جوابی بر هر عربی از هر ايرانی بهتر و بالاتر وهر ايرانی ...

ehsan2iranian@yahoo.com

هر عربی از هر ايرانی بهتر و بالاتر وهر ايرانی ...

 

تفسیر شما از این حدیث چند اشکال فاحش داردکه با رجوع به همان کتابی که خود شما آدرس آنرا ذکر کرده اید می توانید در یابید که این حدیث آنطوری که شمابیان کرده ایدنیست . این حدیث به  گفته شما به نقل

ازحسین بن علی(ع) میباشد .

این حرف شما از دودیدگاه قابل بررسی میباشد.

دیدگاه اول بحث در مورد گوینده حدیث (به گفته شما حسین بن علی (ع))وراوی حدیث میباشد.

دیدگاه دوم بحث در مورد متن حدیث وترجمه و معانی لغوی که باید در این حدیث مورد توجه قرار بگیرد.

 

دیدگاه اول

دراینجا ما اشارهای داریم به اینکه در تاریخ اسلام دو نفر به لقب اباعبدالله ملقب بوده اند یکی امام حسین (ع)و دیگری امام صادق (ع)هستند که دارای این لقب بوده اند .اما در متون دینی ما هر جا که این لقب بدون ذکر اسم یکی از این دو امام (علیهم السلام )آمده باشد منظور امام صادق (ع) است و اگر این لقب همراه با ذکراسم

امام حسین (ع)  یعنی اباعبدالله الحسین (ع)باشد منظورامام حسین (ع)است که این خود واضح است در هر جایی از متون دینی که بحث از احادیث است نه تاریخ ذکر این لقب یعنی اباعبدالله از برای امام صادق (ع)امام ششم شیعیان میباشد در این صورت طبق این مطالب این حدیث به نقل از اباعبدالله یعنی امام صادق (ع)است ونه به گفته شما از اباعبدالله الحسین (ع)باشد .

حال با همه این تفاسیر یک مطلب دیگرهم اینجا موجود است که شاهدش در خود متن حدیث موجود میباشد و آن این است که در خود متن ما عبارتی داریم که میگوید :"عن ضریس بن عبدالملک قال سمعت ابا عبدالله(ع)"بدان معنا که ضریس بن عبدالملک راوی حدیث که می گوید شنیدم از اباعبدالله (ع)الی آخر حدیث  بحث ما روی شخص ضریس بن عبدالملک است این شخص که راوی حدیث به نقل از امام صادق(ع)است از نظرعلم رجال (علم رجال علمی است که بررسی میکند سلسه راویان حدیث را از نظرثقه بودن شخص راوی و صحیح بودن اصل حدیث با برعکس و حدیثی را که از نظر سندی و راوی درست باشد صحیحه گویند که اگر با قرآن مطابقت داشته باشد مورد استناد واقع میشود )در زمان امام حسین (ع) زندگی نمی کرده و اصلا در آن زمان نبوده است بلکه این راوی از راویان عصر امام صادق (ع)یاهمان اباعبدالله بوده است(مراجعه شود به کتابرجال آیـةالله خویی به نام معجم رجال حدیث ج 9 ص 147ودیگر کتب رجال) نه راویان عصر حسین اباعبدالله (ع)که بخواهد از زبان امام حسین (ع)حدیثی نقل کرده باشد .

در نتیجه حتی اگر قسمت اول بحث را یعنی شباهت القاب این دو امام را کنار بگذاریم این بحث راوی حدیث خود بیانگر این است که این حدیث در زمان امام صادق(ع)بوده است در زمان امام حسین (ع).

دیدگاه دوم

اما دیدگاه دومی که میتوان این حدیث رو مورد بررسی قرار دادوبر رد ادعای شما مبنی بر این که این حدیث نمونه ای از برتری جستن عرب بر ایرانی است استفاده کرد آن است که میگوییم اصلا بحث راوی و ناقل حدیث رو کنار میگذاریم و کاری نداریم که از چه شخصی نقل شده است ،اشکال شما به متن است به متن میبردازیم:

در ترجمه شما از این حدیث از معنای لغوی عجم به عنوان ایرانی استفاده کرده است و عجمرا ایرانی دانسته اید اما با رجوع به کتب لغت عرب متوجه خواهید شد که در ادبیات عرب لغت عجمبه هر غیر عرب اطلاق می شود چه ایرانی ،افغانی،ترک،آلمانی،آمریکایی و....به همین دلیل نمی توان گفت که که عجمیعنی ایرانی و اشاره مطلق دارد به ایرانی در صورتی که می تواند اطلاق به هرغیر عرب داشته باشد .

بحث دیگر در موردمتن حدیث است که کمی قبل و کمی بعداز این حدیث را در همان کتاب یعنی سفینةالبحارومدینةالحکم والآثارصفحه 164را مورد توجه خود قراردادکه چه نوشته شده است که باز کاملا روشن است که این حدیث مغرضانه نیست و آن طوری نیست که شما به آن استناد میکنید.

در این کتاب در همان صفحه 164در بحث لغت عجم و قبل از همین حدیث مذکورحدیثی دیگر از امام صادق (ع)نقل شده است که بعد از ذکر این آیه شریفه قرآن ولو نزّلناه علی بعض الاعجمین فقراه علیهم ما کانوابه مومنین یعنی  اگر آنرا(قرآن)بر یکی از عجمیان نازل میکردیم وبرایشان میخواند به آن ایمان نمی آوردند سوره مبارکه شعرا آیه 198-199 وبعد امام صادق (ع)این حدیث را نقل فرمودند که اگر قرآنبرعجم نازل می شدعرب به آن ایمان نمی آورد، بدرستیکه بر عرب نازل شد وو عجم به آن ایمان آورد بدرستیکه این فضیلتی است از برای عجم.قبل از حدیث مذکور شما حدیثی آمده که بر فضیلت عجم تاکید داشته ،آیا میتوان این جا هم بگوییم این عجم یعنی ایرانی ها! ؟مگر آن زمان هیچ غیر ایرانی بر قرآن ایمان نیاورده!؟

اما بعد از این حدیث یعنی در ادامه و تفسیر این حدیث می فرماید: منظور از عرب هر عربی نیست  بلکه هر عرب مدح شده و با ایمانی است ومنظور از هرعجم هر عجمی نیست بلکه عجم مذموم است که دشمن ماست و دشمن ما اگر مذموم باشد دشمن ماست اگر چه از عرب باشد .

در نتیجه برتری عرب بر عجم نیست ،برتری دوست بر دشمن است ، این دوست ممکن است که عرب باشد یا عجم و این دشمن ممکن است عرب باشد یا از عجم باشد.حدیث مغرضانه نیست و از برای ایرانیان هم نمی باشدودر اصل شما در ترجمه هم دچار مشکل شده اید.