آخوند زدگي يا خرافات در دين
 

استحمار
مدتي قبل در مجلسي با دوست بزرگوار و دانشمندي كه علاقه فراواني به اجتهاد داشتند و اصراري به مجتهد بودن هم
صحبت شدم و بعد از حدود بيست دقيقه تعصب پراكني از ايشان انساني غريب يافتم انساني آخوند زده و به ياد گفته
آن بزرگ (دكتر شريعتي) افتادم كه علت اصلي پريشاني هاي ما نه استعمار است نه استثمار.اينها همه معلول استحمارند
و عامل اين استحمار هميشه آخوند بوده است.
مكتب فرهنگي آخوند در طول قرون موفق به ساختن نوع خاصي از انسان شده است كه قاعدتا بايد او را ((انسان فيضيه))
ناميد اين انسان مشخصاتي ويژه خود دارد كه همانند آنها را نه در ديگر جوامع بشري ميتوان يافت ونه حتي در ديگر
جوامع اسلامي.البته اين نوع خاص از انسان تمام جامعه ايراني را شامل نمي شود ولي متاسفانه هنوز هم قسمت بزرگي از اين
جامعه را در بر ميگيرد بخصوص در هر جايي كه درجه آگاهي كمتر وتبليغات بيشتر است.انسان آخوند ساخته انساني
است كه در هيچ امري از امور دنيوي واخروي خود اجازه ندارد شخصا فكر كند و شخصا درباره امري تشخيص
بدهد زيرا او تا آخر عمرش از نظر شرعي صغير است و تكليفش را بايد مقام اجتهاد تعيين كند ؛يا نمايندگان او از
حجه الاسلام گرفته تا ملاي محل و در طول زمان كليه امور شرعي و نيمه شرعي و غير شرعي در حيطه نفوذ روحانيت
در آمده اند- انسان آخوند زده براي بعضي از مسايل دنيوي بايد استخاره كند و در امور دنيا دنبال رو آقا و بعد از
مرگ نيز طبعا تمام امور مربوط به كفن و دفن و قرايت قران ومجلس عزا و مجلس فاتحه و دعاي اموات و آمرزش گناهان
و شب اول قبر و شفاعت روز جزا بايد از مجراي ملا و قاري و روضه خان بگذرد.براي سبك كردن بار مومن
بهتر است مومن توشه آخرت خودش را در همان دوره زندگي ذخيره كند ولي اين توشه براي انسان آخوند زده
انسانيت نيست بلكه گريه براي مظلوميت حسين- زنجير زني-خوردن آب تربت-دخيل بستن-چله نشيني-نذرونياز
جفت كردن كفش علماي عظام-گذاشتن تربت در كفن اموات-رعايت مستحبات بيت الخلا-لعن بر قاتلان حسين
در پي هرآب خوردن و از اين قبيل بزرگترين ذخاير مومن است؛اگر مومن انسانيتي انجام دهد البته كار خوبي است
اما به معصوم مربوط نيست ولي اگر انگشتر عقيقي را (كه اولين كوهي است كه به ولايت اهل بيت شهادت داده
است)به انگشت وسط دست راست كند امام ضامن است كه شفيع او در روز قيامت باشد.و يا اگر كسي آب
بخورد و به شمر نفرين كند امام ضامن است كه خداوند تمام گناهان پنجاه ساله اين كس را بيامرزد و قصري در
بهشت نيز با تعداد زيادي حوري به وي اختصاص دهد.اين انسان بايد سعي بليغ كند كه هيچوقت لبش بخنده باز نشود
زيرا خنده از مسلمان قبيح است و اگر قهقه باشد در ان صورت مومن از سر به قعر جهنم ميافتد و تا قيام قيامت گرز
آتشين ميخورد.در عوض بايد هر قدر ميتواند از گريه براي امام كوتاهي نكند ولو آنكه اداي گريه كردن را در
بياورد و هر قطره اشك ضامن شفاعت او توسط امام در درگاه الهي است.عزاداري سيد الشهدا كليد آمرزش و
مفتاح بهشت است زيرا خود امام در آخرت ضامن و شفيع عزادار است اما شناخت حسين و راه حسين براي اين
انسان مهم نيست اين انسان از فاطمه تصويري با پهلوي شكسته و ماجراي فدك را ميداند و از زينب فقط سخنراني
