لطفاخود قضاوت كنيد

 

http://anvar.persianblog.com           گرفته شده از سايت

يك سند تاريخى و مدرك زنده


اين بيانيه از طرف رابطة العالم الاسلامى، مركز مهم دينى وهّابيها، در پاسخ سؤال يك نفر مسلمان از اهالى كنيا صادر شده است.
بعد التحيّة;
جواباً عمّا يسأل عنه المسلم الكيني، في شأن المهدي المنتظر، عن موعد ظهوره، و عن المكان الّذي يظهر منه و عن ما يطمئنه عن المهدي(عليه السلام):
هو: محمّد بن عبداللّه، الحسني العلوي الفاطمي المهدي الموعود المنتظر. موعد خروجه في آخر الزمان، و هو من علامات الساعة الكبرى، يخرج من المغرب ويُبايعُ له في الحجاز في مكّة المكرّمة بين الركن والمقام، بين باب الكعبة المشرّفة والحجر الأسود عند الملتزم.
ويظهر عند فساد الزمان وانتشار الكفر وظلم الناس، يملأ الأرض عدلاً و قسطاً كما مُلئت جوراً و ظلماً. يحكم العالم كلّه وتخضع له الرقاب بالاقناع تارة و بالحرب اُخرى. وسيملك الأرض سبع سنين، وينزل عيسى(عليه السلام)من بعده فيقتل الدجّال، أو ينزل معه فيساعده على قتله بباب لدّ بأرض فلسطين. وهو آخر الخلفاء الراشدين الاثنى عشر الّذين أخبر عنهم النبي ـ صلوات اللّه وسلامه عليه ـ في الصحاح. واحاديث المهدي واردة عن الكثير من الصحابة يرفعونها الى رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)و . . .
وقد نصّ على أنّ أحاديث المهدي، أنّها متواترة، جمع من الأعلام قديماً وحديثاً، منهم السخاوي في فتح المغيث . . . و نصّ الحفّاظ و المحدّثون على أنّ أحاديث المهدي فيها الصحيح والحسن. ومجموعها متواتر مقطوع بتواتره و صحّته. وأنّ الاعتقاد بخروج المهدي واجب، وأنّه من عقائد أهل السنّة والجماعة، ولاينكرها إلاّ جاهل بالسنّة، و مبتدع في العقيدة.
متن كامل بيانيّه علماى حجاز
پس از اداى سلام. اين پاسخ سؤال مسلمان كنيايى است كه از مهدى منتظر و هنگام ظهور او و محل ظهورش پرسش نموده است.
مهدى، محمّد بن عبداللّه حسنى(1)، علوى و فاطمى است و او مهدى موعود منتظر است. موقع ظهور وى در آخر الزمان است و ظهورش از نشانه هاى قيامت مى باشد. از غرب ظاهر مى شود، و در حجاز در مكّه مكرّمه بين ركن و مقام با آن حضرت بيعت مى نمايند.
هنگامى كه كفر و ظلم و فساد، عالم را فرا گرفته باشد، او ظهور مى كند و زمين را از عدل و داد پر مى كند همان گونه كه از جور و ستم پر شده باشد. بر همه جهان حكومت خواهد كرد و همه جهانيان در برابر او سر تعظيم فرود خواهند آورد و همگى تسليم وى خواهند شد، يا به ميل و دلخواه يا با نبرد.
او تمام روى زمين را مالك خواهد شد، و حضرت عيسى(عليه السلام)بعد از ظهور او، از آسمان فرود مى آيد و دجّال را مى كشد و يا همراه با ظهورش از آسمان فرود مى آيد و حضرت مهدى(عليه السلام) را بر كشتن دجّال بر درِ دروازه لد در سرزمين فلسطين، يارى مى دهد.
مهدى(عليه السلام) آخرين خلفاى راشدين دوازده گانه است كه پيامبر از آنها خبر داده است و در صحاح اهل سنت آمده است.
احاديث مربوط به مهدى(عليه السلام) را بسيارى از صحابه از شخص پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)نقل كرده اند كه از جمله آنهاست: عثمان بن عفّان، على بن ابى طالب(عليه السلام)، طلحة بن عبيداللّه، عبدالرحمان بن عوف، عبداللّه بن عبّاس، عمّار ياسر، عبداللّه بن مسعود، ابو سعيد خدرى، ثوبان، قرّة بن اساس مزنى، عبداللّه بن حارث، ابوهريره، حذيفة بن يمان، جابر بن عبداللّه، ابو امامه، جابر بن ماجد، عبداللّه بن عمر، انس بن مالك، عمر بن حصين و اُمّ سلمه.
اينها بيست نفر از كسانى هستند كه روايات راجع به مهدى(عليه السلام) را نقل كرده اند و غير از اينها افراد زياد ديگرى نيز وجود دارند. سخنان فراوانى نيز از خود صحابه نقل شده است كه در آنها به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) تصريح گرديده است، و آنها را نيز مى توان در رديف روايات پيامبر قرار داد; زيرا مسأله ظهور مهدى(عليه السلام) از مسايلى نيست كه بتوان در آن اجتهاد كرد.
رواياتى كه درباره ظهور مهدى منتظر(عليه السلام) از شخص رسول اكرم نقل شده و آنچه را كه صحابه پيامبر با اعتماد به گفته رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بيان كرده اند ـ و شهادت و گواهى آنان نيز در حكم حديث است ـ در بسيارى از كتب معروف اسلامى و متون اصلى حديث پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) اعمّ از سنن، معاجم و مسانيد آمده است كه از آن جمله است: سنن ابو داود، سنن ترمذى، سنن ابن ماجه، سنن ابى عمرو الدانى، مسند احمد و ابن يعلى، و بزار، صحيح حاكم، معاجم طبرانى، و رويانى، و دارقطنى، و ابو نعيم در كتاب اخبار المهدى، و خطيب در تاريخ بغداد، و ابن عساكر در تاريخ دمشق و غير اينها.
و بعضى از دانشمندان اسلامى درباره مهدى(عليه السلام) كتاب هاى ويژه اى نوشته اند كه از آن جمله است:
ابو نعيم در كتاب اخبار المهدى، ابن حجر هيثمى در كتاب القول المختصر في علامات المهدي المنتظر، شوكانى در كتاب التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و الدجّال و المسيح، ادريس عراقى مغربى در كتاب المهدي، ابو العبّاس بن عبدالمؤمن المغربي در كتاب الوهم المكنون في الردّ على ابن خلدون. و آخرين كسى كه در اين زمينه بحث مشروحى نگاشته، مدير دانشگاه اسلامى مدينه است كه در چندين شماره مجلّه دانشگاه مزبور بحث كرده است.
عدّه اى از بزرگان و دانشمندان متقدم و متأخر نيز در نوشته هاى خود تصريح كرده اند كه احاديث مربوط به مهدى(عليه السلام) متواتر است. (و به هيچ وجه قابل انكار نيست) از آن جمله است:
سخاوى در كتاب فتح المغيث، محمّد بن احمد سفارينى در كتاب شرح العقيده، ابو الحسن آبرى در كتاب مناقب الشافعى، ابن تيميّه در كتاب فتاوايش، سيوطى در كتاب الحاوى، ادريس عراقى در تأليفى كه درباره مهدى دارد، شوكانى در كتاب التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و الدجّال و المسيح، محمّد بن جعفر كنانى در نظم المتناثر في الحديث المتواتر و ابو العبّاس بن عبدالمؤمن در كتاب الوهم المكنون من كلام ابن خلدون.
و اين تنها ابن خلدون است كه احاديث مربوط به مهدى(عليه السلام)را با حديثى مجعول و ساختگى و بى اساس كه مى گويد: لامهديّ إلاّ عيسى; مهدى جز عيسى(عليه السلام)نيست مورد ايراد قرار داده است. و لكن بزرگان، پيشوايان و دانشمندان اسلام گفتار او را رد كرده اند. و به خصوص، ابن عبدالمؤمن كه در ردّ گفتار او كتاب ويژه اى به نام الوهم المكنون من كلام ابن خلدون نوشته است كه از 30 سال قبل، در شرق و غرب منتشر شده است.
حافظان، بزرگان و دانشمندان علم حديث نيز تصريح كرده اند كه احاديث مربوط به مهدى(عليه السلام) شامل احاديث صحيح و حسن است و مجموع آنها متواتر و صحّت آنها قطعى است. بنابراين، اعتقاد به ظهور مهدى(عليه السلام) بر هر مسلمانى واجب است و جزء عقايد اهل سنّت و جماعت است و جز افراد نادان و بى اطّلاع از اسلام و بدعتگزار، منكر آن نخواهند بود.

1) توضيح مختصرى پيرامون بيانيّه علماى حجاز
به نظر ما، مطالب بيانيه مزبور آن چنان صريح، گويا، روشن و آشكار است كه نيازى به توضيح اضافى ندارد; زيرا مدارك لازم در اين بيانيّه آن چنان گردآورى شده كه هيچ كس را ياراى انكار آن نيست.
تنها تفاوت مهمّى كه اين بيانيّه با عقيده شيعه دارد اين است كه در اين بيانيّه، نام پدر حضرت مهدى(عليه السلام)عبداللّه ذكر شده است در حالى كه در كتب شيعه، نام پدر بزرگوار آن حضرت به طور مسلّم امام حسن عسكرى(عليه السلام) است. و سرچشمه اين اختلاف آن است كه در بعضى از روايات اهل سنّت، مانند روايتى كه ابو داوود در كتاب سنن خود از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)نقل كرده است جمله اسم ابيه اسم ابى نام پدر حضرت مهدى(عليه السلام) نام پدر من است آمده است.
در حالى كه قراين نشان مى دهد كه اين جمله در اصل، اسم ابيه اسم ابني; اسم پدرش اسم فرزند من است بوده است كه منظور امام حسن مجتبى(عليه السلام)مى باشد و بر اثر اشتباه در نقطه گذارى به اين صورت در آمده است. اين احتمال را گنجى شافعى نيز در كتاب البيان في اخبار صاحب الزمان تأييد كرده است.

در اين زمينه، دانشمندان و نويسندگان اسلامى از شيعه و سنّى، سخن بسيار گفته اند كه ما در اينجا نيازى به ذكر سخنان آنها نمى بينيم. و در هر حال، آن جمله كه درباره نام پدر حضرت مهدى(عليه السلام) در بيانيه علماى حجاز و در بعضى از روايات اهل سنّت آمده است، قابل اعتماد نيست; زيرا:
نخست آن كه در اكثر روايات و كتب معتبره اهل سنّت اين جمله وجود ندارد.
دوم آن كه در روايت معروف ابن ابى ليلى آمده است: اسمه اسمي و اسمُ أبيه اسمُ أبني; نام حضرت مهدى(عليه السلام) نام من، و نام پدرش، نام فرزند من است. كه منظور امام حسن مجتبى(عليه السلام)است.
سوّم آن كه روايات قطعى و متواتر از طرق اهل بيت(عليهم السلام)، گواهى مى دهند كه نام پدر حضرت مهدى(عليه السلام)حسن است.
چهارم آن كه در بعضى از روايات اهل سنّت نيز تصريح شده كه مهدى موعود اسلام(عليه السلام)، فرزند امام حسن عسكرى(عليه السلام) است و بعضى از بزرگان آنها هم مانند محمّد بن يوسف گنجى در كتاب البيان و محيى الدين عربى در فتوحات مكيّه ـ به نقل شعرانى ـ و عبدالوهّاب شعرانى در كتاب يواقيت و جواهر مبحث (65)، و محمّد بن طلحه شافعى در كتاب مطالب السئول، و ابن صبّاغ مالكى در الفصول المهمّه و افراد ديگرى، اين معنى را تأييد نموده و به مهدى موعود پسر امام حسن عسكرى(عليه السلام) اعتراف كرده اند.
پنجم آن كه نام پدر حضرت مهدى(عليه السلام) كه در بيانيّه علماى حجاز به عنوان عبداللّه آمده است ظاهراً مدرك و مستند آن همان جمله اخير روايت ابو داوود است كه نقل آن منحصر به ابو داوود و راوى آن هم زائده است، كه بنا به نوشته گنجى شافعى وى در حديث تصرّف مى نموده و به آن مى افزوده است و چنين حديثى كه او واسطه نقل آن باشد فاقد اعتبار است.
امّا اين كه در بيانيه علماى حجاز، از حضرت مهدى(عليه السلام) به عنوان حسنى ياد شده است، به اين جهت است كه مادر امام باقر(عليه السلام)، دختر امام حسن مجتبى(عليه السلام)است و از اين رهگذر امامان بعدى حسنى و حسينى هستند و حضرت مهدى(عليه السلام)نوه پسرى امام حسين(عليه السلام) و نوه دخترى امام حسن مجتبى(عليه السلام) مى باشد; پس حسنى بودن حضرت مهدى(عليه السلام) نيز صحيح است و ايجاد مشكلى نمى نمايد.