به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد
 

 صفحه اول | روزنامه ها | گروهاي سياسی| ادب و هنر | راديو | موسيقی | تلويزيون | فايل هاي صوتی
وب لاگها
| كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی |  تاريخ وفرهنگ| تماس با ما  | بایگانی

نه شرقی نه غربی, نه تازی شدن را                براي  تو ای بوم بر دوست دارم


 

چاپ خبر  

 

هدایت و خیام


 گاهنوشت های یک ایرانی
تفسیر یکی از رباعیات خیام



در دایره ای کآمدن و رفتن ماست .......... آن را نه بدایت نه نهایت پیداست

کس می نزند دمی در این معنی راست .......... کاین امدن ازکجا و رفتن به کجاست

====================================

شبی پرسیدم ز دانای رازی .......... خرد بهری به حکمت سرفرازی

که من تابوده ام ره میسپارم .......... ولی از منزل آگاهی ندارم

رهی پرپیچ وکور و بی سر انجام .......... نه ماوایی دراو نه جای آرام

نه رهدانی که منزل باز جویم .......... نه همدردی که با او راز گویم

پس و پیشم هزاران رهسپارند .......... شتابان و دوان و بی قرارند

چومن هریک خبرپرسان زخویشند .......... زدرد شک دل افکار و پریشند

درین راهم چو گوی انداختستند .......... تو گویی بهر راهم ساختستند

چه راه است اینکه اورا منزلی نیست .......... خلایق رهرو اند و واصلی نیست

چه میباید مرا زین ره سپردن .......... چه را باید به رفتن پای فشردن



جوابم داد آن دانای اسرار .......... که من خود هم به این دردم گرفتار

هزاران بارپرسیدستم ازخویش .......... که سر منزل چرا ناید فرا پیش

در این راه دراز پیچ در پیچ .......... نگفتستند جز رفتن به کس هیچ

هرآن رهروکه بینی درتک وتاز .......... چو گوشت وا کنی باتوست دمساز

چو مقصود خود ازرفتن ندانند .......... برای خویشتن افسانه خوانند



یکی گویدتویی سرمنزل خویش .......... به رفتن کوش وجز رفتن میندیش

یکی گوید که مقصد کوی یار است .......... وصال روی آن زیبا نگار است

یکی گویدکه منزل نیک جایی است .......... در آنجا باغ وبستان وسرایی است

در او گسترده بهر میهمان ها .......... ز خورد و نوش کام افزای،خوانها

در آنجا شاهدان نازک اندام .......... به بزم افروزی اند از بام تا شام

همه عیسی دم و یوسف شمایل .......... پرندین جامه و زرین حمایل

به خدمت ساقیان سیم پیکر .......... به دستی جام و دستی مشک عنبر

کمر بسته غلامان و کنیزان .......... برای میهمان جلاب ریزان

به بستر های ناز ارغوانی .......... عروسانی چو رویای جوانی

نگارین لعبتان نار پستان .......... به کام دل مهیا در شبستان

به لطف و خوبی آن زیبا نگاران .......... چنان چون نو گل صبح بهاران



بدین سان هریکی بهر دل خویش .......... خیالی آورد از منزل خویش

چنان منزل که ای نور دو دیده .......... نه چشمی دیده نه گوشی شنیده

همه گویند گویا منزلی هست .......... در این وادی امید حاصلی هست

ولی منزل کجای است وچسان است .......... نشانیهایش از خلقان نهان است



شنیدستم که این ره بس دراز است .......... سر ره در پس صد پرده رازاست

چو من منزل ندیدستم فرا پیش .......... فسانه است آنچه راگویم ازاین بیش

چه بهترزانکه بربندی لب وگوش .......... سپاری ره چو ما خاموش خاموش

چو بینی جملگان افسانه سازند .......... به آن افسانه نرد عشق بازند

تو نیزازبهرخویش افسانه ای چند .......... بساز و دل به آن افسانه ها بند
( صادق هدایت )


توضیح : شعر فوق برگرفته از نسخه الکترونیکی رباعیات خیام و نقد و بررسی صادق هدایت است ...



توجه:
استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد می باشد

با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!  -  http://ettelaat.net/ -

Copyright © 1999-2010 Ettelaat Network, All  Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات.نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست