لطفاخود قضاوت كنيد   

http://baghiyatollah.persianblog.com/                     گرفته شده از سايت

سخن اول

خداوند را سپاس مي‌گوييم كه پس از انتشار پيش شماره اين گاهنامه مذهبي در سالروز امامت ولي الله الاعظم امام عصر (عج)، اكنون در سالروز ولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و همزمان با سالروز ولادت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره)؛ توفيق يافتيم شماره نخست عصر ظهور را با مطالبي متنوع و خواندني تقديم علاقمندان و منتظران حضرت مهدي (عج) نمائيم. بي شك استقبال و تشويق دلگرم كننده مخاطبان و خوانندگان نشريه، اشتياق ما را براي تداوم اين فعاليت مذهبي بيشتر از پيش ساخته است و اميدواريم تحت توجهات حضرتش كه صاحب اصلي اينگونه خدمات به مؤمنان مي باشد، توفيق و لياقت خدمتگزاري به منتظرانش را همچنان داشته باشيم.
همانطور كه در پيش شماره نيزعنوان گرديد، عصر ظهور هديه‌اي است كه به عموم علاقمندان، شيفتگان و منتظران ظهور حضرت مهدي (عج) تقديم مي‌شود و اميد است بتواند در حد توان و بضاعت خود نيازهاي معنوي و مذهبي آنان را برآورده نمايد. كوشش اين گاهنامه مذهبي بر آن است بدور از هرگونه وابستگي گروهي يا سازماني به ارائه مطالب مفيد و خواندني با هدف آگاه‌سازي و اطلاع رساني به مخاطبان خود يعني علاقمندان و شيفتگان حضرت ولي عصر (ارواحنا له الفداء) و ظهور آن حضرت بپردازد.
پيام شيرين و دلچسب ظهور حضرت مهدي (عج) كه همانا برقراري صلح و عدالت و آرامش حقيقي در سراسر جهان بدست پرتوان ايشان مي‌باشد، نه تنها يك اعتقاد مذهبي ارزشمند است؛ بلكه حقيقتي است الهي و حتمي الوقوع كه خداوند براي بشر و سرنوشت نهايي او در اين جهان مقدر فرموده است. از آنجايي كه اعتقاد به منجي آسماني تنها متعلق به فرهنگ اسلامي نيست و ديگر اديان الهي نيز از چنين اعتقادي برخوردار مي‌باشند، اطلاع دقيق از آراء و نظريات آنها مي‌تواند ضمن عمق بخشيدن به ميزان آگاهي و دانش منتظران ظهور، زمينه‌هاي رشد معنوي و بالندگي اجتماعي آنها را در عرصه‌هاي جهاني فراهم نمايد. گاهنامـه مذهبيعصرظهور ضمن ارائه معارف اسلامي ، به معرفي و تبيين معارف ديگر انبياي الهي مرتبط با موضوع ظهور نيز مي‌پردازد و در اين مسير اين فرموده خداوند متعال در توصيف پرهيزكاران را نصب‌العين خود قرار داده است كه مي فرمايد: و آنان كه به آنچه خداي تو به تو و پيامبران پيش از تو فرستاده ايمان دارند و خود به عالم آخرت يقين دارند.(بقره-4).
توجه به رويدادهاي جهاني اخير و انطباق آنها با علائم و نشانه‌هاي ظهور بر اساس آنچه كه در منابع معتبر اسلامي و الهي آمده است، هر انسان حقيقت جويي را متقاعد مي سازد كه بيشتر و نزديكتر از هر زمان ديگري در عصر ظهور به سر مي بريم. بديهي است تعبير از اين عصر و دوره به عنوان زمان آخر، بيداري و آگاهي همگاني براي ظهور قريب الوقوع منجي بشريت را مي‌طلبد. شايد چرخ و گردونه زمان مي بايست به گونه‌اي بگردد تا نشرياتي مانند عصر ظهور در اين زمان نويد بخش اين حقيقت الهي گردند. ازخداوند متعال تقاضاي تعجيل در ظهور حضرتش را داريم.

 تهاجم فرهنگي و استراتژي انتظار
طي چند سال اخير، صفحات بسياري از روزنامه ها و مجله‌هاي منتشرشده در ايران، در برگيرنده مقالات و اظهار نظرهاي متنوعي درباره تهاجم فرهنگي بودند. به صراحت مي‌توان گفت: در هيچ دوره‌اي از ادوار گذشته ايران، تا اين اندازه به مباحثي مانند فرهنگ، نمدن، روشنفكري و تحولات اجتماعي پرداخته نشده است. علت اين امر نيز شايد از سويي تازگي موضوعات و از سويي ديگر ضرورت و اقتضاي تاريخي بوده باشد.
بسيار طبيعي است كه در ميان جنجال و هياهوهاي مرسوم مطبوعاتي، كمتر مي‌توان درست و غلط را از يكديگرتفكيك نمود و جاي آن دارد تا با صبوري تمام منتظر بمانيم تا از وراي سليقه ها و بالاخره اظهار نظرهاي عجولانه، نهال تفكر و تذكر سر برآورد و پس از آنـكه گـرد و غبـارها بـه زمين نشستند، همـگان متـوجه جـايگاه و
عصـــر ظهــور شماره اول صفحه 2
پيامبر اكرم (ص): از دودمان من مهدي (ع) است كه وقتي قيام كند، عيسي بن مريم براي ياري او نزول مي‌كند و او را پيش مي‌فرستد و پشت سرش نماز مي‌گذارد. امالي صدوق: ص 181
موقعيت تاريخي ملت مسلمان ايران و ميزان نسبت و تعلق خاطرشان به حقيقت بشوند.
امروزه بسياري از مناسبات فردي و اجتماعي ملتهاي مسلمان تحت تاثير جدي فرهنگ غرب است و بيش از يك قرن تماس دائمي با تمدن غرب و تاثيرپذيري دائمي از فرهنگ خاص آن، سبب شده است كه حتي جوامع به ظاهر اسلامي نيز عالم و آدم را از دريچه چشم انسان غربي بنگرند. اين در حالي است كه دين مبين اسلام با بهره گيري از بزرگترين و موثق ترين تعاليم الهي و منبع آسماني كه همان قرآن كريم باشد، اصول و قواعد شايسته‌ترين نوع جهانبيني را در اختيار عموم انسانها و به ويژه مسلمانان قرار داده است. متاسفانه، در كشورهاي اسلامي همه جنبه‌هاي تمدن نيز اعم از معماري و شهرسازي، مناسبات اداري و اجتماعي، ورزش، تغذيه، معاملات اقتصادي، حقوق و قضا، نظاميگري و بسياري ديگر از امور كاملاً تحت تاثير اصول نظري و شيوه هاي عملي عاريت گرفته از غرب قرار دارند و رقابت در ميدان بزرگ توسعه‌يافتگي و پيشرفت براي آنها بسيار حساس، حياتي و ضروري جلوه كرده است. با اين وجود، چگونه مي توان دربرابرخطرتهاجم تفكر، فرهنگ و تمدن غربي محفوظ ماند؟
البته رشد و پيشرفت جوامع غربي در عرصه‌هاي علمي و تكنولوژيكي را در مقام مقايسه با كشورهاي در حال توسعه نمي‌توان ناديده گرفت و چه بسا كه برخورداري از دستاوردهاي فني و صنعتي آنها امروزه حتي يك ضرورت به نظر مي‌رسد. اما آيا نياز به فناوري‌هاي موجود در ممالك پيشرفته و غربي مي‌تواند انفعال و چه بسا ابتذال كشورهاي اسلامي و بي توجهي آنها به دوران پر افتخار گذشته فكري و فرهنگي را توجيه نمايد؟ اغلب پيشرفت‌ها و دستاوردهايي را كه امروز در جوامع مترقي جهان شاهد آن هستيم ريشه و سابقه گذشته آنها به صورت ابتدايي در جوامع و تمدن اسلامي بوده است.
بديهي است در مقطع فعلي يكي از راه‌كارهاي عملي در جهت حفظ و بقاي فرهنگ و تمدن اسلامي به ويژه تفكر و ارزشهاي شيعي مي تواند حول دو محور اساسي تعريف و تدوين شود. اول، موضوع مهدويت و ظهور يعني اعتقاد راسخ به وجود مقدس منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) وانتظار ظهور آن حضرت كه به عنوان دژي مستحكم مي‌تواند حافظ و ضامن بقاي جوامع و نهادهاي اجتماعي مسلمان در برابر تهاجم و شبيخون فرهنگي باشد. دوم، آمادگي همه جانبه براي استقبال و پذيرش پديده الهي ظهور كه كليه شؤنات به ويژه جنبه فرهنگي جامعه را در بر مي‌گيرد. انتظار خود نوعي فرهنگ با ويژگي هاي خاص خودش مي باشد كه پويندگان و تربيت يافتگان برجسته‌اي را تحويل حال و آينده جوامع اسلامي مي دهد.شايد بتوان انتظار را در مفهوم عاميانه آن با اين مثال تشريح نمود كه فرض كنيد خانواده‌اي منتظر رسيدن و پذيرايي از ميهماني عزيز و
گرانقدر مي باشد. در آن صورت ضمن مرتب نمودن خانه و تهيه وسايل پذيرايي هر لحظه منتظر استقبال از ميهمان عزيز خود خواهد بود. حال اگر در هر لحظه ميهمان وارد اين خانه شود آن را تميز و مرتب و عاري از هرگونه آلودگي مي‌يابد. از اينرو انتظار خود مي‌تواند عامل پاكي و طهارت منتظران محسوب شود. چرا كه وقتي كسي منتظر چيزي يا كسي باشد، خود را مرتب و آماده نگه مي‌دارد و به چيزهاي ديگر آلوده نمي‌شود.
تدوين سنجيده و نظام‌مند دو محور فوق به همراه ديگر اجزاي آنها مي تواند منتظران صاحب الزمان (عج) را در تدوين آنچه كه اصطلاحاً استراتژي انتظار ناميده مي‌شود ياري نمايد.از خداوند متعال توفيق مي‌خواهيم در شماره‌هاي آتي مطالب بيشتري را در خصوص استرتژي انتظار به آگاهي خوانندگان گرامي برسانيم.
 آشنايي با زندگي امام زمان (عج)
ولادت حـضرت مهدي (عج ) در پنهاني انجام شد و وجود چنين پسري را مخفي نمودند؛ زيرا خـفـقـان و سـانـسـور شديد حكومت طاغوتيان عبّاسي ، همه جا را فراگرفته بود و حاكم زمـان در جـسـتـجـوي آن حـضـرت بود و براي آگاهي از وضع او، بسيار تلاش مي‌نمود و بـخـصـوص در مـذهـب شـيـعـه دوازده امامي، آمدن او شايع شده بود و همگان مي‌دانستند كه شيعيان در انتظار آمدن او بسر مي‌برند. بر همين اساس، امام حسن عسكري (عليه السلام ) در زمـان حياتش، آن فرزندش را آشكار نكرد و بيشتر مردم بعد از وفات آن حضرت نمي‌دانستند كه او چنين پسر‌ي دارد.
بـرادر امـام حـسـن عـسـكـري (عـليـه السـلام ) كـه ((جـعفر)) نام داشت (و بر اثر انحراف و دروغـگـويـي، بـه ((جـعـفـر كذّاب )) معروف گرديد) ارث آن حضرت را تصاحب كرد و در زنداني كردن كنيزهاي آن حضرت و آزار رساندن به همسران آن حضرت كوشش كرد و به اصـحـاب امـام حـسـن عسكري (عليه السلام ) كه يقين به وجود پسر آن حضرت و اعتقاد به امامـت او داشتند و در انتـظار او بسـر مي‌بردند، ناسـزا مـي‌گفـت و از

عصـــر ظهــور شماره اول صفحه 3
امام حسين (ع): آنگاه كه قائم به پا خيزد، عدالتش بر نيكوكار و بدكار سايه افكند. محاسن: ج 1، ص 134
آنان بدگويي مي‌كرد و دشـمـنـي بـا آنان را آغاز كرد و آنچنان آنان را ترساند كه همه آنان را پراكنده نمود (با تـوجـّه بـه ايـنكه جعفر كذّاب با حكومت عبّاسيان همدست شده بود) خلاصه اينكه :او نسبت بـه بازماندگان امام حسن عسكري (عليه السلام ) شرايط بسيار سختي را پديد آورد، او باعث شد كه آنان را زنداني كردند و به زنجير كشيدند و تهديد، تحقير و توهين نمودند و انواع آزارها به آنان رساندند، ولي حاكم زمان (معتمد يازدهمين خليفه عبّاسي ) با همه كوششهايش ، به آن پسر بزرگوار(حضرت مهديعليه السلام ) دست نيافت .
و در ظاهر، جعفر (كذّاب ) اموال امام حسن عسكري (عليه السلام ) را براي خود برداشت و در ميان شيعيان امام حسن (عليه السلام ) كوشش بسيار كرد تا او را به عنوان امام دوازدهم به جـاي بـرادرش ‍ بـپـذيـرنـد ولي هـيـچـيـك از شـيعيان، دعوت او را نپذيرفتند، حتّي در اين گـمـراهي، از حاكم زمـان كمك خواست و اموال بسيار در اين را خرج كرد و به هرجا كه گـمـان مي‌بـرد كه مي‌تواند از آن استفاده كند، دست انداخت، ولي نتيجه نگرفت و نقشه‌هايش نقش برآب گرديد.
بـراي جـعـفر در اين رابطه در تاريخ ، داستانها، روايات و مطالب بسيار، وجود دارد كه در اين مختصر از ذكر آنها خودداري شد، آن داستانها نزد شيعه دوازده امامي و آگاهان به تاريخ ، معروف مي‌باشد.
 ويژگيهاي زندگي حضرت مهـدي (ع )
مقام امامت بعد از امام حسن عسكري (عليه السلام ) به پسرش ‍ (حضرت مهدي (عليه السلام ) ) هـمـنـام و هـم كـُنـيـه رسول خدا (صلّي اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيد و امام حسن عسكري (عـليـه السـلام ) در ظاهر و باطن ، فرزندي جز او (يعني حضرت مهـدي (عليه السلام ) ) نـداشـت و او را غـايـب و مـخـفـي ، بجاي گذارد.
حـضـرت مـهـدي (عـليـه السـلام ) در شـب نـيـمـه شـعـبـان سـال 255 هـجـري (در شـهر سامرا) به دنيا آمد، مادرش ((اُمّ وَلد)) بود به نام ((نرجس )) (دخـتـر يـشـوعـا از ذريـه شـمـعـون يـكـي از حواريون حضرت عيسي (عليه السلام ) بود) حـضـرت مـهـدي (عـليـه السـلام ) هـنـگـام وفـات پـدرش ، پـنـج سـال داشت، خداوند به او در همان سن و سال، حكمت و مقام قضاوت را عنايت فرمود و او را نشانه و حجّت جهانيان قرار داد، خداوند به او (در كودكي) حكمت آموخت چنانكه به حضرت يحيي (عليه السلام) در زمان كودكي حكمت آموخت. و نيز خداوند مقام امامت را به حضرت مهـدي (عليه السلام) در كودكي عنايت كرد.چـنـانكه به حضرت عيسي (عليه السلام) در آن هنگام كه در گهواره بود، مقام نبوت را عطا فرمود.
در مـورد امـامـت امـام مـهـــدي (عـليـه السـلام) قـبـل از تـولّدش ، از رسـول خـدا (صلّي اللّه عليه و آله و سلّم) تصريح شده بود چنانكه مسلمانان ، آن را مي دانستند و بعد از رسول خدا (صلّي اللّه عليه و آله و سلّم ) امير مؤ منان علي (عليه السلام ) بـه امـامـت آن حـضـرت تصريح فرموده است و همچنين امامان معصوم (عليهم السلام ) يكى پـس از ديگري، تا پدرش امام حسن عسكري (عليه السلام ) به امامت او تصريح كرده اند و پـدر بـزرگـوارش امـام حـسـن عسكري (عليه السلام ) نزد افراد مورد وثوق و خواصّ شيعيانش ، تصريح به امامت آن بزرگوار نموده است .
و اخـبـار و روايـات در مـورد غـيـبـت و پـنـهـان شـدنـش و هـمـچـنـيـن در مـورد حـكـومـت جهانيش ، قـبـل از تـولّد و پـنـهـان شـدنـش بـه طـور مـسـتـفـيـض‍ (بـسـيـار) از ائمـه اهـل بـيـت (عـليـهـم السـلام ) نـقل شده است و در ميان امامان (عليهم السلام ) اوست كه صاحب شـمـشـيـر اسـت و بـه حـق قـيـام مـي كـنـد و هـمـه در انـتـظـار تشكيل دولت ايمان (حكومت اسلامي جهاني او) بسر مي‌برند.
 غيبت صغرا و غيبت كبرا
حضرت مهدي (عليه السلام ) قبل از ظهور، داراى دو غيبت است :
الف : غيبت طولاني؛ كه طولاني تر از غيبت (يعني پنهاني ) ديگر است ، چنانكه رواياتي به اين معنا آمده است .
ب : غـيـبـت كـوتـاه : كـه از زمـان تـولّد آن حـضرت شروع شده و تا آن زمان كه سفارت و نـيـابـت خـاصـّه سـفـيـران و واسـطـه هـاي او قـطـع شـد، ادامـه يـافـت (از سال 260 تا 329 هجري حدود هفتاد سال ).
غـيـبـت طـولانـي او بـعـد از غـيـبت كوتاه، شروع مى شود و ادامه مى يابد و در پايان آن ، حضرت مهدي (عليه السلام ) ظهور كرده و قيام به شمشير مى نمايد.
خداوند در قرآن مى فرمايد:
((وَنُرِيدُ اَنْ نَمُن علَى الَّذين استُضْعفُوا فى الارْضِ وَنجعلَهم اَئمه ونَجعلَهم الْوارِثين وَنـُمـَكِّنَ لَهـُمْ فـِى الاَْرْضِ وَنـُرِىَ فـِرْعـَونَ وَهـامـانَ وَجـُنـُودَهـُمـا مـِنـْهـُم مـاكانُوا يحذَرُونَ )).
عصـــر ظهــور شماره اول صفحه 4
امام علي (ع): ياران مهدي (ع) همگي جوانند و پير در آنها نيست. التشريف بالمنن: ص 286
((اراده مـا بـر ايـن قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم و آنان را پيشوايان و وارثـيـن روى زمـيـن قـرار دهـيـم و حـكـومـتـشـان را پـابـرجا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريان آنان ، آنچه را بيم داشتند از اين گروه نشان دهيم )).
و در مورد ديگر مى فرمايد:
((وَلَقـَد كـَتـَبـْنـا فـِى الزَّبـُورِ مـِن بعد الذِّكْرِ اَنَّ الاَْرْضَ يرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ )). ((مـا در زبـور (كـتـاب داوود) بـعـد از ذكـر (تورات ) نوشتيم كه بندگان صالح من وارث (حكومت ) زمين خواهند شد)). رسـول خـدا (صـلّي اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) فـرمـود:((قطعا روزها و شبها نگذرد و جهان پايان نيابد تا اينكه خداوند از خاندان من مردي را برانگيزد كه او همنام من است ، سراسر زمين را پر از عدل و داد كند، همانگونه كه پر از ظلم و جور شده است )).
 چگونه منتظر باشيم؟
بشر بحران زده امروز منتظر يك منجي است تا او را از بحران و پريشان حالي نجات دهد و به آرامشي مطلوب برساند. اين آرامش را بشر خود از خويشتن دريغ كرده است و بشر خود به وجود آورنده اين ناآرامي است كه امروز ديگر از آن به تنگ آمده، ظهور منجي را انتظار مي‏كشد و اما او خواهد آمد و جهان را نجات خواهد داد. او همين الان مهمان دلهاي ماست و به ما وعده داده شده است. آرى او خواهد آمد و با ظهورش عشق و آرزوهاي ما تجسم عيني خواهند يافت. او مظهر تمام صفات پسنديده‏اي است كه مي‏توان متصور شد. او حجت‏خدا بر خلق است و با آمدنش تاريكي‏ها روشن مي‏شوند و ظلم و نابرابري‏ها رفع و دفع خواهند شد. او خليفة ا به تمام معناست و مظهر عباد صالح خداست. او الگوي كمال انساني و جانشين شايسته پدرش و اجدادش و رسول خداست. او منتهاي آرزوي ماست.
آري با ظهور حضرت قائم، عجل‏الله‏تعالي‏فرجه، انسان، انسان بودنش را و شايستگي‏هايش را و جامعه، جامعه بودنش را به تمام معنا درك خواهند كرد. انسان و جامعه هماني خواهد بود كه ولي خدا از او مي‏خواهد. اما آناني كه منتظر اويند بايد شايسته منتظر باشند بايد خانه دل بيارايند و بعد به انتظار بنشينند. او بهترين و برترين در عصر خويش است. بنابراين با بهترين حالات شخصي و اجتماعي بايد به استقبال ظهورش شتافت. وقتي قرار است‏يك ميهمان معمولي به خانه‏مان بيايد خانه را پاك ساخته، مي‏آرائيم تا رضايت‏خاطر ميهمان را به دست آوريم. حال كه او (حضرت قائم، عجل‏الله‏تعالي‏فرجه) بهترين و برترين ميهمان ما و بشر خواهد بود چگونه مي‏توانيم خانه‏هاي دلمان را و جامعه‏مان را پاك نسازيم و نيارائيم؟ براي درك حضورش بايد با ناپاكي‏ها و پليدي‏ها جنگيد و محيط را براي حضورش مهيا ساخت. قبل از هر چيز بايد بر خود بشوريم و نفس آلوده خويش را به دار تقوي بكشيم. پس آنگه كه خود پاك شديم جامعه نيز پاك خواهد بود و پاكان در مقابل ظلم و جور خواهند ايستاد و نبرد را به تمكين ترجيح خواهند داد. آنگاه كه مژده ايستادگي در برابر ظالمان به گوش مظلومان برسد به ظهور منجي مشتاقتر و مايلتر خواهند بود و خود به قيام خواهند برخاست و همانا كه ظهور حضرتش قيام مظلومان خواهد بود. اميد به ظهور منجي ما را بر آن مي‏دارد كه در تاريكي‏ها ننشينيم به سمت نور و روشنايي رهسپاريم تا صبح دولت اميد بدمد و با انوار وجودش رستگار شويم. نشستن و دست روي دست گذاشتن ما را جاودانه نخواهد ساخت درچنين حالتي تباهي‏ها روز به روز گسترش خواهند يافت و ما در گوشه‏هاي تاريك زمان گم خواهيم شد. راز جاودانگي در پويايي است نه در منفعل بودن. راز جاودانگي ما در با او بودن است چرا كه او حجت‏خداست‏براي با او بودن بايد خالص بود و با عشق در اين راه گام نهاد و همينطور بايد براي مبارزه‏ائي بي‏امان با ظلم و جور و هرچه پليدي‏هاست آماده بود.
انتظار يك بن‏بست اجتماعى نيست‏بلكه يك رودخانه جارى از حقايق اجتماعى است. انتظار ديدن روزنه اميد براى رهايى است. انتظار ديدن افق فردا و فرداهاست. اميد به آينده است. اشتياق رسيدن به بهترين وضع است و نه تنها تلاش براي تثبيت وضع موجود نيست‏بلكه تلاشي است‏براي بهتر شدن، تكامل يافتن و هميشه پويا زيستن. بنابراين جامعه منتظر، جامعه‏اي است پويا، رو به تكامل و متمايل به بهتر و انسانى زيستن و فرد منتظر بايد هميشه در حال گريز از وضع موجود و تلاش براي فردايي بهتر از امروز باشد بايد بر عليه هرچه شر است‏ بشورد تا جامعه براي ظهور و حضور آن انسان كامل آماده باشد. جاي بسي تاسف است اگر در جامعه‏اي آلوده، ناپاك، نامناسب و آلوده به زشتي‌ها منتظر چنين انسان والا و وارسته‏اي باشيم كه اين نه شرط ادب است، نه شرط ميهمانداري و نه شرط انساني الهي. پس بايد به‏پاخيزيم و با ادب حضور، جامعه را براي ظهور آماده سازيم.
برگرفته از نشريه موعود ارديبهشت 80- نوشته: لطفعلي محمديان