عصر عاشورا و زينب او قبل و بعد از عصر عاشورا نيست اين انسان حسين آزاده را فقط در كربلا ميشناسد آنهم نه
حسين سلحشور و آشتي ناپذير و جانباز بلكه حسين مظلوم و غريب وتشنه كه فرزند شش ماهه اش را براي طلب آب بر سر دست ميگيرد و اينست دكان دين فروشان كه چه انسانهايي آفريده
است.جناب كاشف الغطاءدر كتاب آئين ما ميفرمايند عامل بد نامي شيعه همين خرافات است كه
ساخته اند ولي توضيح نميدهند كه اين خرافات را چه كساني ساخته اند و اگر كساني غير از آخوند آنها را به نامي جزء بنام مذهب و امام ميساختند چطور مومنين آنها را قبول ميكردند.درجه عبوديتي كه در فرهنگ ريا براي مومنين در نظر گرفته شده است در هيچ ايدئولوژي ديگر جهان نظير ندارد در مكتب دكانداران مرجع اجتهاد؛وكيل بي چون وچراي ائمه معصوم و نائب تام الاختيار امام در روي زمين است.و از خصوصيات اين دكانداران دشمني آشتي ناپذير با هر گونه نو آوري است و اينان با حربه تكفير و تعزير هر صدائي را در راه نو آوريخاموش ميكنند و هر تلاشي را در راه تحول متوقف مي سازند و اصل خانه اي است كه مومن بايد در آخرت با وساطت شفيعان براي خود دست و پا كند و اين مكتب مكتبي است جامع و كامل كه براي ده سال و صد سال وهزار سال ساخته نشده است بلكه براي مدتي ساخته شده است از زمان ايجاد تا ظهور امام عصر و در اين زمان اينان نيازمند مومنيني مستحكم و با انضباط هستند زيرا هيچ مكتبي بدون انضباط برقرار نمي ماند و لازمه انضباط اين است كه هم پاداشي باشد وهم كيفري البته با توجه به اين اصل كه ترس از كيفر غالبا موثرتر از جاذبه پاداش است .با اين منطق روشن عقلي و نقلي مكتب آخوند از اول وظيفه شرعي خود دانسته است كه مومنين را در چنان شبكه اي از ترس و وحشت محصور كند كه زهره شير را آب ميكند:سكرات موت؛شب اول قبر ؛گرزهاي آتشين؛آب جوشان ؛مار غاشيه؛و عقرب جراره و چيزهاي ديگر كه فهم معني آنها براي مومن دشوار است ولي ميداند كه بهرحال چيز هاي بسيار بدي هستند اما گمان مبريد كه چنين كيفري فقط به گناهان كبيره تعلق ميگيرد في المثل در كتاب معتبر مجمع المعارف و مخزن العوارف ذكر شده است كه چه بد عاقبتي است عاقبت آن بي سعادت كه در اين دنيا ريش تراشيده و شارب گذاشته است و از اين راه خودش را از شفاعت رسول خدا محروم كرده و در عوض به فرمودهء جناب دستغيب در كتاب معاد اگر مومن شارب نگذارد و ريش را هم نتراشد براي اوست قصري در بهشت از مرواريد و ياقوت و سقف طلا كه هفتاد خانه دارد از يلقوت سرخ و در هر غرفه هفتاد حجره است از زمرد سبز و در هر حجره هفتاد تخت است و بر هر تختي هفتاد فرش و بر هر فرش يك حور العين ((كه با حساب رياضي جمعا 24ميليون حورالعين براي مومن ريش نتراشيده))و بديهي است مومن كه بحمدالله از نعمت عقل و تشخيص بحد وفور برخوردار است با مقايسه اين دو تابلوي (بهشت و جهنم) در تمام موارد ترجيح ميدهد ريش نتراشد-شارب نگذارد-لعن كند قاتل حسين را و گريه كند بر مظلوميت او و.وبرود راهي كه رضاي آخوند در آن است و انضباط شرعي نيز از اين راه حفظ ميشود و جايگاه عقل براي انسان آخوند زده به همان مقدار انسانيت است براي صندوقدار دكان دين فروشي و استحمار يعني تبديل موجود داراي عقل و متفكر (انسان)به حمار.