|
وبلاگ شهسوار تنها:
دیشب به سی سال گذشته از عمرم فکر میکردم. فکر میکردم سی سال حکومت حرامیان بر مردم خونگرم ایران چگونه گذشت؟
سی سال از شبهای سیاه و روزهای خاکستری و زندان و کشتار و کوپن و جنگ و ارعاب و شکنجه و اعدام و تیرباران مخالفان و موشکباران تهران و خون و شهادت و تابوت و اسارت و نماز جماعت و زنهای خیابانی و جانباز و شهید زنده و خانه عفاف و ترور و اعتیاد و یا روسری یا توسری و راه قدس از کربلا و پول نفت روی سفره فقرا و وعده آب و برق مجانی و حق مسلم هسته ای و رشوه و ریش و پشم و هاله نور و فحشا و اعتیاد و دستبند و دزدکی کتاب خواندن و یواشکی موزیک شنیدن و شلاق و ترس و صیغه زن شهیدان توسط رئیس بنیاد شهید و تجاوز به زن فقیران توسط رئیس کمیته امداد و سپردن بچه های بی سرپرست به آخوندهای بچه باز گذشت...اما چه دردناک بسر شد این سی سال گذشته؟ ای همدرد، ای هم بند، ای هم زنجیر، با توام ای هم میهن.
چه زجری بزرگتر از این واژه ها که گفتم؟ چه زجری جانگداز تر از سوختن آشیانه با تمامی جوجه های بی بال و پر مان؟ هر روز و شب در این سی سال بوی سوختن گوشت تن بچه های میهن به مشام میرسد.
نسل من و نسل تو و نسل پس از من و تو، اگر زنده باشیم، در این گرداب جهالت و بی خردی و دیکتاتوری دینی دست و پا میزنم هنوز و سرگشته و تنها و بی اعتماد به هر کسی که میشناسیم بی هدف میرویم، به جلو؟ به عقب؟ با پائین یا به بالا؟ نمیدانیم به کجا حتی؟؟
گفتم روزهای آخر است، این رژیم رفتنی است، چشمهای آبی اش را تنگ کرد، دستی به موهای سفیدش کشید و پوزخندی زد و گفت سی سال است که همین را میگویید شما ایرانی ها
ولی میدانم زر زده است در دلم میدانم که این بار شورشی برپا است میدانم که پیرمرد سفید موی چشم آبی از اینکه آخوندها در ایران باشند خوشحال تر است تا آخوندها باشند اینها هم زد و بندهای خودشان را دارند و بی سر و صدا کشور را میچاپند گاهی هم قطعنامه ای که آقا در ملا عام اعدام نکن بد است در نهان اما با هم قلیان میکشند حرامزاده ها و به ریش من و تو میخندند اسمش را هم میگذارند سیاست
ما را چه نیاز به این حرامزاده هاست که باد از هر سو بوزد همراه آن میشوند من و تو، با حسن و حسین و زری و محبوب خشتک آخوندها را روی سرشان آوردیم بدون اینکه خارجی ها بخواهند، یا کمکی بکنند، با زور عقل و همدلی خودمان اینها را به خاک نشاندیم حالا تا پیروزی راهی نمانده همه متحد شده ایم و بیست و دو بهمن پوزه حکومت زشت دروغ و ننگ را به خاک می مالیم ما میتوانیم چون میخواهیم
بیست و دو بهمن در کنار تو هستم ای هم میهن
|