عصـــر ظهــور شماره اول صفحه 5
امام مهدي (عج): من باقيمانده خدا و جانشين او در زمين و حجت او بر شمايم. كمال الدين: ص331
 عصر ظهور در كلام پيامبر اكرم (ص):
چهار فتنه و آشوب بر امت من وارد مي‌شود، كه در فتنه اول، خونريزي و در دومي، خونها و اموال و در فتنه سوم، خونها و اموال و زنان حلال شمرده مي‌شود. چهارمين فتنه
و آشوب، كور و كر كننده و همه گير و هم چون حركت كشتي در درياي متلاطم خواهد بود، به گونه‌اي كه هيچ يك از مردم پناهگاهي نمي يابند. آن فتنه از شام برخاسته و عراق را فرا مي‌گيرد (جزيره) را زير دست و پاي خود به شدت كوبيده، و بلا و گرفتاري، مردم را مانند پوست دباغ خانه گوشمالي مي دهد. هيچ كس قادر نيست بگويد: بس كنيد و دست نگهداريد! اگر آن را از ناحيه اي برطرف سازند از ناحيه‌اي ديگر سر برآورده و ظاهر مي‌گردد. الملاحم و الفتن:ص 17
 عصر ظهور در كلام امام علي (ع):
به راههاي چپ و راست رفتند، و راه ضلالت و گمراهي پيمودند، و راه روشن هدايت را گذاشتند. پس درباره آنچه كه بايد باشد شتاب نكنيد، و آنچه را كه در آينده بايد بيايد دير مشماريد، چه بسا كسي براي رسيدن به چيزي شتاب مي‌كند اما وقتي به آن رسيد دوست دارد كه اي‌كاش آن را نمي‌ديد، و چه نزديك است امروزِ ما به فردايي كه سپيده آن آشكار شد. اي مردم! اينك ما در آستانه تحقق وعده‌هاي داده شده، و نزديكي طلوع آن چيزهايي كه بر شما پوشيده و ابهام آميز است، قرار داريم.
بدانيد آن كس از ما (حضرت مهدي عج) كه فتنه‌هاي آينده را دريابد، با چراغي روشنگر در آن گام مي‌نهد، و بر همان سيره و روش پيامبر (ص) و امامان (ع) رفتار مي كند تا گره ها را بگشايد، بردگان و ملت‌هاي اسير را آزاد سازد، جمعيت‌هاي گمراه و ستمگر را پراكنده و حق‌جويان پراكنده را جمع آوري مي‌كند. (حضرت مهدي عج) سالهاي طولاني در پنهاني از مردم به سر مي برد آن چنان كه اثرشناسان، اثر قدمش را نمي‌شناسند، گر چه در يافتن اثر و نشانه‌ها تلاش فراوان كنند. سپس گروهي براي در هم كوبيدن فتنه‌ها آماده مي‌گردند، و چونان شمشيرها صيقل مي‌خورند، ديده‌هاشان با قرآن روشنايي گيرد، و در گوش‌هاشان تفسير قرآن طنين افكند، و در صبحگاهان و شامگاهان جامهاي حكمت سر مي كشند. نهج البلاغه: خطبه 150
 عصر ظهور در كلام رهبران
رهبر كبير انقلاب اسلامي; حضرت امام خميني(ره) :
قضيه غيبت‏حضرت صاحب قضيه مهمي است كه به ما مسائلي مي‏فهماند من‏جمله از يك سر همچو كار بزرگي كه در تمام دنيا عدالت‏به معناي واقعي اجرا بشود در تمام بشر نبوده كسي الا مهدي موعود(عج) كه خداي تبارك و تعالي او را ذخيره كرده است‏ براي بشر. هر يك از انبيا كه آمدند براي اجراي عدالت آمدند و مقصدشان هم اين بود كه اجراي عدالت را در همه عالم بكنند لكن موفق نشدند حتي رسول ختمي (ص) كه براي اصلاح بشر آمده بود و براي اجراي عدالت آمده بود و براي تربيت‏ بشر آمده بود باز در زمان خودشان موفق نشدند به اين معنا و آن كس كه به اين معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد كرد، نه آن هم اين عدالتي كه مردم عادي مي‏فهمند كه فقط قضيه عدالت در زمين براي رفاه مردم باشد بلكه عدالت در تمام مراتب انسانيت، انسان اگر هر انحرافي پيدا كند، انحراف عملي، انحراف روحي، انحراف عقلي برگرداندن اين انحرافات را به معناي خودش اين ايجاد عدالت است در انسان اگر اخلاقش اخلاق منحرفي باشد، از اين انحراف وقتي به اعتدال برگردد، اين عدالت در او تحقق پيدا كرده است. اگر در عقايد يك انحرافاتي و كجي‏هايي باشد، برگرداندن آن عقايد كج‏به يك عقيده صحيح و صراط مستقيم، اين ايجاد عدالت است در عقل انسان. در زمان ظهور مهدي موعود(عج) كه خداوند ذخيره كرده است او را از باب اينكه هيچ كس در اولين و آخرين، اين قدرت برايش نبوده است و فقط براي حضرت مهدي موعود بوده است كه تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد و آن چيزي كه انبيا موفق نشدند به آن اينكه براي آن خدمت آمده بودند، خداي تبارك و تعالي ايشان را ذخيره كرده است كه همان معنايي كه همه انبيا آرزو داشتند لكن موانع اسباب اين شد كه نتوانستند اجرا بكنند و همه اوليا آرزو داشتند و موفق نشدند كه اجرا بكنند.
حضرت آيت‏الله خامنه‏اي مقام معظم رهبري:
مهدي موعود (عج) مظهر رحمت و قدرت حق و مظهر عدل الهي است و كساني كه بتوانند با اين كانون شعاع رحمت و تفضلات الهي ارتباط روحي و معنوي برقرار كنند در تقرب به خداوند توفيق بيشتري مي‏يابند، زيرا نقش توسل و توجه و ارتباط

عصـــر ظهــور شماره اول صفحه 6
امام سجاد (ع):
مردماني كه در زمان غيبت مهدي (عج) به سر مي‌برند و معتقد به امامت او و منتظر ظهور وي هستند، از مردمان همه زمانها برترند، زيرا خدايي كه يادش بزرگ است به آنان خرد و فهم و شناختي ارزاني داشته است كه غيبت امام براي آنان مانند حضور امام است. بحار الانوار: ج52، ص122
قلبي با آن حضرت موجب عروج و رشد روحي و معنوي انسان مي‏شود...
ايمان و اعتقاد به امام زمان مانع از تسليم شدن است و ملتهاي با ايماني كه حضور قطب عالم امكان را در ايمان خود احساس مي‏كنند از حضور او اميد و نشاط مي‏گيرند و براي مجد و عظمت اسلام مبارزه و مجاهدت مي‏كنند و با تكيه بر همين اميد درخشان بود كه ملت‏بزرگ ايران پرچم اسلام را به اهتراز درآورد و افتخار طول تاريخ بشر و تاريخ اسلام شد.
 آيا جرج دبليو بوش، همان دجال است؟
اشاره‌: موجي‌ كه‌ در آستانه‌ سال‌2000 ميلادي‌ در زمينه‌آخرالزمان‌شناسي‌ و گرايش‌ به‌ طرح‌موضوعات‌ مرتبط با آخرالزمان‌ در غرب ‌برخاست‌، نه‌ تنها فروكش‌ نكرده‌ بلكه ‌روز به ‌روز بر دامنه‌ آن‌ افزوده‌ مي‌شود. امروزه‌ پايگاه‌هاي‌ متعددي‌ در اينترنت‌، به‌ موضوع‌ آخرالزمان‌، نشانه‌هاي‌ آن‌ وتطبيق‌ آنها با رويدادهاي‌ اجتماعي‌،سياسي‌، نظامي‌ و زيست‌ محيطي‌ جهان‌پرداخته‌اند و تلاش‌ مي‌كنند به‌ صورت‌روزآمد آخرين‌ تحولات‌ مرتبط با اين‌موضوع‌ را منعكس‌ كنند.
اين مقاله به‌ منظور آشنايي‌ خوانندگان‌ عزيز با فضاي‌ حاكم‌ بر مقالات‌ و مطالبي‌كه‌ با موضوع‌ آخرالزمان‌ در اينترنت‌منتشر مي‌شوند.گفتني‌ است‌ كه‌ نقل‌ اين‌ مقالات‌ به‌معناي‌ تأييد محتوا و مستندات‌ آنهانيست‌.
مقدمه‌ مترجم‌: اخيراً در يكي‌ ازسايت‌هاي‌ اينترنتي‌ خبري‌ با اين‌مضمون‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌ كه‌: جورج‌بوش‌ دجال‌ است‌. در اين‌ مقاله‌ اينترنتي‌ تلاش‌ شده‌ كه‌ با استناد به‌ علم‌اعداد (Numerology)، پيشگويي‌هاي نوستراداموس‌، طرفداري‌ فرقه‌شيطان‌ پرستان‌ و ساحران‌ از بوش‌ (درجريان‌ انتخابات‌) و پيشگويي‌هاي‌ كتاب‌مقدس‌ به‌ نوعي‌ اين‌ نكته‌ القا شود كه‌جورج‌ بوش‌ همان‌ دجال‌ و يا آنتي‌كريست‌ ذكر شده‌ در كتاب‌ مقدس‌ است‌. در اين‌ مجال در حد حوصله‌ خوانندگان‌ محترم‌ نكات‌ مهم‌ و حائز اهميت‌ و جالب‌ توجه‌ اين‌ مقاله‌ و اسناد آن‌ را يك‌ به‌ يك‌ عنوان‌ مي‌كنيم‌. اما قبل‌ از پرداختن‌ به‌اسناد، بيوگرافي‌ خاصي‌ را كه‌ از(GeorgeW.Bush) در ابتداي‌ اين‌مقاله‌ ارايه‌ شده‌ ذكر مي‌كنيم‌، سپس‌ به‌مستندات‌ مي‌پردازيم‌.
او كسي‌ است‌ كه‌ كوكائين‌ مصرف‌مي‌كرده‌ و دوستانش‌ او را به‌ عنوان‌ يك‌ الكلي‌ عياش‌ بدخلق‌ مي‌شناسند. او شكست‌هاي‌ تجاري‌ متعددي‌ داشته‌ كه‌ به‌ كمك‌ دوستان‌ ثروتمندش‌ از آنها خلاصي‌ يافته‌ است‌. وي‌ فرماندار ايالت‌تگزاس‌ بوده‌ و در طول‌ فرمانداري‌ او درتگزاس‌ بدترين‌ اخبار از اين‌ ايالت‌گزارش‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ چند مورد آن‌ اشاره‌ مي‌كنيم‌: تگزاس‌ داراي‌ بالاترين‌آمار كودكان‌ فقير (26/2%) در بين‌ايالات‌ متحده‌ است‌ و 24/5 % از مردم‌اين‌ ايالت‌ از بيمه‌ درماني‌ برخوردارنيستند. مطالعات‌ اخير وزارت‌كشاورزي‌ در مورد ايالت‌ تگزاس‌ نشان‌مي‌دهد كه‌ 5 % از خانوارهاي‌ تگزاس‌اكثر اوقات‌ چيزي‌ براي‌ خوردن‌ پيدا نمي‌كنند. اين‌ ايالت‌ كمترين‌ هزينه‌ سرانه‌ خدمات‌ اجتماعي‌ را نسبت‌ به‌ديگر ايالت‌ها داراست‌. در پنج‌ سال‌ اخير وي‌ كليدهاي‌ رهايي‌ مردم‌ تگزاس‌از فقر و تنگدستي‌ را در دست‌ داشت‌ اما با غروري‌ كاذب‌ سهم‌ طبقات‌ ثروتمند تگزاس‌ در پرداخت‌ ماليات‌ راكاهش‌ داد و از اين‌ راه‌ آنها را مبلغان‌ انتخاباتي‌ خود كرد. تگزاس‌ بيشترين‌درصد بازداشت‌ها و زنداني‌ها راداراست‌. در تگزاس‌ براي‌ يك‌ سياه‌ آمريكايي‌ 6 برابر يك‌ سفيد پوست‌ احتمال‌ دريافت‌ حكم‌ اعدام‌ وجود دارد، تا يك‌ سفيد پوست‌ براي‌ كشتن‌ يك‌سياه‌ پوست‌. در تگزاس‌ براي‌ اولين‌ بارپس‌ از جنگ‌هاي‌ داخلي‌ يك‌خانم‌Karla Faye Tucher)) به‌مجازات‌ اعدام‌ محكوم‌ شد.
و اما اسناد مورد بحث‌ :
سند اول‌ : تشخيص‌ دجال‌ ازطريق‌ علم‌ اعداد
در انجيل‌ براي‌ اينكه‌ آيا شخصي‌دجال‌ است‌ و يا خير، راهي‌ از طريق‌ علم‌اعداد نشان‌ داده‌ شده‌ است‌. انجيل‌مي‌گويد اين‌ عدد 666 و مربوط به‌ يك‌ مرد است‌. روش‌ كار به‌ اين‌ شكل‌ است‌كه‌ به‌ هر يك‌ از حروف‌ لاتين‌ از A تا Zاز1 تا 26 را اختصاص‌ مي‌دهند كه‌ اگر اين‌اعداد را براي‌ نام‌ جورج‌ دبليو بوش‌محاسبه‌ كنيم‌ چنين‌ مي‌شود:
7 + 5 + 15 + 18 + 7 + 5 براي‌ جورج‌، 23+1+12+11+5+18 براي‌براي‌دبليو(Walker) و 2+21+19+ 8براي‌ بوش‌ كه‌ جمع‌ همه‌ آنها مي‌شود[6]=1+5=15=1+7+7=177 كه‌ اين‌اولين‌ شش‌ ماست‌ .
دومين‌ شش‌ را مي‌توان‌ از روي‌تاريخ‌ تولد وي‌ يعني‌ 6 جولاي‌ 1946 به‌دست‌ آورد. به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ اگر ارقام‌ جولاي‌ را كه‌ هفتمين‌ ماه‌ ميلادي‌ است‌به‌ بقيه‌ اعداد به‌ اين‌ شكل‌ جمع‌

عصـــر ظهــور شماره اول صفحه 7
امام علي (ع): آنكه منتظر امر (فرج) ما است، همچون كسي است كه در راه خدا در خون خود تپيده باشد. كمال الدين : ص 645
كنيم‌33=6+4+9+1+6+7 مي‌شود [6]=3+3=33 كه‌ دومين‌ شش‌ را به‌دست‌ مي‌آوريم‌.
سومين‌ شش‌ را مي‌توان‌ با توجه‌ به‌اين‌ مطلب‌ كه‌ هدف‌ ابتدايي‌ دجال‌ غلبه‌ بركل‌ جهان‌ و تقديم‌ آن‌ به‌ شيطان‌ است‌و اولين‌ قدم‌ در اين‌ راه‌ فرمانداري‌تگزاس‌ بوده‌ است‌ پيدا كرد. بوش‌ براي‌اولين‌ بار در هشتم‌ نوامبر1994 به‌فرمانداري‌ تگزاس‌ انتخاب‌ شد كه‌ بازهم‌ اگر ارقام‌ اين‌ تاريخ‌ را با هم‌ جمع‌كنيم‌ خواهيم‌ داشت‌:33=4+9+9+1+8+1+1، [6]=3+3=33 كه‌ مجدداً سومين‌ 6را به‌ ما مي‌دهد.
حال‌ اگر تاريخ‌ به رياست‌ جمهوري‌رسيدن‌ وي‌ را نيز درنظر بگيريم‌ كه‌ 20ژانويه‌ 2001 بوده‌ است‌، مجدداً به‌عدد 6 مي‌رسيم‌ كه‌ مي‌توانيم‌ آن‌ راجايگزين‌ سومين‌ عدد شش‌ مربوط به‌دوران‌ فرمانداري‌ او كنيم‌.
[6]=1+0+0+2+0+1+1.شايد برايتان‌ حيرت‌انگيز باشد كه‌چرا پدر وي‌ به‌ هنگام‌ نامگذاري‌ او نام‌ هربرت‌ را قبل‌ از كلمه‌ Walker از نام‌ وي‌ حذف‌ كرد؟ آيا آن‌ راهي‌ براي‌پيشكش‌ پسرش‌ به‌ شيطان‌ نبوده‌است‌؟
George= 6 حرف‌، Walker= 6حرف‌، BUSHJRيا ريشه‌ آلماني‌ آن‌ Buscheنيز داراي‌ شش‌ حرف‌ است‌كه‌ دوباره‌ سه‌ شش‌ را تشكيل‌ مي‌دهد.اگر هنوز متقاعد نشده‌ايد بايد بدانيد كه‌ شانس‌ رخداد چيزي‌ شبيه‌ به‌حالت‌ فوق‌ به‌ طور اتفاقي‌ و تصادفي‌ 1در000/000/000/100 است‌ كه‌بيش‌ از 16 برابر كل‌ جمعيت‌ بشر است‌. حال‌ اگر باز هم‌ تصور مي‌كنيد كه‌ اين‌يك‌ تصادف‌ است‌ بد نيست‌ به‌ اين‌ضرب‌المثل‌ و به‌ تبع‌ آن‌ دومين‌ سنددقت‌ كنيد كه‌ مي‌گويد: شخص‌ را ازطرفدارانش‌ بشناس‌.
سند دوم‌: حمايت‌ گروه‌هاي‌شيطان‌پرست‌
وي‌ در طول‌ دوران‌ مبارزات‌اوليه‌اش‌ در گروه‌هاي‌ شيطان‌ پرست‌نيوهمپشاير (NewHampshire)حضور يافت‌ و اين‌واقعه‌اي‌ بود كه‌ به‌ طور گسترده‌ در رسانه‌هاي‌ خبري‌ پوشش‌ داده‌ شد واين‌ در حالي‌ بود كه‌ يك‌ تجمع‌ نفرت‌ آور از ساحره‌ها و جادوگران‌ از سراسرنيواينگلند گردهم‌ آمدند تا صعود وي‌ به‌مقام‌ رياست‌ جمهوري‌ را پيش‌ بيني‌كرده‌ و جشن‌ بگيرند.
سند سوم‌: پيشگويي‌هاي‌نوستراداموس‌
ميشل‌ نوستراداموس‌ (1566 -1503م‌) يك‌ پزشك‌ و منجم‌ فرانسوي‌ بود كه‌ كتابي‌ با بيش‌ از 900 پيشگويي‌در باره‌ حوادث‌ فرانسه‌ و كل‌ جهان‌نگاشته‌ است‌. وي‌ پيشگويي‌هاي‌
خود رابه‌ صورت‌ مصراع‌هاي‌ آهنگين‌ نگاشته‌كه‌ به‌ دليل‌ برخورداري‌ از دقت‌ زياد بسيار مورد توجه‌ بوده‌اند. يكي‌ ازپيشگويي‌ها كه‌ اخيراً در اينترنت‌ نيزوارد شده‌ اين‌ است‌ كه‌:
هزاره‌ مي‌آيد، ماه‌ دوازدهم‌، در خانه‌نيرومندترين‌ قدرت‌ و آدم‌ سبك‌ مغز روستايي‌ مي‌آيد تا ادعاي‌ رهبري‌ كند.وي‌ سپس‌ ادامه‌ مي‌دهد:يك‌ فرد مشكوك‌ از سلطنت‌ دورمي‌شود با اينكه‌ عده‌ زيادي‌ از آن‌حمايت‌ مي‌كنند و او راي‌ عمومي‌ را به‌دست‌ مي‌آورد اما گروهي‌ اجازه‌نمي‌دهند كه‌ او حكمفرما شود.
اين‌ مطلب‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ تماماًدر مورد ال‌ گور رقيب‌ بوش‌ باشد وي‌ اضافه‌ مي‌كند به‌ حكومت‌ رسيدن‌ بوش‌ مصادف‌ با آمدن‌ ستاره‌ دنباله‌داري‌است‌ به‌ نام‌ Hale Bop. سال‌هاي‌ 95 تا97; يعني‌ زمان‌ شروع‌ و آغاز مقدمات‌ مبارزات‌ انتخاباتي‌ بوش‌ و سال‌ 97;يعني‌ زماني‌ كه‌ از وي‌ به‌ عنوان‌ نامزد رياست‌ جمهوري‌ سخن‌ به‌ ميان‌ آمد،آخرين‌ حد روشنايي‌ اين‌ ستاره‌ دنباله‌دار بود. او در ادامه‌ مي‌گويد:پس‌ از روي‌ كار آمدن‌ وي‌ قتل‌ عام‌شديدي‌ صورت‌ مي‌گيرد و صدها تن‌ به‌انتقام‌ بر مي‌خيزند و سپس‌ كسي‌ مي‌آيد از طرفداران‌ بوش‌ كه‌ مانندهاني‌بال‌ است‌.
هاني‌ بال‌ ژنرال‌ سياهي‌ بود كه‌ بافيل‌هايش‌ براي‌ تسخير روم‌ حركت‌ كرد اما در نهايت‌ شكست‌ خورد، در اينجاكولين‌ پاول‌ سياه‌ پوست‌ كه‌ به‌ طرف‌عراق‌ (بابل‌) حركت‌ مي‌كند موردنظراست‌. قابل‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌پيش‌گويي‌ها با تفصيلات‌ بسياري‌ ادامه‌ مي‌يابد كه‌ مجال‌ پرداختن‌ به‌ همه‌ آنها وتوضيح‌ دقيق‌ و با جزئيات‌ آنها نيست‌ ودر صورت‌ علاقه‌ خوانندگان‌ متن‌ اصلي‌آن‌ قابل‌ ارايه‌ است‌ .
سند چهارم‌: پيشگويي‌هاي‌انجيل‌
اين‌ پيش‌گويي‌ها بر اساس‌ مكاشفه‌ عجيب‌ دانيال‌ نبي‌ است‌ كه‌ تعبير آن‌اين‌ چنين‌ است‌:
وي‌ (دانيال‌ نبي‌) مي‌گويد: در ايلام‌ Susa، سمت‌ مشرق‌ بابل‌ (درعراق) در پيش‌ روي‌ خود قوچي‌ دو شاخ‌ راديدم‌ . ]اشاره‌ به‌ صدام‌ حسين‌ [ وشاخ‌هاي‌ وي‌ بلند بودند ] اشاره‌ به‌ اينكه‌او چهارمين‌ ارتش‌ قدرتمند جهان‌ راداشت‌[ . يكي‌ از شاخ‌ها بلندتر ازديگري‌ بود و بعداً بلندتر شد ] اشاره‌ به‌ نيروهاي‌ نظامي‌ عادي‌ و گارد جمهوري‌ عراق‌ دارد كه‌ بعداً شكل‌ گرفت‌ و به‌ هفت‌ لشكر تقسيم‌ شد[ اين‌ قوچ‌ را مي‌ديدم‌كه‌ به‌ سمت‌ شمال‌ ]كردها و ايران‌[ وجنوب‌]كويت‌[ حمله‌ مي‌كند. و هيچ‌نيرويي‌ نمي‌توانست‌ او را از اين‌ اعمالش‌ باز دارد. او به‌ بزرگترين‌ قدرت‌ در منطقه‌تبديل‌ شد. در حالي‌ كه‌ به‌ اين‌ قوچ‌ مي‌انديشيدم‌. ناگهان‌ بزي‌ با يك‌ شاخ‌ ازغرب‌ آمد در حالي‌ كه‌
تمام‌ كره‌ را مي‌پيمود بدون‌ اينكه‌ زمين‌ را لمس‌ كند.

عصـــر ظهــور شماره اول صفحه 8
پيامبر اكرم (ص):هركه با دوستي آل محمد بميرد، شهيد از دنيا رفته است. احقاق الحق : ج 9 ، ص 487
]اشاره‌ به‌ جورج‌ دبليو بوش‌ و نيروي‌هوايي‌ وي‌ دارد[.
او به‌ طرف‌ قوچ‌ دو شاخ‌آمد و به‌ او با خشم‌ زياد حمله‌ كرد و قوچ‌ توانايي‌ ايستادگي‌ در برابر آن‌ را نداشت‌.و بز پشت‌ او را به‌ زمين‌ زد. بز خيلي‌ بزرگ‌و برتر شد اما با وجود قدرتش‌ شاخش‌شكسته‌ بود ] جورج‌ بوش‌ پدر به‌ خاطرتصويب‌ حمله‌ هوايي‌ آمريكا به‌ عراق‌يكسال‌ بعد رياست‌ جمهوري‌ را از دست‌داد[. به‌ جاي‌ شاخ‌ قبلي‌ وي‌ چهار شاخ‌رشدكرد ]وي‌ سه‌ پسر و يك‌ دخترداشت‌ كه‌ به‌ دليل‌ لوسمي‌ فوت‌ كردند[ و به‌ جاي‌ آنها شاخ‌ ديگري‌ رشد كرد ]اشاره‌ به‌ جورج‌ دبليو بوش‌كه‌ ثروتمندبود و به‌ طرف‌ غرب‌ و جنوب‌ رفت‌ [ وي‌بيشتر دوران‌ جواني‌ خود را در قمار بازي‌ و شراب‌ خواري‌ گذراند و بعدها به‌فرمانداري‌ تگزاس‌ رضايت‌ داد و سپس‌به‌ رئيس‌ جمهوري‌ رسيد[ و به‌ طرف‌سرزمين‌ زيبا ]يعني‌ خاورميانه‌[ لشكركشي‌ كرد. او خود را برتر از همه‌ و به‌ عنوان‌ رهبر گروه‌ خود معرفي‌ كرد]رهبر ائتلاف‌ عدالت‌ بي‌پايان‌[ و بعد من‌شنيدم‌ كه‌ فرد مقدسي‌ به‌ فرد مقدس‌ديگر مي‌گفت‌: چقدر طول‌ مي‌كشد تا رؤياي‌ دانيال‌ تحقق‌ يابد. او جواب‌ داد2300 روز و شب‌ و اين‌ جنگ‌ ]جنگ‌خاورميانه‌[ شش‌ ونيم‌ سال‌ به‌طول‌خواهد انجاميد كه‌ باعث‌ مرگ‌ و مير و خرابي‌هاي‌ ناباورانه‌ مي‌گردد. زماني‌ كه‌من‌ در حال‌ ديدن‌ اين‌ رؤيا بودم‌ ومي‌كوشيدم‌ آن‌ را بفهمم‌ پشت‌ من‌ كسي‌ايستاد كه‌ مردي‌ بود ]درانجيل‌: پسر خدا [عيسي‌ (ع‌) و به‌ جبرئيل‌ گفت‌ كه‌ جبرئيل‌ به‌ او بگو كه‌ اي‌ پسر! بدان‌ كه‌ اين‌ رؤيا به‌آخرالزمان‌ مربوط مي‌شود و اين‌ در حالي‌بود كه‌ او در نزديكي‌ جايي‌ كه‌ بودم‌ آمد ومن‌ هم‌ از ترس‌ به‌ سجده‌ افتادم‌ .
اين‌ بود چكيده‌ مقاله‌اي‌ 9 صفحه‌اي‌ كه‌ با توجه‌ به‌ حوادث‌ اخيرمركز تجارت‌ جهاني‌ نيويورك‌ وپنتاگون درواشنگتن‌ حاوي‌ نكات‌ بسيار جالب‌ ومهمي‌ است‌ كه‌ اميد است‌ مورد توجه‌خوانندگان‌ عزيز قرار گيرد و آنان‌ را هرچه‌ بيشتر به‌ حساسيت‌ اوضاع‌ جاري‌ ونتايج‌ و پيامدهاي‌ دنيوي‌ و اخروي‌ آن‌ واتصال‌ آن‌ به‌ ظهور حضرت‌ حجت‌ (عج) وبرقراري‌، صلح‌ جهاني‌ واقف‌ نمايد. تلخيص‌ و ترجمه‌: سيد احمد يكاني‌ فرد
 امام زمان(عج) از نگاه مقام معظم رهبري
خورشيد فروزان
امروز وجود مقدس حضرت حجت - ارواحنا فداه - در ميان انسان‏هاي روي زمين، منبع بركت، منبع علم، منبع درخشندگي، زيبايي و همه خيرات است.
...براي انساني كه داراي معرفت‏باشد، موهبتي از اين برتر نيست كه احساس كند، ولي خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده برگزيده در ميان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهي در زمين، با او و در كنار او است; او را مي‏بيند و با او مرتبط است. (1)
مهدي موعود (عج)، مظهر رحمت و قدرت حق و مظهر عدل الهى است و كساني كه بتوانند با اين كانون شعاع رحمت و تفضلات الهي، ارتباط روحي و معنوى برقرار كنند، در تقرب به خداوند، توفيق بيشتري مي‏يابند; زيرا نفس توسل و توجه و ارتباط قلبي با آن حضرت، موجب عروج و رشد روحي و معنوي انسان مي‏شود. (2)
... يكي از آن خورشيدهاي فروزان، به فضل و كمك پروردگار و به اراده الهي، امروز در زمان ما به عنوان بقية الله فى ارضه‏ ; به عنوان حجة الله علي عباده‏ ; به عنوان صاحب زمان‏ و ولي مطلق الهي در روي زمين‏ وجود دارد. بركات وجود او، [و] انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر مى‏رسد... اين خورشيد معنوي و الهي بازمانده اهل‏بيت عليهم السلام است. (3)
ولي عصر - صلوات الله عليه - ميراث بر همه پيامبران الهي است. (4)
امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امكان و ملجا همه خلايق، اگرچه غايب است و ظهور نكرده، اما حضور دارد. (5)
امام زمان (عج) امانت و گوهر درخشنده عظيم آفرينش در ميان ما، امروز بي گمان بيش از هر زمان، متوجه و مراقب اين ملت است. (6)
نقش مهدويت
اميد
اعتقاد به مهدويت، به وجود مقدس مهدى موعود - ارواحنا فداه - اميد را در دلها زنده مى‏كند. هيچ وقت انساني كه معتقد به اين اصل است، نا اميد نمى‏شود; چرا؟ چون مي‏داند يك پايان روشن حتمي، وجود دارد سعي مي‏كند كه خودش را به آن برساند. (7
1. روزنامه جمهوري اسلامي 4/9/78.
2. روزنامه رسالت 16/10/74.
3. سخنراني جشن بزرگ منتظران ظهور 3/9/78.
4. خطبه نماز جمعه 6/4/59.
5. جمهوري اسلامي 19/10/74.
6. خطبه نماز جمعه 19/10/59.
7. رسالت 26/9/76.

 

بشـارات قـرآن درباره امام مهدي

بيش از يكصد آيه از قرآن كريم به مصلح كل حضرت بقية الله ارواحنا فداه تفسير و تأويل شده است، كه علامه بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسي در دائرة المعارف بزرگ شيعه بحارالانوار 70 آيه را به استناد احاديث وارده از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در پيرامون ظهور يكتا بازمانده از حجتهاي حضرت احديت نقل كرده است.1 و برخي از بزرگان كتابهائي را در اين رابطه به رشته تحرير در آورده اند كه از آن جمله است:
1- المحجة فيما نزل في القائم الحجة (عليه السلام )
شامل 120 آيه از آيات تفسير شده به ظهور حضرت مهدي ارواحنا فداه به استناد احاديث وارده از معصومين علهيم السلام.2
2- المهدي في القرآن
شامل 110 آيه از آيات تأويل شده به ظهور حضرت مهدي عليه السلام به استناد احاديث وارده از طريق شيعه و سني. 3
3- موعود قرآن
ترجمه فارسي المهدي في القرآن
4- سيماي امام زمان (عليه السلام ) در آينه قرآن
شامل بيش از 140 آيه از آيات قرآن كريم كه روايات فريقين (شيعه و سني) به ظهور قبله موعود و كعبه مقصود تفسير شده است.4
و ما در اينجا به نقل چند آيه در اين رابطه بسنده مي كنيم

:
1- و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين.
يعني: و ما اراده كرده ايم به آنانكه در روي زمين به ضعف كشيده شده اند منت نهاده، آنها را پيشوايان وارثان زمين قرار دهيم. 5
طبق روايات بيشماري اين آيه در حق مصلح جهان حضرت بقية الله ارواح العالمين له الفداه نازل شده كه در آخرالزمان قيام كرده، بساط ننگين ظلم و بيدادگري را درهم خواهد پيچيد و پرچم عدالت را در سرتاسر جهان به اهتزاز در خواهد آورد. و به تكتازي فرعونيان خاتمه خواهد داد.6
 

2- بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين .
يعني: بازمانده خدا بهتر است براي شما، اگر مؤمن باشيد. 7
مطابق روايات فراواني، هنگامي كه حضرت بقية الله ارواحنا فداه ظهور مي كند پشت خود را به ديوار كعبه تكيه داده، نخستين چيزي كه به زبان مي آورد، اين آيه شريفه است، آنگاه همه آنها كه در آنجا گرد آمده اند با عنوان السلام عليك يا بقية الله به پيشگاه آن حضرت عرض ادب مي كنند. 8
 

3- هوالله ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهر علي الدين كله و لو كره المشركين.
يعني: او خدائي است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق برانگيخت تا آن را بر همه اديان پيروز بگرداند. اگر چه مشركان نخواهند. 9
پيشواي ششم شيعيان در تفسير اين آيه فرمود: مهدي ما ظهور مي كند و دين مقدس اسلام را بر همه اديان پيروز مي گرداند، اگر چه دشمنان راضي نباشند. كه منظور از اين پيروزي، سيطره نظامي و پيروزي ظاهري است و گرنه از نظر دليل و برهان، اسلام در هر زماني بر همه اديان غلبه داشت. و مكتبهائي كه ريشه آسماني دارد ( چه مسيحيت و كليميت ) چون از يكسو تحريف شده، و از سوي ديگر به هنگام تشريع از طرف خداوند متعال به عنوان برنامه موقت تشريع شده بود، پاسخگوي نيازمنديهاي قرون بعدي نبودند، از اين رهگذر از نخستين روز ظهور اسلام، دليل و منطق اسلام بر همه اديان پيروز بود ولي غلبه ظاهري آن با هنگام ظهور آن يكتا بازمانده از حجتهاي پروردگار تحقق خواهد يافت.10
 

4- اعلمو ان الله يحيي الارض بعد موتها قد بينا لكم الايات لعلكم تعقلون .
يعني: بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگ آن زنده مي سازد به راستي نشانه هاي ـ قدرت ـ خدا را براي شما بيان كرديم. باشد كه عقل خود را بكار بنديد. 11
پيشواي پنجم شيعيان مي فرمايد: مهدي ما قيام مي كند و به وسيله گسترش عدالت در سراسر گيتي، جهان را زنده مي كند، پس از آنكه در زير كابوس ظلم و ستم مرده باشد.12
پيشواي هفتم حضرت موسي بن جعفر عليه السلام نيز در تفسير اين آيه فرمود خداوند زمين را به وسيله عدل و داد زنده مي كند، نه بارش باران.13
آري اگر جامعه اي در زير فشار ظلم و ستم باشد جامعه مرده است و تنها موقعي زنده مي شود كه ظلم و ستم از آن جامعه رخت بربندد و نعمت عدالت در آن جامعه گسترش يابد. از اينجاست كه اميرالمؤمنان علي عليه السلام عدالت را زيربناي زندگي مردم دانسته مي فرمايد: العدل قوام الرعية .
 

5- و اشرقت الارض بنور ربها .
يعني: زمين به نور پروردگارش منور گرديد.14
امام رضا عليه السلام در تأويل اين آيه مي فرمايد:او چهارمين فرزند من، پسر بهترين كنيزان است كه زمين را از هر جور و ستمي پاكيزه مي كند. مردم در ولادت او دچار ترديد مي شوند. او را غيبتي طولاني است چون ظاهر شود زمين را با نور پروردگارش روشن مي گردد.15
 

6- قل ارايتم ان اصبح ماؤكم غوراً فمن يأتيكم بماء معين .
يعني: بگو اگر ببينيد كه آب شما فروكش مي كند، چه كسي براي شما آب گوارا باز آورد.16
همه موجودات زنده از آب آفريده شده و قوام آنها با آب است ولي منظور از آب گوارائي كه در آيه فوق مطرح شده، مقام ولايت كبراي حضرت صاحب الزمان ارواحما فداه است كه پس از دوران فروكش (غيبت) يكبار ديگر به فرمان خدا ظاهر شده، تشنگان دانش و فضيلت، و شيفتگان تقوي و عدالت را، از آبشخور اقيانوس بيكران آب حيات و معادن حكمت، سيراب فرموده، به سعادت دنيا و آخرت نائل مي گرداند. به دليل نقش حياتي حضور امام عليه السلام در زندگي توده ها، قرآن كريم وجود اقدس امام عليه السلام را آب گوارا تعبير نموده است.
علي بن جعفر از برادر بزگوارش امام موسي بن جعفر عليه السلام، از تفسير اين آيه مي پرسد، امام عليه السلام مي فرمايد: ‌هنگامي كه امامتان از ديدگان شما ناپديد شود و نتوانيد او را ببينيد چه خواهيد كرد .17
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله خطاب به عمار مي فرمايد: اي عمار!
خداوند با من عهد كرده كه از تبار حسين عليه السلام 9 امام پديد مي آيد كه نهمين آنها از ديدگان ناپديد مي شود و اين است معناي آيه شريفه قل ارايتم ان اصبح ماؤكم غوراً ، براي او يك غيبت طولاني است كه گروهي از عقيده خود برمي گردند و گروهي بر آن ثابت مي مانند و چون آخرالزمان فرا برسد، او ظاهر مي شود و دنيا را پر از عدل و داد كند. چنانكه از جور و ستم پرشده است.18
 

7- هدي للمتقين الذين يؤمنون بالغيب .
يعني:هدايت است براي پرهيزكاران كه به غيب ايمان آوردند.19
طبق احاديث فراواني منظور از غيب در اين آيه امام غائب عليه السلام است: امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه مي فرمايد: پرهيزگاران شيعيان علي بن ابي طالب عليه السلام هستند و اما غيب پس آن حجت غائب است.20
جابربن عبدالله انصاري در ضمن يك روايت طولاني كه از 12 پيشواي معصوم و قائم آنها بحث كرده، از رسول اكرم صلي الله عليه و آله نقل مي كند كه فرمود: خوشا به حال آنانكه در زمان غيبت او شكيبائي پيشه كنند و بر محبت آنها استوار بمانند، كه آنها را خداوند متعال در آيه الذين يؤمنون بالغيب ستوده است.21
 

8- و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون .
يعني: گذشته از ذكر-تورات در زبور نيز نوشتيم كه به راستي زمين را بندگان شايسته ام به ارث مي برند.22
از امام باقر و امام صادق عليهما السلام روايت شده كه منظور از بندگان صالح در آيه شريفه، حضرت قائم ( ارواحنا فداه ) و ياران او مي باشد.23
جالب توجه اينكه متن اين بشارت در زبور فعلي موجود است.
طبق وعده قطعي خدا در همه كتابهاي آسماني، روزي بندگان صالح خدا وارث زمين خواهند شد، و پرچم توحيد را در سراسر كره خاكي به اهتزاز در خواهند آورد.
ديگر از ظلم و ستم و تبعيض و تجاوز و حق كشي نشاني نخواهد بود. روح صفا و صميميت و برادري و برابري بر تمام دلها حكومت خواهد كرد. به اميد آن روز.
 

9- وله اسلم من في السموات و من في الارض طوعاً و كرهاً .
يعني: هر كه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه ـ تسليم او شده ـ بر او اسلام آورده اند.24
امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه فرمود: هنگامي كه قائم (عليه السلام ) قيام كند، نقطه اي در روي زمين نمي ماند جز اينكه به يكتائي خدا و رسالت حضرت پيامبر( صلي الله عليه و آله ) گواهي مي دهند. 25
ابن بكير مي گويد: از ابوالحسن (عليه السلام) در مورد آيه وله اسلم ‌پرسيدم، فرمود: در حق قائم (عليه السلام ) نازل شده است، هنگاميكه ظاهر شود اسلام را بر يهود، نصاري، صابئين، ملحدين، مرتدين، و كافرين شرق و غرب، عرضه مي كند هر كس( پس از شناخت حقانيت اسلام ) از روي رغبت اسلام آورد، او را به نماز و زكات و ديگر وظائف اسلامي امر مي فرمايد. و هر كس نپذيرد گردن مي زند تا در شرق و غرب جهان احدي جز موحد باقي نباشد. 26
 

10- وعدالله الذين امنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض، كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا .
يعني: خداوند انها را كه از شما ايمان آورده، و عمل شايسته انجام داده اند، وعده داده است كه در روي زمين جانشين سازد، چنانكه پيشينيان را جانشين ساخت. و آنان را از ديني كه براي آنها پسنديده، متمكن سازد. و آنها را پس از خوف و وحشت به امنيت برگرداند.27
امام صادق عليه السلام در تفسير آيه فوق فرمود: درباره قائم (عليه السلام) و ياران او نازل شده است.28
امام زين العابدين عليه السلام آيه شريفه را تلاوت كرده فرمود: به خدا سوگند مقصود از آنها شيعيان ما اهل بيت است. خداوند آنها را به دست مردي از ما كه مهدي اين امت است جانشين قرار مي دهد و متمكن مي سازد و به امنيت مي رساند.29
نظير اين روايت از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نيز نقل شده است.30

1 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 44 64 .
2 تأليف : محدث بزرگوار ، سيد هاشم بحراني ، متوفي 1107 يا 1109 هـ
3 تأليف : سيد صادق شيرازي .
4 نگارش : علي اكبر مهدي پور .
5 قصص : 5 .
6 تفسير برهان ، ج 3 ، ص 220 و ينابيع المودة ، ص 450 و بحار، ج 51 ، ص 54 .
7 هود : 86 .
8 نور الابصار ، ص 172 .
9 صف : 8 .
10 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 60 ، المحجة ، ص 227 و ينابيع المودة ، ص 508 .
11 حديد : 17 .
12 تفسير برهان ، ج 4 ، ص 291 .
13 همان مدرك
14 زمر : 69 .
15 بنابيع المودة ، ص 448
16 ملك: 30.
17كمال الدين ، ص 360 و غيبت نعماني ، ص 92
18تفسير برهان ، ج 4 ، ص 366
19 بقره : 2 و 3 .
20 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 52 و كمال الدين ، ص 340 .
21 المحجة ، ص 17 .
22 انبياء : 105 .
23 عقدالدرر ، ص 217 ، مجمع البيان ، ج 7 ، ص 66 و بحارالانوار ، ج 51 ، ص 47 .
24 آل عمران : 83 .
25 تفسير عياشي ، ج 1 ، ص 183 و ينابيع المودة ، ص 506 .
26 همان مدرك .
27 نو ر : 55.
28 غيبت نعماني ، ص 126 .
29 تفسير عياشي ، ج 3 ، ص 136 .
30 مجمع البيان ، ج 7 ، ص 152 .

علائم‌ ظـهور
مي‌توانيم‌ نشانه‌هاي‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌ (ع) را - كه‌ در كتابهاي‌ حديثي‌ روايت‌ گرديده‌ - به‌ سه‌ نوع‌ تقسيم‌ كنيم:
نوع‌ اول: نشانه‌هاي‌ كه‌ از انحرافاتي‌ كه‌ در كشورهاي‌ اسلامي‌ و غير آنها منتشر گرديده‌ و اجتماعات‌ بشري‌ را آلوده‌ مي‌كند سخن‌ مي‌گويد. اين‌ علائم، نشانه‌ هائي‌ نيستند كه‌ مقارن‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌ (ع) باشند، بلكه‌ ممكن‌ است‌ دهها سال‌ قبل‌ از ظهور حضرتش‌ به‌ وجود آيند.
نوع‌ دوم: نشانه‌هائي‌ كه‌ سالياني‌ اندك‌ قبل‌ از ظهور حضرت‌ اتفاق‌ افتاد و نزديك‌ قيام‌ آن‌ بزرگوارند، اما دليل‌ بر خروج‌ امام‌ (ع) در همان‌ سال‌ نمي‌باشند، بلكه‌ از انواع‌ پيشگوييهاي‌ از حوادث‌ آينده‌اند كه‌ در قرنهائي‌ پس‌ از زمان‌ صدور آن‌ احاديث‌ صورت‌ گرفته‌اند.
نوع‌ سوم: نشانه‌هائي‌ از وقايعي‌ كه‌ در همان‌ سالي‌ اتفاق‌ مي‌افتند كه‌ در سال‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌ (ع) يا سال‌ قبل‌ از ظهور رخ‌ مي‌دهد.
اين‌ نوع‌ سوم‌ نيز خود به‌ دو گونه‌ تقسيم‌ مي‌شود:
گونه‌ اول: نشانه‌ هائي‌ غير حتمي، و معني‌ آنها اين‌ است‌ كه‌ آن‌ نشانه‌ها قطعي‌ نيستند لذا ممكن‌ است‌ واقع‌ شوند و يا واقع‌ نشوند.
گونه‌ دوم: نشانه‌هاي‌ حتمي‌ كه‌ قابل‌ شك‌ و ترديد نيست‌ و حتماً‌ اتفاق‌ خواهد افتاد.
مطلب‌ ديگر آنكه‌ اين‌ نشانه‌ها روي‌ هم‌ رفته‌ برخي‌ داراي‌ معني‌ آشكارند و منظورشان‌ واضح‌ است‌ و حال‌ آنكه‌ برخي‌ ديگر در نهايت‌ ابهام‌ و اجمال‌ و پيچيدگي‌ مي‌باشند. پيش‌ از من‌ بسياري‌ از افراد و خصوصاً‌ نويسندگان‌ معاصر اين‌ احاديث‌ را ذكر كرده‌ و آنها را بر حسب‌ آرا‌ خاص‌ و نظرات‌ شخصي‌ خويش‌ تفسير و تا‌ويل‌ نموده‌اند. گمان‌ من‌ بر آن‌ است‌ كه‌ آنان‌ توانِ‌ اثبات‌ آن‌ آرا‌ را، نه‌ از راه‌ علمي‌ و نه‌ تاريخي، ندارند، لذا مرا چنين‌ جرا‌تي‌ نيست‌ كه‌ در آنگونه‌ توجيهات‌ از انان‌ پيروي‌ و در آرا‌ و تا‌ويلاتشان‌ در مورد تا‌ويل‌ آن‌ احاديث‌ به‌ آنان‌ اقتدا نمايم، كه‌ خدا و پيامبر او و اهل‌ بيت‌ رسول‌ خدا به‌ حقايق‌ امور داناترند.
اينك‌ مثالي‌ در اين‌ زمينه: شيخ‌ بزرگوار مفيد در كتاب‌ ارشاد خويش‌ در ضمن‌ علائم‌ ظهور چنين‌ فرمايد: و نزول‌ تُرك‌ در جزيره‌ و نزول‌ روم‌ در رَمله.
ترك‌ها فعلاً‌ در ايران‌ و شمال‌ عراق‌ و تركيه‌ و قفقاز زندگي‌ مي‌كنند پس‌ بايد ديد كه‌ مراد از ترك‌ كيست جزائر نيز زيادند. پس‌ بايد پرسيد: جزيره‌اي‌ كه‌ ترك‌ها در ان‌ نزول‌ مي‌يابند كدام‌ است‌ و كجاست. اما روم، به‌ احتمال‌ زياد اروپائيان‌ هستند و مسلم‌ است‌ كه‌ اروپا قاره‌اي‌ است‌ شامل‌ دولتهاي‌ گوناگون‌ و حكومت‌هاي‌ فراوان‌ و همه‌ آنان‌ روم‌ اند، پس‌ مقصود از روم‌ كيست. آيا ممكن‌ است‌ مقصود از روم‌ اسرائيل‌ باشد و ممكن‌ است‌ مراد از روميان‌ امريكائي‌ها باشند زيرا اكثر امريكائيان‌ مهاجرانِ‌ قاره‌ اروپا مي‌باشند .
به‌ همين‌ ترتيب‌ در اخبار كلمه‌ مشرق و يا مغرب وارد شده، پس‌ مقصود از مشرق‌ و مغرب‌ چيست. خاور دور يا خاور ميانه باختر دور يا مغرب‌ عربي‌ كه‌ شامل: ليبي، تونس، الجزائر و مراكش‌ مي‌باشد. همچنين‌ كلمه‌ بني‌ فلان - كه‌ در حديث‌ آمده‌ آيا شما را به‌ پايان‌ حكومت‌ بني‌ فلان‌ خبر ندهم. - چه‌ كساني‌ هستند. گفته‌ مي‌شود انان‌ بني‌ عباسند، حال‌ آنكه‌ حكومت‌ عباسيان‌ در سال‌ 656 منقرض‌ گرديد. آيا ممكن‌ است‌ كه‌ برخي‌ از زمامداران‌ در كشورهاي‌ عربي‌ نسبشان‌ به‌ عباسيان‌ برسد. به‌ هر حال‌ ما را توانِ‌ آن‌ نيست‌ كه‌ موكداً‌ دعوي‌ دانستن‌ اين‌ اسامي‌ را - كه‌ شبيه‌ به‌ رمزاند - داشته‌ باشيم‌ و نخواهيم‌ توانست‌ كه‌ مقصود از آنهارا دقيقاً‌ بدانيم.
بنابراين، بهتر آن‌ است‌ كه‌ آن‌ نشانه‌ها را همانگونه‌ كه‌ هست‌ ذكر نمائيم‌ و البته‌ آينده‌ تفسير اين‌ كلمات‌ را بر عهده‌ داشته‌ آنها را بر مصاديقشان‌ تطبيق‌ خواهد نمود.
نوع‌ اول: نشانه‌هاي‌ عمومي‌
اما نشانه‌هاي‌ عمومي‌ - كه‌ نوع‌ اول‌ از نشانه‌ها بودند - بسيار زيادند. ما از همه‌ ان‌ احاديث‌ فقط‌ يك‌ حديث‌ را انتخاب‌ مي‌كنيم‌ و همين‌ كافي‌ است. سپس‌ برخي‌ كلمات‌ وارد در ان‌ را شرح‌ مي‌دهيم: از نَزَّ‌ال‌ بن‌ سَبر‌ نقل‌ است‌ كه‌ گويد: حضرت‌ اميرالمو‌منين‌ (ع) براي‌ ما خطبه‌اي‌ خواند در ان‌ خطبه‌ ابتداً‌ حمد خداي‌ عزوجل‌ نمود. آنگاه‌ ثنا گفت. سپس‌ بر محمد و خاندن‌ او دررود فرستاد. آنگاه‌ فرمود: اي‌ مردم، قبل‌ از انكه‌ مرا نيابيد از من‌ بپرسيد.
اين‌ جمله‌ را سه‌ بار تكرار فرمود. انگاه‌ صعصعبن‌ صوحان برخاست‌ و سو‌ال‌ نمود: اي‌ امير مو‌منان، دجال‌ كي‌ خروج‌ مي‌نمايد. حضرت‌ فرمود: بنشين، خدا سخنت‌ را شنيد و دانست‌ چه‌ مي‌خواهي...
تا انكه‌ فرمود: ولي‌ اين‌ امر را نشانه‌ها و صورتهائي‌ است‌ كه‌ برخي‌ از آنهابه‌ دنبال‌ برخي‌ ديگر پياپي‌ واقع‌ خواهد شد. اگر مي‌خواهي‌ ترا به‌ آن‌ نشانه‌ها خبر دهم.
صعصعه‌ عرض‌ كرد: آري، اي‌ امرمو‌منان. حضرت‌ فرمودند: انچه‌ گويم‌ به‌ خاطر سپار...علامت‌ خروجِ‌ دجال‌ وقتي‌ است‌ كه‌ مردم‌ نماز را ميراندند و امانت‌ را ضايع‌ كردند و دروغگوئي‌ را حلال‌ دانشتند و ربا خوردند و رشوه‌ گرفتند... و دين‌ را به‌ دنيا فروختند و سفيهان‌ را به‌ كار گماردند و قطع‌ رحِم‌ كردند و از هواي‌ نفس‌ تبعيت‌ نمودند و حرمت‌ خون‌ها را خفيف‌ شمردند، در روزگاري‌ كه‌ حِلم‌ و بُردباري، ضعف‌ شمرده‌ شود و ظلم، افتخار، زمامداران‌ افراد بدكار باشند و وزرا، ستمگر، معرف‌ها (و راهنمايان) خائن‌ باشند و قاريان‌ قرآن، فاسق، شهادت‌ها دروغ، اشكار گردد و بدكاريهاي‌ علني‌ و سخنان‌ باطل‌ و گناه‌ و طغيان‌ ظاهر شود، قرآن‌ها زيور و مساجد زينت‌ پيدا كرده‌ و مناره‌هاي‌ بلند ساخته‌ شود. افراد شرور، گرامي‌ شمرده‌ شود‌ و صفوف، پُر جمعيت‌ و نظرات، مختلف‌ و پيمان‌ها شكسته، و آنچه‌ خدا وعده‌ داده‌ نردي‌ گردد، زنان‌ به‌ خاطر حرص‌ بر دنيا با همسران‌ خويش‌ در تجارت‌ شركت‌ نمايند و صداهاي‌ اهل‌ فسوق‌ بلند شده‌ مردم‌ به‌ آن‌ صداها گوش‌ فرا دهند، رهبر مردم‌ پست‌ترين‌ آنان‌ باشد، از بدكار به‌ خاطر ترس‌ از شر‌ وي‌ بترسند و سخن‌ دروغگو را تصديق‌ نمايند و خائن‌ امين‌ شمرده‌ شود، كنيزكان‌ آوازه‌ خوان‌ و ضرب‌ و دف‌ در استخدام‌ در امده‌ و هر كه‌ امت‌ اسلام‌ ديگري‌ را لعن‌ كند، زنان‌ بر زين‌ها سوار شوند و به‌ مردان‌ شبيه‌ و مردان‌ به‌ زنان‌ شبيه‌ شوند، شاهد، بي‌ آنكه‌ از وي‌ شهادت‌ بخواهند - براي‌ رعايت‌ دوستي‌ گواهي‌ دهد - ديگري‌ - بدون‌ آنكه‌ بداند حق‌ با چه‌ كسي‌ است‌ - به‌ جبران‌ حقي‌ به‌ گمراهي‌ حاضر شود، فقه‌ را نه‌ براي‌ دين‌ بلكه‌ براي‌ دنيا بكار گيرند، عمل‌ دنيا را بر عمل‌ آخرت‌ ترجيح‌ دهند و پوست‌هاي‌ ميش‌ را بر قلب‌هاي‌ گرگان‌ بپوشند، دلهاي‌ انان‌ بدبوتر از مردار و تلختر از گياه‌ صبر است...در چنين‌ حالتي...شتاب...شتاب‌ و اَلعجل...اَلعجل
ما اكنون‌ برخي‌ از جملات‌ وارد در اين‌ حديث‌ را - با مقداري‌ شرح‌ و تفصيلي‌ كه‌ به‌ ذهن‌ مي‌ايد - بيان‌ مي‌داريم‌ و خدا به‌ معني‌ واقعي‌ داناتر است. حديث‌ مذكور به‌ برخي‌ از مفاسد و واژگون‌ شدن‌ مفاهيم‌ و تغيير معيارها و به‌ ضعف‌ جنبه‌هاي‌ اعتقادي‌ و بي‌ مبالاتي‌ به‌ نواميس‌ اسلامي‌ و همت‌ گماردن‌ به‌ مسائل‌ بي‌ ارزش‌ و تسلط‌ منحرفان‌ بر مسندهاي‌ حكومت‌ و سقوط‌ فضيلت‌ها از اعتبار و نشر منكَرات‌ بدون‌ بيم‌ و خجالت‌ اشاره‌ مي‌كند.
نماز ـ كه‌ ستون‌ دين‌ است‌ ـ جوهر خويش‌ را از دست‌ داده‌ امانات‌ ضايع، دروغي‌ كه‌ حرام‌ است، حلال و ربا مباح‌ مي‌شود، افراد بدون‌ صلاحيت‌ در مسند زمامداري‌ مي‌نشينند، روابط‌ دوستانه‌ و عاطفي‌ بين‌ نزديكان‌ و خانواده‌ها قطع‌ مي‌گردد، ريخت‌ خون‌ پاكان‌ كوچك‌ شمرده‌ مي‌شود، ستمگر به‌ ستمگريش‌ افتخار مي‌نمايد، بدكاريها بين‌ فرماندهان‌ و ظلم‌ بين‌ وزرا‌ و خيانت‌ بين‌ جاسوسان‌ و نظاميان‌ و فسق‌ بين‌ قاريان‌ قرآن‌ و يا سخنوران‌ منتشر مي‌گردد. در اين‌ زمان‌ احترام‌ قرآن‌ عظيم‌ به‌ خواندن‌ و به‌ عمل‌ كردن‌ قرآن‌ نمي‌باشد، بلكه‌ به‌ چاپ‌ مرغوب‌ و جلد رنگين‌ و نظير آن‌ خواهد بود. صف‌هاي‌ نماز جماعت‌ از نمازگزاراني‌ انبوه‌ - كه‌ قلوبشان‌ از يكديگر بسيار دور مي‌باشد - آكنده‌ است، يعني، در حالي‌ كه‌ بدنها به‌ يكديگر نزديكند، قلب‌ها از هم‌ دور مي‌باشند. زنان‌ و دختران‌ به‌ دكانها و بازارها مي‌روند تا جلب‌ ثروت‌ كنند و صداي‌ بدكاران‌ از فرستنده‌ها بلند و همه‌ جا منتشر مي‌گردد و مردم‌ سخن‌ آنها را تصديق‌ كرده‌ آن‌ را وحيِ‌ مُنزَل‌ دانند. در اين‌ هنگام‌ زمامداري‌ و رياست‌ از آنِ‌ دونان‌ پست‌ فطرت‌ خواهد بود كه‌ به‌ ارزش‌هاي‌ انساني‌ و شرافت‌ توجهي‌ ندارند و مردم‌ آنان‌ را به‌ خاطر ترس‌ از شرشان‌ احترام‌ مي‌كنند. اما آواي‌ زنان‌ آوازه‌ خوان‌ و رقاصه‌ و مطرب‌ به‌ همراه‌ موسيقي‌ و دف‌ و ضرب‌ و امثال‌ آن‌ از بيشترِ‌ خانه‌ها بلند خواهد بود، آن‌ صداها را از هوا و دريا و خشكي‌ و خيابانها و جاده‌ها و حتي‌ در صحراها و فلات‌ها - در وسائل‌ نقليه‌ - مي‌توان‌ شنيد. همه‌ اين‌ صداها از طريق‌ فرستنده‌ها و ادوات‌ نوار و ضبط‌ صوت‌ انجام‌ مي‌پذيرد. اما شبيه‌ شدن‌ زنان‌ به‌ مردان‌ از مترقي‌ترين‌ مراحل‌ و مظاهر فرهنگ‌ و پيشرفت‌ محسوب‌ مي‌شود! زنان‌ جوان‌ به‌ لباس‌ مردان‌ ملبَّس‌ شده‌ موي‌ سر را كوتاه‌ مي‌كنند، به‌ صورتي‌ كه‌ تشخيص‌ بين‌ زنان‌ و مردان‌ دشوار باشد. اين‌ از نظر ظاهر.
اما كار كردن‌ در ادارات‌ و استخدام‌ در مغازه‌ها و مشاركت‌ در مسائلي‌ از زندگي‌ كه‌ خاص‌ مردان‌ است‌ مانند وزرات‌ و وكالت‌ و... به‌ شمار نمي‌آيد. اما شبيه‌ شدن‌ مردان‌ به‌ زنان...اين‌ را در همه‌ مكان‌ها مي‌توان‌ ديد، كه‌ مرد پيراهن‌ رنگ‌ رنگ‌ و شلوار تنگ‌ مي‌پوشد و زنجير طلا در گردن‌ و انگشتري‌ طلا در دست‌ مي‌گذارد و ريش‌ و سبيل‌ را مي‌تراشد و زير ابروها را نزد آرايشگر برداشته‌ كِرِم‌هاي‌ خاص‌ طراوت‌ پوست‌ صورت‌ و درخشندگي‌ بدن‌ مي‌مالد، گويي‌ كه‌ در نظر دارد نظرها را به‌ سوي‌ خود جلب‌ كند! انگار بين‌ مردان‌ و زنان‌ قراردادي‌ در مبادلات‌ فرهنگي‌ وجود دارد! آري...آنچه‌ گذشت‌ برخي‌ شبيه‌ شدن‌ مردان‌ به‌ زنان‌ بود. اما در محكمه‌ها و دادگاهها، شاهد - بي‌ آ‌نكه‌ از وي‌ شهادت‌ خواسته‌ شود - به‌ شهادت‌ دادن‌ بر مي‌خيزد. ديگري‌ به‌ خاطر حق‌ دوستيِ‌ دوست‌ به‌ نفع‌ او شهادت‌ مي‌دهد، در حالي‌ كه‌ نمي‌داند قضيه‌ چيست‌ و حق‌ با كيست از انچه‌ در اين‌ دادگاه‌ها از رشوه‌پردازي‌ و هديه‌ دادن‌ به‌ قاضي‌ و يا واسطه‌ به‌ خاطر جلب‌ رضايت‌ و رعايت‌ وي‌ مي‌گذارد مپرس، كه‌ بر كسي‌ مخفي‌ نيست. اما فقيه‌ شدن‌ براي‌ غير دين، نزد بعضي‌ عادي‌ شده‌ است. شخص‌ را مي‌بيني‌ كه‌ فقيه‌ شده‌ اما نه‌ به‌ خاطر دين...بلكه‌ به‌ خاطر دنيا، دروس‌ ديني‌ مي‌خواند تا فارغ‌ التحصيل‌ و سپس‌ قاضي‌ شود و حقوقي‌ دريافت‌ كند كه‌ زندگي‌ مرفه‌ براي‌ وي‌ مهيا گردد، آنچه‌ مد‌ نظر وي‌ نيست‌ مسائل‌ ديني‌ است. نيز كساني‌ خواهند بود كه‌ به‌ ظاهر اهل‌ صلاح‌ و پاكدامني‌اند و ليكن‌ آن‌ ظاهرها، باطنهائي‌ شرير و نيت‌ هائي‌ زشت‌ و انديشه‌هائي‌ ناپاك‌ را پوشانده‌ است.
به‌ همين‌ دليل‌ زماني‌ كه‌ فرصتي‌ به‌ دستشان‌ آيد، نه‌ وجداني‌ دارد و نه‌ عاطفه‌اي‌ و نه‌ انسانيتي‌ و نه‌ ديني‌ و نه‌ مذهبي. تماماً‌ مانند گرگي‌ هستند كه‌ جز دريدن‌ طعمه‌ و خونخواهي‌ و درهم‌ شكستن‌ اعضاي‌ آن‌ چيزي‌ نمي‌شناسند. خواننده‌ گرامي، اين‌ شرح‌ مختصري‌ بود درباره‌ برخي‌ از جملاتي‌ كه‌ از مولا و سرورمان‌ حضرت‌ امير مو‌منان‌ علي‌ (ع) رسيده‌ است.
احاديثي‌ كه‌ متضمن‌ مسائل‌ فوق‌ باشند، فراوانند و ما به‌ جهت‌ رعايت‌ اختصار فقط‌ به‌ همين‌ يك‌ حديث‌ اكتفا نموديم.





امام مهدي و دنياي استكبار
به موجب احاديث وارده از ناحيه پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) مندرج در مصادر حديثي و كتب اختصاصي پيرامون حضرت بقيه الله مهدي منتظر، (عج)
يكي از ويژگيهاي قيام جهاني آن حضرت رويارويي و جنگ با كفار و مشركين و مفسدين في الارض است با سلاحهاي جنگي عصر پيغمبر (از جمله ذوالفقار يعني
شمشير پيغمبر) و ديگر وسائل از اين قبيل كه جهت آگاهي تفصيلي خوانندگان محترم را به مصادر مربوطه ارجاع مي دهيم1.
امام باقر (ع) در اين زمينه مي فرمايد :
و أما شبهه من جده المصطفي،(ص) فخروجه بالسيف و قتله اعداء رسوله (ص) والجبارين والطواغيت وأنه ينصر بالسيف و الراغب و انه ترد له رأيه2.
مهدي از اين جهت با جدش محمد مصطفي، (ص) شباهت دارد كه با شمشير قيام مي كند و دشمنان خدا و رسولش و زورگويان و طاغوتيان را به قتل مي رساند و با
شمشير و ايجاد رعب و وحشت نصرت مي يابد و ياري مي شود و هيچ يك از پرچمهايش شكست خورده بر نخواهد گشت .
همچنين امم صادق (ع) در پاسخ أبو خديجه كه از ايشان در مورد حضرت قائم سؤال كرده بود، فرمودند:
كلنا قائم بأمر الله واحد بعد أحد حتي يجيء صاحب السيف فاذا جاء صاحب السيف جاء بأمر غير الذي كان3
همه ما يكي پس از ديگري قائم به امر خدا هستيم تا زماني كه صاحب شمشير بيايد، پي آنگاه كه صاحب شمشير آمد برنامه و دستوري غير از آنچه بوده به اجرا در مي آورد.
گويا مراد حضرت از اين عبارت آن باشد كه پدارنش مأمور به تقيه و مدارا بودند و او مأمور به جهاد و براندازي ظلم و زور.
دهها حديث ديگر از اين قبيل وجود دارد كه همگي بيانگر قيام حضرت مهدي و رويارويي او با دشمنانش به وسيله شمشير و سلاح جنگي پيامبر اكرم و امير مؤمنان
است. شكي نيست كه حضرتش هيچگونه استفاده اي از وسائل و نيروهاي تاخت و تاز فعلي دنيا نخواهد كرد.
با توجه به قيام عدل مآبانه اسلامي و انساني ان بزرگوار به منظور برچيدن بساط ظلم و ستم و برقراري عدل و داد از يك سو ظالمانه بودن استفاده از هر نوع سلاحهاي
جنگي فعلي از سوي ديگر معقول و قابل قبول نيست كه حضرتش از سلاحهاي جنگي غير شمشير و نزه اين چنيني استفاده نمايد و قطره خوني را بنا حق بريزد
يا ظالمانه به جان و مال مردم آسيب رساند.
آري به شرحي كه برخوردهاي جنگي پيامبر و اميرمؤمنان و درگيريهاي آن دو بزرگوار را با كفار و مشركين و يهود و نصاري و منافقين ـ در رابطه با نشر و گسترش
اسلام ـ در رابطه با نشر و گسترش اسلام در مصادر تاريخي و حديث سني و شيعه ملاحظه مي كنيم، حضرت مهدي موعود، روحي له الفداء، هم عينا براي ادامه
خط و رسم آن دو بزرگوار بدون هيچگونه اقدام ظالمانه اي به گسترش اسلام و برقراري عدل و داد جهاني مي پردازد و حديث:
يملاء الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا .
و ديگر احاديث و پيشگوييهاي پيامبر اكرم (ص) و پيامبران پيشين و ائمه اطهار، (ع) را تحقق مي بخشد.
اكنون اين سؤال مطرح است كه: چگونه حضرت مهدي با شمشير و نيزه در مقابل آن همه سلاحهاي جنگي و هواپيماهاي بمب افكن و موشك انداز و نيروهاي آتش زا
و مخرب و وسائل نقليه زميني، هوائي، و دريايي مي تواند استقامت كند و جمعيتها و گروههاي منحرف و بيراهه رو و ضد اسلام را به اسلام و قرآن گرايش دهد و در
صورت تمرد و تخلف آنها از پذيرش اسلام به كار آنها خاتمه دهد؟
در پاسخ اين سؤال بايد گفت كه: اگر بخواهيم از بعد معجزه و استفاده از نيروي معنوي و ياري الهي وارد شويم، مي توانيم بگوييم: همانطوري كه به شرح مندرج در
آيات قرآني، خداوند با يك قطعه چوب (عصا ) حضرت موسي و هارون را بدون همكاري بني اسرائيل و ياري آنها بر فرعون و دارو دسته و نيروي يك ميليون و
ششصد هزار نفري او مسلط و پيروز كرد4. چنانكه مي دانيد بعد از آنكه فرعون هشتاد نفر از نيروهاي ساحر و جادوگر خود را احضار كرد و آنها در مقابل حضرت
موسي با گستردن طناب و چوب و ديگر چيزهاي صحنه جست و خيزي در شكل مارها و ديگر حيوانات وحشتزا را به نمايش در آوردند، حضرت موسي به امر الهي
عصاي خود را بر زمين زد و فورا عصا به شكل اژدهاي عظيمي به حركت در آمد و تمام وسائل و مايه هاي جادويي جادوگران را بلعيد، آن چنانكه آنها به شگفت
آمده و وحشتزده شدند و همه در مقابل حضرت موسي تسليم شدند و به سجده افتادند و گفتند ما به خداي موسي و هارون ايمان آورديم و معتقد به خداي راستين
حضرت موسي شدند و در پاسخ فرعون كه آنها تهديد به قطع دست و پا و به دار آويختن نموده بود5، گفتند: مهم نيست هر كاري مي خواهي بكن، ما گناهاني
كرده ايم كه مي خواهيم با ايمان به خدا و تسليم در مقابل پيغمبرش ما را ببخشد و بيامرزد.
و نيز حضرت موسي به امر الهي عصا را بر آب رود نيل زد و آبهاي آن مثل كوه روي هم انباشته شد و دوازده جاده خشك به وجود آمد، پس حضرت موسي با
دوازده فرقه بني اسرائيل وارد جاده هاي خشك شدند و فرعون هم به همراه لشكرش در تعقيب موسي وارد جاده هاي خشك رود نيل شد و بالاخره پس از آنكه
آخرين نفر از اسرائيل از دريا خارج شد و پا بيرون نهاد آخرين نفر از نيروها و دنباله روان فرعون وارد دريا شد، آنگاه خداوند با موجي لحظه اي دريا را پر از آب
و فرعون همان خداي دروغين را با انبوه زر و زيورهاي وزنه دار آويخته به خود و سلاحهاي سنگين و همراهانش همه را غرق كرد و جثه فرعون را مثل پر كاه
روي آب قرارداد كه كافر و مؤمن همه به حيرت درآمدند. در حالي كه موسي و هارون و تعداد ششصد هزار نفر بني اسرائيل وارث و مالك تشكيلات فرعون و
سرزمين مصر شدند6.
به فرموده امام رضا (ع) حضرت مهي (ع) عصاي موسي و انگشتر سليمان را در دست دارد7، و طبعا همانند موسي از عصا و همانند سليمان از انگشتر استفاده معجزه
آسا خواهد كرد.
بدين ترتيب براي خداوند خيلي سهل و ساده است كه حجتش امام زمان (ع) را بر دنياي كفر و استعمار و زور و قلدري مسلط و پيروز فرمايد، آن چنانكه دنياي كفر
و ايمان به حيرت در آيد و اسلام راستين هر چه سريع تر و گسترده تر در سراسر جهان به نمايش در آيد و بساط ظلم و كفر برچيده شود.
اكنون اگر با گذشت بيش از سه هزار سال از تاريخ ماجراي بر چيده شدن بساط خدايي خيالي و دروغين فرعون به وسيله حضرت موسي تجسم ذهني جزئيات قضيه
و به وقوع پيوستن آن براي ما مشكل است به سراغ ماجراي از هم پاشيده شدن دستگاه وسيعترين حكومت جهاني، يعني شوروي آنهم بدون جنگ و خونريزي مي رويم.
آري، اين شوروي بود كه با تشكل و به هم پيوستگي زورمندانه پانزده كشور از كشورهاي آسيايي و اروپايي كه جمعا بالغ بر دويست و سي و پنج ميليون و هفتصد
هزار نفر جمعيت آن بود، به اضافه جمعيتهاي تعدادي جمهوريهاي خود مختار و چند منطقه ملي و گشترش يافتن آن به وسعت سه برابر آمريكا و همانند قاره اي در
مقابل قاره هاي آسيا و آفريقا و اروپا با انواع قدرتهاي نظامي و سلاحهاي جنگي فعلي و در آمدهاي مالي، مخازن گسترده نفت، توليدات وسيع مواد معدني، كشاورزي،
مواد غذائي، صنايع فلزكاري، كشتي سازي، اسلحه سازي، دامپروري، و ديگر چيزهاي سرنوشت ساز يكي از دو حكومت فوق قدرت جهاني تلقي و قلمداد شده و با
جمعيتي بالغ بر 740414000نفر بر اساس بر آورد سال 1969ميلادي توسط سازمان ملل متحد8 يكي از دو قدرت بزرگ جهان بود.
اما بر اثر بيراهه رويهاي مختلف نظام حكومتي شوروي و كوبيدن راه و رسم انساني و نارسائيهاي قانوني و ندانم كاري و قلدري مسؤولان درجه بالا و سرنوشت ساز
و آن فشار اقتصادي و از همه بدتر و زيان بخش تر فاصله اندازي بين دين و مردم ديديم كه ناگهان از هم پاشيده شد و سقوط كرد.
اينگونه قضايا كه در گذشته به طور فراوان به وقوع پيوسته و دنياي كنوني هم در گوشه و كنار جهان دست به گريبان آن مي باشد هر يك مي تواند سرنخي باشد
براي قابل قبول بودن قيام جهاني حضرت مهدي موعود و امكان آغاز آن با تجمع سيصد و سيزده نفر 9 از عوامل اصلي قيام از بلاد اسلامي و مناطق مختلف در مكه
معظمه و رسيدن آمار اصحاب و تجمع كنندگان به ده هزار نفر يا كمي بيشتر10 كه در اين موقع از مكه خارج مي شوند و آنگاه پيروزي حضرتش در رابطه با برقراري
عدل جهاني و نابودي حكومتهاي ظلم و كفر و استعمار و استبداد به حقيقت مي پيوندد و به نمايش عملي در مي آيد.
آري قرآن مجيد با ايراد آيه شريفه:
كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره بإذن الله11.
خاطر نشان فرموده است كه چه بسيار گروهه اندك كه به اذن الهي بر گروه فراوان و رقم چند صد برابر يا چند هزار برابر چيره و پيروز شدند و نمونه هاي متعددش
پيروزيهاي حيرت انگيز پيامبر گرامي اسلام بود با نيروهاي كم بر نيروهاي چند برابري كفار و مشركين و بالاخره گسترش هر چه بيشتر اسلام و برچيده شدن بساط
شرك و بت پرستي ازصحنه حجاز و عربستان و بعداً ديگر مناطق و بلاد دور و نزديك به حجاز.

1 المجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 52 ، ص 242 ، ح 242 ، ص 301 ، ح 66 ، ص 304 ، ح 72
2 همان ، ج 1 ، ص 218 .
3 الكليني ، محمد بن يعقوب الكافي ، ج 1 ، ص 533 .
4 المجلسي ، محمد باقر ، همان ، ج 13 ، ص 122 .
5 لا قطعن ايديكم و ارجلكم من خلاف و لاصلبنكم اجمعين . سوره شعرا ( 26 ) ، آيه 49 .
6 ر . ك . آيات 10 تا 68 سوره شعراء و تفسير نمونه ، ج 15 ، ص 194 250 و ديگر نفاسير فارسي و عربي.
7 الشيخ الصدوق ، محمد بن علي بن الحسين ، كمال الدين ، ج 2 ، ص 48 : الطبرسي ، ابوعلي الفضل بن الحسن ، اعلام الوري ، ص 407 ، الاربلي ، كشف الغمه ،
ج 3 ، ص 364 .
8 ر . ك . شاملويي ، حبيب الله ، جغرافياي كامل جهان ، ص 717 718 .
9 ر . ك . الصافي الگلپايگاني ، لطف الله ، منتخب الاثر ، ص 475 - 476
10 النوري ، حسين ، كشف الاستار ، الصافي الگلپايگاني ، لطف الله ، همان ، ص 466 .
11 سوره بقره (2) ، آيه 249