس و دولت و قدرت بدور داشته اند.

 دين طرفداران جمهورى اسلامى يك انديشه التقاطى و ايدئولوژيك است كه بغير از دولت و قدرت مصداق معنايي ندارد. اگر باور آنها برنگ و بوى مذهبى است, براى فريبكارى است. اين حكومت و ايدئولوژى به هيچ عهد و اصل انسانى و اسلامى و الهى پايبند نيست و آنها طبق عقايدشان، آزادند براى بقاى خودشان دست به هركارى بزنند . چنانكه رهبر «عظيم الشان» و خداگونه اين حكومت و دين خود گفته بود: «براى بقاى اين وﻻيت اگر قرار باشد همه مساجد را نيز خراب خواهيم كرد» كه بواقع هم خراب كرد. اينها در فريبكاري و حقه بازي شيطان را هم درس مي دهند.

 

 

Copyright © 1999-2017 Ettelaat Network, All  Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات.نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست