به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد
 

صفحه اول | روزنامه ها | گروهاي سياسی| ادب و هنر | راديو | موسيقی | تلويزيون | فايل هاي صوتی
اينتر نت | كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی |  تاريخ وفرهنگ| تماس با ما| بایگانی

حدود يکسال پيش در مورد واژه "نکاح" مطلبی به زبان پارسی نوشتم و نمونه ای از توافق ازدواج به پارسی را به شرح پيوست ارسال داشتم. آنچه در زير بصورت انگليسی می خوانيد توسط يک عرب زبان تفسير شده و شرحی که در مورد واژه "نکاح" ميدهد بسيار مهم است که بانوان گرامی هنگام نشستن بر سفره بسيار ارزشمند ازدواج از قبول چنين واژه ای از جانب هر کس که باشد خودداری نمايند. اين واژه به معنی (وارد شدن، وارد کردن، فرو کردن، ويا دخول) است که نبايست مورد پذيرش هر زن ايرانی باشد. بهتر خواهد بود مطابق قرار پيوست که به پارسی است رفتار کنيم.

به توضيحی که در زير آمده است توجه کنيد:

پس از بیش از ۱۴۰۰ سال که از تازش ویرانگر تازیان به کشور و فرهنگ ما می گذرد٬ هنوز ما به آداب و رسوم خرافی آنها آلوده بوده و ناآگاهانه بدون این که توجه داشته باشیم در انجام بسیاری از مراسم خانوادگی و اجتماعی خود٬ مفاهیمی را به زبان تازی در مغز وارد و بر زبان می اوریم که فرهنگ و ادب ما هیچگاه به ما اجازه نخواهد داد٬ آنها را به زبان فارسی بر زبان جاری سازیم.

بدیهی است که تازش دوم تازیگری که با شورش آخودندیسم در کشور ما آغاز شد٬ ادامه این کار را توان تازه ای بخشید و وجود اختناق و ستمدینی در داخل کشور به هم میهنان ما اجازه نمی دهد تا به گندزدایی فرهنگ تابناک ایرانی از تازش زبانها و فرهنگهای خارجی بپردازد٬ ولی ما افرادی نیز که در کشورهای آزاد بسر می بریم نیز هیچگاه بر آن نشده ایم که در این راه گامی برداشته و همچنان چشمهای خود را به روی واقعیات بسته نگهداشته و به نقاله های آخوندهایی که از کشور خارج شده اند٬ اجازه میدهیم٬ با اجرای برخی از آداب و رسوم زندگی ما به زبان تازی٬ همچنان ما را به زندان تاریک خرافات پ نادانی ها در بند نگهدارند. یکی از نمونه های بارز این فراخواست(ادعا)٬ اجرای مراسم ازدواج است
.

در هنگام ازدواج باید عروس بگوید
:

«
انکحتک و زوجتک نفسی الی صداق المعلوم»
مفهوم و ترجمه فارسی این جمله آنست که من خود را در برابر مقدار معینی پول به گاییدن میدهم٬ طرف مقابل باید بگوید
:

«قبلتو» یعنی پذیرش میکنم گایش را. پیشنهاد نخست را ایجاب و پذیرش را قبول می گویند
.

بدیهی است که ترتیب ایجاب و قبول و پس و پیش شدن آنها مانعی ندارد
.

شما خواننده گران ارج٬ به یقین از واژه «گاییدن» و همچنین از این که ما این واژه را به کار برده ایم٬ ناراحت و شرمگین شده اید. هرگاه چنین است٬ به دنباله گفتگو نیز توجه فرماید
.

واژه « انکحتک» از ریشه « نکح» و «نکاح» گرفته شده است. هرگاه ما مفهوم و ترجمه واژه «نکاح» را از فرهنگهای گوناگون برایتان نقل میکردیم٬ ممکن بود این گمان برایتان ایجاد شود که ما در نقل مطلب تحریف و تصرف به عمل آورده ایم. از این رو ما برای اثبات فراخواست خود درباره مفهوم واژه « نکاح» به نقل تصویر تعریف و تفسیری که هشت فرهنگ بسیار مشهور و معتبر عربی به عربی٬ انگلیسی به عربی٬ عربی به انگلیسی٬ و فارسی به فارسی کرده اند٬ می پردازیم
.

فرهنگ لغت عربی به عربی٬ « التوقیف علی مهمات التعاریف» تالیف الشیخ الامام٬ عبدالروف بن المناری٬ در صفحه
۳۳۰ واژه « نکاح» را چنین تعریف و تفسیر کرده است:
النکاح: ایلاج ذکر فی فرج لیصیر یذلک کالشی الواحد


فرهنگ لغت عربی به عربی «التعریفات» تالیف علامه علی بن محمد الجرجانی٬ در صفحه
۲۵۵ واژه « نکاح متعه» را چنین تعریف کرده است:
نکاح المتعه: وهو ان یقول الرجل لامراته خذی هذه العشره امتع بک مده معلومه فقبلته


فرهنگ لغت انگلیس به عربی
« An English Arabic Lexicon» تالیف « George Badger» در صفحه ۱۸۳٬ درباره مفهوم واژه « Copulation» در زبان عربی چنین نوشته است:
تناکح - جامع
: Sexually copulate, V.I. To unite

فرهنگ عربی به انگلیسی « قاموس اللهجه المصریه» تالیف سقراط سیبرو در صفحه
۶۱۴ ٬ واژه نکاح را چنین معنی کرده است:
To copulate, mankah(jikah) منکوح Mankoh, copulate (ینکح)٬ نکح٬ نکاح٬ Copulation, nikah

و اما فرهنگ مشهور و معتبر دهخدا در جلد «ن» صفحه
۲۷۰ واژه نکاح را ضمن سایر معانی «بغل خوابی» و در صفحه ۷۲۱ همان جلد « نکاح متعه» را از فرهنگ منتهی الاعرب برداشت کرده و آن را آشکارا «گاییدن» معنی کرده و فرهنگهای لغت «تاج المصادر» و « زوزنی» واژه نکاح را «جماع کردن» تعریف کرده اند.

ما به راستی از ترجمه کردن این تعریفات به زبان فارسی شرم داریم و به همان دلیل نیز از ترجمه فرهنگهای عربی بالا به زبان فارسی خودداری میکنیم و تنها به چند نکته اشاره مینمایم
.

یکی این که واژه
«Copulation» در زبان انگلیس نکاح٬ جماع کردن در زبان عربی و گاییدن در زبان فارسی٬ همه دارای یک مفهوم می باشند. دیگر اینکه کلمات به کار رفته در فرهنگ «التوقیف علی مهمات التعاریف» دارای ترجمه زیر می باشند که ما از برگردان تمام جمله به زبان فارسی پوزش می خواهیم و معنی کلمات آن را جدا جدا در زیر می آوریم تا رعایت ادب را در نوشتار کرده و از زهر زشتی جمله بکاهیم.

ایلاج = وارد کردن؛ ذکر= الت تناسلی مرد؛ فی = در؛ فرج = آلت تناسلی زن؛ لیصر = برای این که بشود؛
کالشی الواحد = یک جسم واحد

ترجمه فارسی تعریف « نکاح متعه» در فرهنگ « التعرفات» نیز بدین شرح است
:

«
نکاح متعه یعنی این که مرد به زنی بگوید٬ این پول را بگیر و برای مدت معینی خود را در اختیار من بگذار.»

اکنون ما از هم میهنان گران ارج خود پرسش میکنیم٬ آیا درست است که ارباب دانش٬ خرد٬ ادب٬ فرهنگ و سایر افراد آگاه ساکت بمانند و اجازه دهند٬ این واژه ها و عبارات رکیکی که به فرهنگ و ادب ما ایرانیان تازش کرده و این چنین آنها را دگردیس نموده٬ کماکان در فرهنگ ما باقی بماند؟؟ آیا این وظیفه هر ایرانی روشنگر و میهن خواهی نیست که از هم میهنانش درخواست کند٬ نگذارند افراد شیخ صفت٬ عمامه نهاد و مفتخور در جشن و شادی پیوند زناشویی انها چنین مفاهیم زشت و رکیکی را به زبانی که ما معنی و مفهومش را نمی فهمیم برایمان بخوانند و برابر آن مبلغ قابل توجهی پول ستانی کنند؟


آیا این شایسته یک بانوی ایرانی است که در هنگام پیمان زناشویی اعتراف کند که به نکاح با آن همه مفاهیم زشتی که دارد و در بالا شرح دادیم تن در میدهد تا در برابر آن «صداق المعلوم» یعنی مبلغ معینی پول کسب کند و نه این که یک زندگی زناشویی و خانوادگی خجسته و سعادت فرجامی را به همسرش آغاز نماید؟


افزون بر همه مطالب بالا در زبان فقها «صداق» و یا مهریه ای که در هنگام نکاح به زن داده میشود٬ «حق البضع» نامیده میشود که امیدوام که خوانندگان گران ارج٬ ما را از برگردان این عبارت به سبب زشتی آن بخشوده و خود مفهوم انرا پژوهش کنند
.

نکته دیگر این که اخوندهای داخل کشور و خرده آخوندهای خارج از کشور برای پول ستانی و گرم نگهداشتن تنور مفتخوریهای خود می گویند٬ عقد ازدواج باید اسلامی و بوسیله آخوندها انجام گیرد. بدیهی است که عمل زناشویی که پیوند دیدن زن و مرد بوده و زن و مرد در هنگام پیمان زناشویی باید نسبت به یکدیگر تعهد کنند که یک زندگی مشترک و سعادت فرجام را آغاز و تا پایان عمر ادامه دهند و نه این که بر پایه مفهوم عباراتی که اخوندها و خرده آخوندها به زبان تازی میخوانند٬ با یکدیگربه بغل خوابی و جماع بپردازند
.

بنابراین هر خرد و منطقی پذیرش می کند که ازدواج یک پدیده اجتماعی است نه دینی. هرگاه قرار بود٬ عمل ازدواج یک پدیده دینی به شمار رود٬ آن وقت پیروان هر دینی٬ ثمره های ازدواج خود را شرعی و مشروع و ثمره های ازدواج سایر ادیان را غیر شرعی و نامشروع به شمار می اورند و این امر سبب ایجاد شکاف و اختلاف پایه ای و دائمی بین پیروان مذاهب گوناگون و مشروعیت وجود آنها میشد. تردید نیست که اگر هدف عبارت «عقد اسلامی» لزوم ذکر واژه های زشت و رکیکی باشد که در هنگام خطبه پیمان زناشویی بوسیله ملاها خوانده می شود٬ بدیهی است که حتی هر مسلمان مومنی راضی خواهد شد دست کم در هنگام زناشویی٬ خطبه ازدواج او از ذکر واژه های رکیک٬ نازیبا و غیر ادبی یاد شده٬ خالی و پاک باشد
.

 

اگر معنی نوشته انگليسی زير برای شما آسان نيست درخواست کنيد آنرا برايتان برگردان کنند ويا از من بخواهيد..

ح-ک

Nikah”
The Islamic “N” Word;
What Does It Exactly Mean?

By Abdullah Al Araby

Those who master the Arabic language, and who have read the Quran in the original Arabic, are usually stunned when they read it translated into a foreign language. They can’t help but notice that there are numerous discrepancies between the original Arabic and the translation. Careful examinations would lead one to discern that these are not merely routine human errors. Analytical thinking uncovers the reality that the discrepancies are part of a deliberate, intentional plot to deceive. The translator‘s objective is to distract the foreign readers and prospective converts from the cruelties and prejudices of the Quran.

Certain words, concepts and phrases in the original Arabic Quran sound strange to foreign readers. Arabic speaking Muslims have become accustomed to them. However, when one attempts accurate literal translation of these, the result is rather shocking. You will have in hand a book that contains strange expressions and vulgar language. What was supposed to be a “holy” book would become X-rated, unsuitable for family-oriented use and children reading material.

Muslim translators facing this dilemma, found themselves in a position demanding meticulous cleverness. It would take a lot of patching and polishing to make their translations of the Quran read as a “holy” book should.. Their aim was to present the outside world a version of the Quran that would attract people to Islam rather than repel them from it.

The intentional mistranslation of the Quran is a massive subject that needs to be explored and dealt with in a separate thesis. For the purpose of this article we will give just a few examples before zeroing in on the topic of this article.

In Sura 112:1

"Say: He is Allah, the One and Only..”. In the original Arabic, the word which was translated "Only" in this verse was actually "One of." The translator couldn't literarily translate it, because it would have implied "shirk" (associating other Deities with Allah).

In Sura 33:056

Allah and His angels send blessings on the Prophet: O ye that believe! Send ye blessings on him, and salute him with all respect.”

The phrase “send blessings” was originally “pray upon”. The translator didn’t think it is appropriate to say that God and His Angels would pray upon (inferring praying to) the prophet Mohamed, so he had to change it to “send blessings.”

This is an example of the difficulty translators sometimes face when trying to literarily translate the Quran, and how they have to deviate from the original text to present something that makes sense. We are not trying to say here that Muslims believe that God or Muslims pray to Mohammed.

In Sura 24: 30, & 31

Say to the believing men that they should lower their gaze and guard their modesty: that will make for greater purity for them: And Allah is well acquainted with all that they do…… And say to the believing women that they should lower their gaze and guard their modesty….”;

”The phrase “their modesty” was originally a word which means the specific private parts of a man or a woman. The translator didn’t think it is appropriate to literarily translate the word.

In Sura 4:34

As to those women on whose part ye fear disloyalty and ill-conduct, admonish them (first), (Next), refuse to share their beds, (And last) beat them (lightly); but if they return to obedience, seek not against them Means (of annoyance): For Allah is Most High, great (above you all).

This verse actually gives a husband the right to beat his wife if he deems her disobedient. The translator attempted to reduce the shocking effect of such teaching and substituted his own inventions. First, he introduced the concept that the discipline progresses in stages; (first, next, and last). The stages do not exist in the original Arabic. The verse in its original form implies that a husband can choose one or all of three responses, if he thinks his wife is disobedient. The stages are the product of the translator’s devious imagination. Even his terminology about the degree of severity permitted in beating a wife is also deceptive. The qualifying word lightly does not exist in the original Arabic Quran. His plot was to soften and qualify the concept of beating one’s wife by adding in the word lightly. The Arabic Quran says “beat them,” period.

Another word in the list of serious intentional mistranslation is the Arabic word “Nikah.” The word has been translated as “marriage.” But those who understand Arabic know that this is not the exact meaning of the word. There is another word that is normally translated as marriage, and correctly so. It is the Arabic word “Zawag.” It is also mentioned in the Quran, as in the following verses:

Then when Zaid had dissolved (his marriage) with her, with the necessary (formality), We joined her in marriage to thee: in order that (in future) there may be no difficulty to the Believers in (the matter of) marriage with the wives of their adopted sons, when the latter have dissolved with the necessary (formality) (their marriage) with them. And Allah's command must be fulfilled.” Sura 33: 37

The Arabic word “Nikah” is also translated as “marriage" in many other verses in the Quran as in the following:

If ye fear that ye shall not be able to deal justly with the orphans, Marry women of your choice, Two or three or four” Sura 4: 3

Let no man guilty of adultery or fornication marry and but a woman similarly guilty, or an Unbeliever: nor let any but such a man or an Unbeliever marry such a woman: to the Believers such a thing is forbidden.” Sura 24: 3

And when ye ask (Mohammed’s wives) for anything ye want, ask them from before a screen: that makes for greater purity for your hearts and for theirs. Nor is it right for you that ye should annoy Allah's Messenger, or that ye should marry his widows after him at any time. Truly such a thing is in Allah's sight an enormity.” Sura 33: 53

Other verses where this word is also used are:

Sura 2: 221, 230, 232, 235 & 237; Sura 4: 6, 22 ,25 & 127; Sura 24:3, 27, 32, 33, 60 & 127; Sura 33: 49 & 50

The meaning of “Nikah”

What exactly does “Nikah” mean? The word Nikah doesn’t exactly mean “Marriage.” Let’s explore what the word means from the classical Islamic reference books according to the opinion of recognized Islamic scholars.

From: Dictionary of the Quranic phrases and its meaning; Sheik Mousa Ben Mohammed Al Kaleeby, Cairo, Maktabat Al Adab, 2002

The definition of “Nikah” is the penetration of one thing by another. Examples would be as in saying the seed (N) the soil or sleep (N) the eye. It also can mean the entwining of two objects one with the other. An example would be saying the trees (N) each other, meaning they entwined with one another.

From: Kitab (Book of) Al Nikah. Commentary of Imam Ahmed Ben Ali Ben Hagar Al Askalani, Beirut, Dar Al Balagha, 1986

Linguistically, “Nikah” means embracing or penetrating. When it is pronounced “Nokh” it refers to a woman’s vagina. It is mainly used in the context of “sexual intercourse.” When it was used in reference to marriage it is because sex is a necessity in marriage. Al Fassi said,”If someone says a certain man (N) a certain woman, it means he married her, and if he says a man (N) his wife, it means he has sexual intercourse with her.” The word can also be used metaphorically as with expressions: the rain (N) the ground, or, the sleep (N) the eyes, or, the seed (N) the soil, or, the pebble (N) the camel’s hoof. When it was used in the context of marriage it is because sexual intercourse is the purpose of marriage. It is necessary in marriage to “taste the honey” (an Islamic expression meaning literal intercourse). This is the how the word has generally been used in the Quran except in the verse that says, “Make trial of orphans until they reach the age of (N)” Sura 4: 6. In that instance it pertains to the age of puberty. The Shafia and Hanafi schools of jurisprudence assert that the word nikah when used as a fact conveys that sexual intercourse has occurred. And when used as a figure of speech it denotes marriage. The reason for this variance is because it is offensive to mention the word “intercourse,” so a metonymic word is used to substitute it

In conclusion.

There is a word in Arabic that correctly translates “marriage.” It is “zawag.” However, “Nikah, the (N) word,” which is more commonly used in translations of the Quran to mean marriage, carries entirely different implications. “Nikah” implies that the emphasis in the relationship between a man and his wife solely sexual. This degrades marriage. It is another proof about how Islam looks down on marriage and the role women play in it. It enforces the Islamic concept that a wife's primary role in Islam is that of a sex object, created to satisfy the husband’s sexual appetites. On the other hand, marriage in the Christian tradition is a union between a husband and his wife based on mutual love, respect and equality. It is two people of the opposite sex becoming one, not just for sex, but to be the nucleus for a family that shares ALL of life’s challenges. While sex is an important part of marriage, it is tragic to consider it primary. Marriage is a life-long relationship that supposed to lovingly endure beyond the perimeters of sex.

“And, Allah knows best,” as the Muslims would say.

top

For information or comments, write to Feedback@IslamReview.com

 

http://www.islamreview.com/articles/nikah.shtml

 

 

 

  The opinion(s) expresses in this transmission is those of the author(s)

  Not necessarily this is supported by the distributor or those who are

  associated with the distributor. My duty is to inform you, your decision is yours.

 وظيفه ما آگاه کردن شماست، شما مسئول تصميم خود هستيد.ما مسئول نوشته ديگران نيستيم       

-----------------------

Join me in this silent voice of unity…Iran deserves better.

  When Truth is not free, Freedom is not true, Freedom of Speech,

  Freedom of pen, most important of all Freedom of thought

 ----------------------

 The sole purpose of this distribution is share of information.

not necessarily the content of this e-mails is supported by

the distributor.

Should you not wish to be contacted at this e-mail

address again, please reply using your original mail

address with "Remove" in the subject line.

We have provided "opt out" e-mail contact so you

 

 

Copyright © 1999-2017 Ettelaat Network, All  Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات.نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست