حرم فاطمه ي معصومه در قم



بنا به پيشنهاد آقاي افشين زند، اين مقاله را كه مدتي پيش در وبلاگم نوشته بودم، با قدري تغيير و تكميل، در اينجا نقل ميكنم. مي بخشيد كه قدري طولاني است:

امروزه، بارگاه امامزاده فاطمه دخترِ امام موسي بن جعفر، در شهر باستاني قم، يكي از مهمترين مراكز زيارتي در جهانِ تشيع است. معصومه، به معني بيگناه، لقب اين فاطمه است كه خود در منابعِ سده هاي پيشين ستي فاطمه (satti-fAtemeh) هم ناميده ميشده است. از برادرِ او، يعني امام رضا نقل شده كه هر كس فاطمه را در قم زيارت كند، بهشت بر او واجب ميشود.

قديمي ترين منبعي كه از فاطمه ي معصومه ياد كرده، كتاب تاريخ قم، (نوشته :حسن بن محمد بن حسن قمي) متعلق به سال 378 هجري قمري است و البته بايد دانست كه هر آنچه كه كتبِ تاريخي و مذهبِي ديگر، درباره ي امامزاده فاطمه ي معصومه نوشته اند، همگي نقل قولهايي از همين كتاب است. در اين كتاب، آمده است:
(( فاطمه دختر امام موسي كاظم ، در سال 201 هجري يعني يكسال پس از ولايتعهدي امام رضا براي ديدار برادر عازم ايران شد. چون به ساوه رسيد بيمار شد. تا قم ده فرسنگ راه بود. فاطمه، عزم قم كرد و درقم ميهمان موسي بن خزرج بن سعد اشعري شد. او پس از 17 روز، در قم درگذشت. چون فاطمه را وفات رسيد، بعد از غسل و تكفين ، جسد او را به باغِ بابلان بدند و خواستند تا در سردابي كه به همين منظور آماده كرده بودند، دفن كنند. اما در ميان آل سعد، در اينكه چه كسي سزاوارتر است براي رفتن به سرداب و تدفين ستي فاطمه. عاقبت بر پيرمردي به نام قادر اتفاق كردند، اما در همين هنگام دو سوار كه روي خود را پوشانده بودند، از گرد راه رسيدند و كار تدفين را به اتمام رساندند و رفتند. و كس ندانست كه ايشان كه بودند.))
همانطوريكه گفتم، اين گزارش در سال 378 هجري قمري و در كتاب تاريخ قم درج شده و تمام منابع ديگر، همين مطالب را تقريبآ بدون كمي و كاستي نقل كرده اند.

اما غرض از اين نوشتار، بيان شك و شبهه اي است كه من درباره ي اصيل و تاريخي بودن بارگاه فاطمه معصومه در قم دارم و مي انديشم كه اين محل، در اصل يك معبد براي پرستشِ ايزدانِ محبوبِ ايرانيان كهن، يعني مهر و ناهيد بوده است. دلايلي كه مرا در گمان انداخته اند، مينويسم و در انتظار راهنمايي و پاسخهاي راهگشاي شما هستم:
1 - گزارش تاريخي مربوط به حضور و مرگ فاطمه معصومه در قم، خبري واحد است؛ يعني هيچ منبع تاريخي دومي آنرا دلالت نكرده است. يعني گزارش ديگري كه ولو بصورت غيرمستقيم، مؤيد آن باشد، در دست نيست. در عالمِ روايتگريِ اسلامي، معمولآ بر خبر واحد اعتمادي نميشود.
2 - روايت مذكور، آنجا كه به حضورِدو سوار نقاب پوش براي تدفين او اشاره دارد، كاملا ساختگي بنظر ميرسد. در برخي منابع، اين دو سوار را پدر و جدِ فاطمه دانسته اند، به عذر اينكه بايد فرد يا افراد محرمي براي در گور نهادنِ يك زن، بوده باشند. تاكيد بر كهولت قادر نيز شايد همين معنا را دلالت كند. اما، حضورِ سواراني ناشناس در جمع دوستدارانِ ائمه و اقدام آنها در تدفينِ زني از تبار ايشان، بي آنكه عكس العمل يا سؤالي را همراه داشته باشد، از ديدگاه يك مورخ قابل قبول نيست؛ هر چند در منطق اسطوره اي، چنين ترديدهايي هرگز پيش نمي آيد. (در مورد اسطوره ها و تفاوت منطق حاكم بر آنها با نگرشهاي علمي به مشروح مصاحبه ي من با دكتر كزازي مراجعه كنيد.)

3- در جستجويي كه كرده ام ، هيچ نام و نشاني از همراهان فاطمه معصومه نيافتم. آقاي علي اصغر فقيهي، مؤلف دانشمند كتاب تاريخ مذهبي قم، نيز تاكيد دارند كه درباره ي همراهان - و نيز چگونگي حركت و مسير مسافرت - فاطمه معصومه هيچ مطلبي در منابع وجود ندارد. همچنين، در ميان 444 امامزاده ي موجود در قم، كمترين نشاني از همراهان ايشان يافت نميشود و اين جدآ مايه ي شگفتي است كه زني تنها از خاندان پيامبر، صدها كيلومتر مسافرت كرده باشد. برخي منابع، عذر آورده اند كه همرهان فاطمه در حوالي ساوه، مورد تهاجم سنيان متعصبِ ساوجي قرار گرفتند و كشته شدند و فاطمه به تنهايي به قم عزيمت كرد. اما اين توجيه قابل قبول نيست. چگونه ممكن است كه خواهر وليعهد دولت اسلامي مورد هجوم دشمنان قرار گيرد و از اين رخداد، نشان و گزارشي در منابع تاريخي برجاي نمانده باشد؟ (به ياد داشته باشيم كه زمان سفر فاطمه، درست مقارن وليعهد شدنِ امام رضا و اوج تبليغات دولت مامون درين باره است.)
4- بنا به محاسبات آقاي فقيهي در كتاب تاريخ مذهبي قم، سنِ فاطمه ي معصومه در وقت وفات كمتر از 23 نبوده است. با اينحال نشاني از همسر ايشان نيز وجود ندارد. مؤلف كتاب تاريخ قم، در رفع اين مشكل، آورده است كه اصولآ موسي بن جعفر هيچيك از 21 دختر خود را به شوهر نداده بود، چون مردي كه همتراز دخترانش باشد، وجود نداشت (!)
5 - بناي بارگاه فاطمه ي معصومه، به گونه اي غير قابل انتظار، حدود 30 درجه با جهت قبله اختلاف دارد. يعني حرم، ضريح و گور بر خلاف آنچه مثلا در مورد بارگاه امام رضا ديده ميشود، همسو با جهت قبله نيست، و شما هنگام نماز گزاردن در مقابل ضريح ، حدود 30 درجه به سمت راست كج مي ايستيد. محال است معماران دوره ي اسلامي، نسبت به تطبيق جهت آرمگاه و بناي بيروني با جهت قبله بي توجه بوده اند؛ همچنانكه نميتوان گفت كه قادر به تشخيص سمت قبله نبوده اند و قدر مسلم، ميزان خطاي آنان، اينهمه (= حدود 30 درجه) نبوده است. نيز غير ممكن است كه در ميان باغ مشهور به بابلان، محذوري براي ساخت آرامگاه در سمت و سوي قبله وجود داشته است. ضمن اينكه تدفين نشدن فاطمه در گورستانهاي قم محل بحث است. به گزارش منابع تاريخي در قم آن زمان ، لااقل دو گورستان عمومي در شمال و جنوب شهر، وجود داشته است.
6 - جهت كلي ساختمان آرامگاه، به گونه اي است كه دو درب اصلي آن در فصول مختلف سال (اول بهار و اول پاييز)، دقيقآ رو به خورشيد گشوده ميشوند. همچنين، گور اصلي در دو متري زير سطح زمين و در اطاقك زيرين ضريح قرار دارد . معماري اين اطاقك كه بنا به گزارش كتاب تاريخ قم ، در اصل يك سرداب (= اتاق يا خانه ي زيرزميني ) بوده ، بهمراه قرار گرفتن آن در كنار آب (= رودخانه قم) ، يادآور معابد مهر و ناهيد است.
7 - صفات، خويشكاري و نقشهاي برشمرده شده براي فاطمه معصومه، يعني بيگناهي و بركت بخشي درهمترازي محض با اناهيتا به عنوان مطرحترين ايزدبانوي كهن ايرانيان قرار دارند.
8 - لقب معصومه در ميان اسامي امامزادگان منحصر به فرد است. من هنوز نتوانسته ام امامزاده ي ديگري با لقبي مشابه را پيدا كنم. نكته ي جالب توجه اين است كه اين واژه دقيقآ و بي كم و كاست، برگردان واژه ي اناهيتا anahita در زبان اوستايي و اناهيد anahid در زبان پهلوي است. (hita =بدي و پليدي و گناه ، ana =پيشوند نفي) بارگاه او نيز مثل تمام معابد ناهيد در كنار آب است. (درمورد اينكه بسياري از مقابر و بارگاههاي امامزاده ها در ايران ، در اصل معبد مهر و ناهيد بوده اند، به وبلاگم مراجعه كنيد)


9 - چنانكه اشاره شد در منابع قديميتر، از ايشان با نام ستي فاطمه ياد شده است. برخي از نويسندگان، به اشتباه ريشه ي اين كلمه را سيدتي (= شكل مؤنثِ واژه ي سيدي ) گرفته اند. اما درست تر اين است كه ستي satti را در معناي خودش در زبانهاي هنداروپايي به معناي مقدسه بگيريم. واژه ي سنت sant در زبانهاي اروپايي كنوني از همين ريشه است. در گذشته ها ايزدبانوان را نيزبا لقب ستي ياد ميكرده اند. (در قم ، مسجدي هم به نام ستيه وجود دارد. نيز دراصفهان امامزاده اي به نام ستي فاطمه هست.)
(يادآور ميشوم كه اگرچه امروزه قم يكي از مراكز مهم تشيع در جهان است، ليكن بايد دانست كه در دوره ي پيش از اسلام هم يكي از مراكز برجسته ي زرتشتيان بوده است و بناي اين شهر را به پادشاهان كياني نسبت ميدهند. اسلام آوردن اهالي قم ، بنا به كتاب تاريخ قم، در سايه ي شمشير اعراب قبيله ي اشعري - كه شيعه بودند - و پس از يك خدعه و خونربزي وحشتناك، رخ داد.)
در خاتمه، اميدوارم كه مطلب من موجب رنجش خاطر دوستداران حضرتش نشود و لازم به بسط اين نكته نميدانم كه ايمان درست، همواره پس از شك ورزي پديدار ميشود. ايدون باد!

به قلم: اهورا اشون