بگذاريد بگويم چرا از دين متنفرم

اعظم کم گويان

چندى پيش قانون پيشنهادى ديويد بلانکت وزير کشور دولت بريتانيا براى مجازات کسانى که براساس انتقاداتشان به اتهام نفرت به دين محاکمه مى شوند، رسما اعلام شد. مطابق اين قانون کسانى که اديان بطور اعم يا يک دين بطور اخص را خطرناک بدانند و يا آنها را غير حقيقى تلقى و تبليغ کنند در خطر محاکمه و زندانى شدن قرار مى گيرند. اين طرح عليرغم ظاهر محکمه پسندش چيزى جز دعوت از صنعت مذهب براى استفاده قانونى و سيستماتيک از سيستم قضايى بمنظور خاموش کردن انتقاد به اديان و باورهاى مذهبى نيست. اين طرح عميقا آزادى بيان را پايمال کرده و چيزى جز زنده کردن قانون عتيق کفر در انگلستان نيست که اين بار دامنه آن فقط به مجازات منتقدين مسيحيت محدود نيست بلکه منتقدين کليه اديان را هدف قرار داده است. نتيجه محتوم قانون پيشنهادى بلانکت، مصون نگه داشتن دگم هاى مذهبى و اعتقادات خرافى از توهين، انتقاد، تحقيق و حتى هزل است. اين قانون اگر تصويب شود، آزادى انديشه را کنترل مى کند، آته ايست ها را سرکوب مى سازد، حمله اى آشکار به ارزشهاى سکولار در جامعه بريتانياست و کينه و نفرت مذهبى را اشاعه مى دهد.

در دفاع از اين طرح و طرحهاى مشابه گفته مى شود که طبق اين قانون، جريانات راسيستى و فاشيستى مانند بى. ان. پى. که کارشان نقد يا هزل دين اسلام نيست، بلکه نفرت از انسانهاى معتقد به اين دين است، از تعرض به مسلمانان منع مى شوند. اما اگر دولت بريتانيا واقعا بخواهد بى. ان. پى. را بعنوان يک جريان راسيستى که براساس نژاد و نفرت از نوع معينى از انسان، خشونت بر مى انگيزد را مجازات کند، به اندازه کافى قانون در اين مورد وجود دارد و دستش باز هست که بتواند اين کار را بکند. اما دولت بسادگى از کنار موارد متعدد خشونت، توهين، تحقير و آزار مسلمانان توسط بى. ان. پى. مى گذرد. از اين رو، هدف اين قانون محدود کردن اين حزب فاشيستى و دفاع از حقوق انسانى نيست بلکه مى خواهد دست جريانات فناتيک اسلامى و مسيحى را در برپايى نفرت و انشقاق مذهبى باز بگذارد و آزادى بيان در انتقاد از دين و هزل در مورد دين را سرکوب نمايد. مدتى پيش قانونى مشابه قانون پيشنهادى بلانکت در ايالت ويکتورياى استراليا تصويب شد که بلافاصله منجر به تحت تعقيب قرار دادن يک فرقه فناتيک مسيحى که به باورهاى يک سکت مسلمان توهين کرده بود، گرديد. اکنون دادگاه در موقعيت مضحک و در عين حال واقعى قرار گرفته تا حکم بدهد که آيا اين نفرت مذهبى از متون مقدس مسيحيت نشات گرفته است يا نه. برخى از فرقه هاى مسلمان که مجدانه براى تصويب اين قانون تلاش کردند حالا از کرده خود پشيمان شده اند چون عواقب آن، فردا مى تواند دامن خود آنها را بگيرد. اين قانون موجب خود ــــ سانسورى مردم، نويسندگان و متفکرين مى شود چون وقتى مردم مطمئن نيستند که تا چه درجه از انتقادشان مستوجب مجازات قانونى مى شوند، تصميم مى گيرند که ننويسند، چون امن تر است. اين چيزى جز خود ــ سانسورى نيست.

بگذاريد آزادى بيان و انتقاد از دين، تضمين قانونى داشته باشند. اين تنها راه درخشش حقيقت است. حتى اگر دروغ گفته شود، حتى اگر راسيسم از آن استفاده کند، بهترين راه جلوگيرى از راسيسم و اختناق و اشاعه نفرت، تضمين آزادى بيان است. اين رسم و روش يک جامعه متمدن و رشد يافته است که از عقايد هر چند ناخوشايند و غلط نمى ترسد چون مطمئن است که در بحث و جدل آزادانه، اين حقيقت است که پيروز مى شود. دانش و آگاهى طى بحث و جدل و استدلال پيش رفته است. طى قرنها، صنعت مذهب در همدستى با قدرتهاى ارتجاعى حاکم با آزادى بحث و بيان مخالفت کرده است؛ سيستم تفتيش عقايد، انگيزاسيون، گاليله را خاموش کرد و تمام جوامعى که آزادى بيان را خفه کرده اند، مردم را در فقر و جهل نگه داشته اند. اين احترام بى دليل و بى جا براى مذهب و تحميل رعايت آن بر مردم و ترس از انتقاد از دين، نبايد ما را به گذشته بازگرداند. خاموش کردن مردم غلط و خطرناک است. بدون آزادى بيان، تضمين آزاديهاى ديگر ممکن نيست.

قانون پيشنهادى بلانکت، حقوق انسانى از جمله حقوق زنان و آزادى بيان و عقيده را محدود مى کند چون راه هر نوع نقد به اديان و زن ستيزى و انسان ستيزى مذاهب را سد مى کند. با تصويب اين قانون امثال من و شما و سلمان رشدى و تسليمه نسرين بخاطر عدم عقيده به مذهب و نقد يا هزل آن، اين بار در زندانهاى بريتانيا و استراليا مجازات مى شويم.

امثال خمينى و غرداوى و خيل ملاها و شيخ ها مى گويند چرا از بى خدايان و از من نفرت دارند اما بگذاريد تا من هم بگويم چرا جامعه اى مى خواهم بدون دين، بدون ملا، بدون ريش و مقنعه و عمامه و نعلين و بدون دخالت دين. بگذاريد منهم بگويم چرا از دين متنفرم و چرا نفرت از اسلام معادل نفرت از مسلمانان نيست. مى توان از اسلام و اسلام سياسى تنفر داشت اما مردمى که خود را مسلمان مى دانند دوست داشت. انتقاد از اسلام راسيسم نيست. آرى اين در اول کار ممکن است قدرى شلوغ و پلوغ و نامطبوع بنظر برسد، اما اين آزادى است و آزاى بيان. اين راه رسيدن به حقيقت و تضمين حقوق انسانى است.