چو ايران مباشد تن من مباد     بدين بوم و بر زنده يك تن مباد

نا کرده گنه در اين جهان کيست بگو             و آ نکس که گنه نکرد چون زيست بگو

حافظا! مى خورورى كن وخوش باش، ولى
دام تزوير مكن چون دگران قرآن را!‏
آتش زرق و ريا خرمن دين خواهد سوخت،
حافظ اين خرقه پشمينه بينداز و برو!‏
خدا ز آن خرقه بيزاراست ‏‎ ‎صد با ر
كه صد بَت با شد ش درآستينى!‏

( حافظ )‏

تصاويری از مراسم قمه زنی
 

اسماعيل بيگ

قال رسول الله (ص) :
كيف بكم اذا فسدت نساوكم وفسق شبابكم و لم تامروا بالمعروف بل امرتهم بالمنكر و نهيتم عن المعروف و اذا رايتم المعروف منكر و المنكر معروفا فقيل ويكون ذلك يا رسول الله فقال نعم و شد من ذلك .
چگونه مي شود حال شما هنگامي كه زنها ي شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرايند ، امر به معروف نميشود بلكه امر به منكر مي شود و جلوگيري از معروف شود معروف را منكر مي بينند و منكر را معروف مي بينند .پرسيدند :ايا چنين وضعي پيش خواهد آمد اي رسول خدا ؟‌ فرمود : آري وبدتر از آن نيز خواهد شد .
منتخب الاثرص 426 تحف العقول ص 41


 

* * * * *



حضرت صادق (ع) فرمودند:
تصبح طهران قصورها كقصود الجنه و نسوانها كالحورالعين يتلبس بلباس الكفار و يتزين بذي الجبابره يركبن السروج و الا يتمكن لازواحهن و لاتكفي مكاسب الازواج لهن فروا منها الي قله الجبال و من الحجر الي الحجر كالشعلب باشبابه

تهران به حدي مي رسد كه كاخها (خانه هايشان ) چون كاخهاي بهشت شود و زنهايش چون حورالعين باشند لباس كافران را بپوشند و خود را به شكل مستكبران درآورند بر زينها سوار شوند به همسران خود تمكين نكنند و درآمد شوهرانشان آنها را كفاف ندهد از انها به قله كوهها فرا كنيد همانند روباهي كه بچه هاي خود را برداشته از لانه اي به لانه اي مي گريزند شما هم از آن شهر فرار كنيد .

الزام الناصب ص 183 منتخب الاثر ص430

 

* * * * *


قال رسول الله (ص)
سياتي بعدي اقوام ياكلون طيب الطعام و الوانها و يركبون الدواب و تيزينون بزينه المراه لزوجها و تيبرج برج النساء و زيهم مثل ذي الملموت جبابره هم منافقوا هذه الامه في آخر الزمان شاربوا القهوات لاعبون باكعاب (بالكعبات ) راكبون (شهوات تاركون للجماعات ، راقدون عن العتمات مفرطون بالغدوات مثلهم كمثل الدخلي رهرتها حسنه طعمها مر كلامهم الحكمه و اعمالهم داء لا يقبل الدواء .

بعد از من اقوامي مي آيند كه غذاهاي لذيذ و رنگارنگ مي خورند برمركبها سوار مي شوند همچون زني كه براي شوهرش آرايش كند ،‌آرايش مي كنند همچون زنها خودنمايي مي كنند ،سيماي آنها چون پادشاهاني طغيان گر است آنها منافقين امت در آخرالزمان هستند كه مشروب مي خورند ،قمار بازي مي كننند از خواسته هاي نفس پيروي مي كنند ،از نماز جماعت دوري مي گزينند ، به هنگام شب تا دير وقت بيدارند و در خواب روز زياده روي مي كنند مثل آنها مثل درخت (دخلي ) است كه شكوفه اي بسيار زيبا و طعمي بسيار تلخ دارد . گفتارشان حكيمانه و كردارشان بيمارگونه است و بيماريشان علاج ناپذير.
منتخب الاثر ص 427

 

* * * * *


قال رسول الله (ص) :
اذا ركب الذكور الذكور و الاناث الاناث

هنگامي كه مردها با مردها ازدواج كنند و زنان با زنان ازدواج كنند
منتخب الاثر ص 435

 

* * * * *


قال رسول الله (ص) :

ياتي زمان علي امتي امرائهم يكونون علي الجور و علمائهم علي الطمع و عبادهم علي الريا و تجارهم علي اكل الربا و نسائهم علي زينه الدنيا فعنه ذلك كساد امتي لكساد الاسواقو ليس فيها مستقيم امواتهم الايسون في قبورهم من خيرهم فعند ذلك الزمان الهرب غير من التيام .

زماني برامت من فرا مي رسد كه زمامداران و مسئولين ظالم مي شوند و دانشمندان حريص و طماع مي شوند و اهل عبادت و مومنين ريا كار مي شوند و تجار و كسبه ربا و نزول خور مي شوند و زنانشان فقط به فكرزينت در بازار مسلمين يك انسان خوب و سالم پيدا نمي شود مردكان در قبرمايوس هستند كه خيري به آنها برسد . در آن زمان فرار كردن بهتر از ماندن ميباشد .
جامع الاخبار

 

* * * * *


قرآن‌ كريم‌ تعبيري‌ را از زبور نقل‌ مي‌كند كه‌ در زبور فعلي‌ عينا‌ موجود است. قرآن‌ كريم‌ مي‌فرمايد:

وَ لَقَد كَتَبنا في‌ الزَبور مِن‌ بَعد الذِكر انَ‌ الارضَ‌ يرثُها عباديَ‌ الصالحونَ.

علاوه‌ بر ذكر(تورات) در زبور نيز نوشتيم‌ كه‌ بندگان‌ صالح‌ من‌ وارث‌ زمين‌ خواهند شد.

و اينك‌ متن‌ زبور:

زيرا كه‌ شريران‌ منقطع‌ خواهند شد، و اما منتظران‌ خداوند، وارث‌ زمين‌ خواهند شد. هان‌ بعد از اندك‌ زماني‌ شرير نخواهد بود، در مكانش‌ تا‌مل‌ خواهي‌ كرد و نخواهد بود. و اما حليمان‌ وارث‌ زمين‌ خواهند شد...زيرا كه‌ بازوان‌ شرير شكسته‌ خواهد شد. و اما صالحان‌ را خداوند تا‌ييد مي‌كند. خداوند روزهاي‌ كاملان‌ را مي‌داند و ميراث‌ آنها خواهد بود، تا ابد الاباد.

 

* * * * *


پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند:

"بر امت من زماني پيش مي آيد که از قرآن جز نقش آن, و از اسلام جز نام آن باقي نباشد, به ظاهر مسلمان ناميده مي شوند, در حاليکه بيش از همه مردمان از آن دورند, مساجدشان آباد است و لي از هدايت خاليست, فقيهان آن زمان از همه فقهايي که زير آسمان کبود است بدترند, فتنه از آنها خارج شده به سوي آنها باز مي گردد."
بحار الانوار ج 52 ص 190 منتخب الاثر ص 427

 

* * * * *


امام صادق عليه السلام مي فرمايند:

"او هنگامي ظاهر مي شود که حقيقت ها کم ارج شود, و دنباله رو ها از نابخردان پيروي کنند, پشتها سنگين شود, حوادث پياپي واقع شود, عرب ها دچار اختلاف شوند, اشتياق به ظهور مصلح هر لحظه افزون گردد, و خويشتن داري از جامعه رخت بر بندد, و ... شيطان بر همگان چيره شود, زنها فرمانروايي کنند, حوادث جانکاه و کمرشکني روي دهد, شکافنده ها بشکافند و پيش بتازند, تيزپروازان حمله کنند, دنيا روي ترش کند, رازداران خيانت پيشه, همرازان را لو دهند, عراق را فتح کنند, و هر نوع اختلافي را با خونريزي پاسخ گويند."
بشاره الاسلام ص 74 الزام الناصب ص 194و 203 و 209

 

* * * *

 

● حسين بن علی امام سوم شيعيان :
ما از تبار قريش هستيم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ايرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ايرانی بهتر و بالاتر و هر ايرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ايرانيها را بايد دستگير کرد و به مدينه آورد، زنانشان را بفروش رسانيد و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت.
( سفينه البحار و مدينه الاحکام و الآثار صفحه 164، حاج شيخ عباس قمی)

 

● توصیه های امام موسی كاظم(ع) در باب جماع
* باكی نيست اگر در حالت جماع جامه از روی زن و مرد دور شود.
* باكی نيست اگر كسی فَرْج زن خود را ببوسد.
* هر كه جماع كند با زن خود در تحت الشعاع، پس منتظر افتادن فرزند از شكم باشد.
* دوست نمی دارم كسی كه در سفر آب نيابد براي غسل كردن، جماع كند، مگر آنكه بر خود خوف ضرری داشته باشد.
* مانعی ندارد و بسيار خوب است قرآن خواندن و جماع كردن در حمام.
* چيز خوردن شب و گوشت قبره خوردن و خوردن گرز، قوت جماع را زياد می كند.
(حليةالمتقين، علامه مجلسی)
 

توصیه های امام رضا(ع) در باب جماع
* سر شب، چه در تابستان و چه در زمستان با زن خود نزديكی مكن؛ زيرا معده و رگهای بدن پر است و نزديكی كردن در اينحال نيكو نيست، زيرا موجب قولنج و فلج و چكيدن بول و فتق و ضعف بينايی می شود. اين عمل بايد در آخر شب باشد كه برای بدن صالحتر است و مايه اميد بيشتر و ذكاوت عقل بيشتر برای فرزندی كه خدا از آن ميان ايجاد كند می باشد.
* با زن نزديكی مكن، مگر زمانی كه با او بازی كنی و بسيار بازی كنی و پستانش را بفشاری. چون چنين كردی؛ شهوت زن تحريك می شود و آبش جمع می گردد؛ زيرا آب زن از پستانش خارج می شود و شهوت در چهره و چشمان زن هويدا می گردد و او از تو همان می خواهد كه تو از او می خواهی.
* پس از فراغت از جماع، نه ايستاده باش و نه نشسته، بلكه اندكی به پهلوی راست دراز بكش؛ سپس فوراً برای ادرار كردن برو تا تورا از سنگ درون ايمن كند، به اذن خداوند متعال.
* پس از جماع غسل كن و اندكی موم و عسل آب كرده بخور. اين خوراك مقدار آبی را كه از تو خارج شده، بر می گرداند.
(سفينةالبحار، شيخ عباس قمی)
 

● توصیه های امام جعفر صادق(ع) در باب جماع
* جماع كردن با زنان پير بدن را خراب می كند و بسيار باشد كه آدمی را بكشد.
* قاووت خشك پيسی را زايل می گرداند و خوردن آن با زيتون گوشت را می روياند و استخوان را سخت می كند و قوت جماع را زياد می كند.
* بخوريد خربزه را كه قوت جماع را زياد می كند.
* سنت پيغمبران است بسيار داشتن زن و بسيار با ايشان مقاربت كردن.
* مرد و زن در حاليكه خضاب و حنا و غير آن بسته باشند، جماع نكنند.
* از مابين ناف تا زانو تمتع بردن از زنان مكروه است، و بهتر آن است كه اگر با زن خود كه كنيز نباشد جماع كند، منی خود را بيرون فرج نريزد.
* نبايد مرد را دخول كردن به زن خود در موقع تحت الشعاع و در شب چهارشنبه.
* جماع مكن در اول ماه و ميان ماه و آخرماه؛ نمی بيني كسی را كه صرع می گيرد؟ اكثر برای آن است كه جماع پدر و مادرش در اول ماه يا ميان ماه و يا آخر ماه واقع شده است.
 

● توصیه های امام علی(ع) در باب جماع
* خوردن انجير قوت مجامعت را می افزايد، و دفع می كند بواسير و نقرس را، و برای بادهای قولنج نافع است.
* بخواه زن گندمگونِ فراخ چشم، سياه چشم، بزرگ سرين (باسن) و ميانه بالا. پس اگر او را نخواستی بيا و مهرش را ازمن بگير.
 

توصیه های امام باقر(ع) در باب جماع
*دوست می دارم پنير را كه در طرف شب نافع است و موجب قوت جماع می شود.
* خوشم نمی آيد كه دنيا و آنچه در آن است داشته باشم، اما يكشب بی زن بخوابم.
* با زن آزاد در برابر زن آزاد ديگر جماع مكن، اما كنيز را در برابر كنيز ديگر جماع كردن باكی نيست.

 

توصیه های امام جعفر صادق(ع) در باب جماع
* سرمه به چشم بكشيد كه قوت جماع را زياد می كند و دهان را شيرين می كند و كمك می كند بر طول دادن سجود.
* نعلين سياه مپوش كه ذَكَر (آلت تناسلی مرد) را سست می كند و نعلين زرد بپوش كه ذَكَر را سخت می كند و پوشش پيغمبران است.
*پيغمبری از پيغمبران به حقتعالی شكايت نمود از كمی قوت جماع. حقتعالی او را امر فرمود كه هريسه بخورد.
* هركه ترك كند طعام خوردن در شب شنبه و شب يكشنبه از پی هم، قوت جماع از او برطرف گردد و تا چهل روز بر نگردد.
 

(حليةالمتقين، علامه مجلسی)
 

* مفضّل گويد كه از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: می خواهم با تازيانه بر سر اصحابم بزنند تا دينرا خوب بفهمند. (اصول كافی، شيخ كلينی)
 

● زن در اسلام
* پيغمبر(ص) فرمود: زن از ضلعی كج آفريده شده. اگر بخواهی راستش كنی، آنرا می شكنی و اگر بخواهی بهمان حالت از آن بهره برِ، بهره می بری و او هم كج باقی مانده است. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
 

* پيغمبر(ص) فرمود: بهترين زنان، زنی است كه وقتی خشمگين شود يا شوهرش بر او خشم گيرد، به شوهرش بگويد: دستم را در دست تو می گذارم و خواب را به چشمم راه نمی دهم تا وقتی از من راضی شوی. (بحارالانوار، علامه مجلسی)
 

* امام صادق(ع) فرمود: به زنان محبت علی(ع) را الهام كنيد و آنان را ابله و پاكدل واگذاريد. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
 

* اميرالمؤمنين(ع) فرمود: سوره يوسف را به زنان خويش تعليم ندهيد و برای ايشان قرائت نكنيد كه در آن سوره فتنه هاست. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
 

* امام صادق(ع) فرمود: علی بن الحسين(ع) چنين بود كه هرگاه شوهر دختر يا شوهر خواهرش نزد او می آمد، عبايش را پهن می كرد و او را می نشانيد، سپس می فرمود: مرحبا به كسی كه زحمت را برداشت و عورت را حفظ كرد. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
 

* امام صادق(ع) فرمود: سه چيز موجب استراحت مؤمن است... و سوم دختری را كه با مردن يا عروس كردنش از خانه خارج كند. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
 

 

● زن در اسلام
* زمانی كه رسول خدا(ص) اراده جنگی می نمود، همسرانش را جمع می كرددو با آنان مشورت می فرمود و سپس ير خلاف گفته و رأي آنها عمل می كرد. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
 

* پيغمبر(ص) فرمود: مساحقه (عمل جنسی زنان با يكديگر) مانند لواط (عمل جنسی مردان با يكديگر) است، هر دو زنی را كه اينكار كردند، بكشيد آنها را، بكشيد آنهارا. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
 

* رسولخدا(ص) فرمود: زنان عورتند و بيهوده گفتار؛ چون عورتند در خانه ها پنهانشان كنيد و گفتار بيهوده آنان را با سكوت خود چاره كنيد. (بحارالانوار، علامه مجلسی)
 

● زن در اسلام
* رسول خدا(ص) فرمود: هرگاه زنی از جايی كه نشسته برخيزد، مردی آنجا ننشيند مگر زمانی كه سرد شود. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
 

* امام صادق(ع) می فرمايد: نگاه كردن به موی سر زنان چادر نشين و روستائيان و گبران آتش پرست و اقليتهای دينی مانعی ندارد، زيرا اگر آنان را نهی كنی، گوش نمی كنند. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
 

* پيغمبر(ص) فرمود: مَثَل زن صالح، حكايت كلاغ اعصم است كه دسترسی بر آن نزديك به محال است. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
 

 

 

● زن در اسلام
* حضرت امام محمد باقر فرمود: رازی به ايشان مگوييد و درباره خويشان شما آنچه گويند اطاعت مكنيد. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)
 

* حضرت اميرالمؤمنين فرمود: مردر كه كارهای او را زنی تدبير می كند، ملعون است. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)
 

* پيغمبر(ص) فرمود: زنان را با چوب تأديب نكنيد، بلكه با گرسنگی و برهنگی تأديب كنيد تا در دنيا و آخرت راحت باشيد. (بحارالانوار، علامه مجلسی)
 

* پيغمبر فرمود: چه سرگرمی خوبی است ريسندگی برای زن شايسته. (بحارالانوار، علامه مجلسی)

 

● زن در اسلام
* ای مردم! آنان(زنان) از نظر ايمان و خِرَد و بهره، كمی و كاستی دارند: اما دليل كاستی آنها از نظر ايمان به جهت نخواندن نماز و نگرفتن روزه است در ايام حيض؛ و دليل كاستی آنان از نظر خِرَد اين است كه شهادت دو زن به جای يك مرد پذيرفته می شود؛ و دليل كاستی آنها از نظر بهره مادی نصيب ارث آنها به اندازه نصف مردان است.
(نهج البلاغه)

 از زنان بد بپرهيزيد و از زنان نيك هم برحذر باشيد و در كارهای نيكو از آنان پيروی نكنيد تا در كارهای زشت از شما پيروی نخواهند
(نهج البلاغه)

● زن در اسلام
* زن كژدمی است شيرين گز. (نهج البلاغه)

* تمام زن شر است و بدتر از همه آنكه از بودنش گريزی نيست. (نهج البلاغه

* در حديث معتبر از امام محمد باقر(ع) منقول است كه رسول خدا(ص) فرمود: بال و پر زنان را كوتاه كنيد به ترك لباس و زينت تا از خانه بيرون نروند. هركه راضی باشد به زينت و بيرون رفتن زنش از خانه، پس او ديّوث است و بنا می شود برای او هر قدمی كه بردارد خانه ای در جهنم. (مجمع المعارف و مخزن العوارف، محمد شفيع بن محمد صالح
 

* رسول خدا(ص) فرمود: هركه اطاعت زنش كند؛ خدا او را به جهنم اندازد. پرسيدند كه غرض از اطاعت چيست؟ فرمود: مثلاً اذن می طلبد كه به حمام يا عروسی برود و مرد قبول می كند. (مجمع المعارف و مخزن العوارف، محمد شفيع بن محمد صالح)
 

● زن در اسلام
* به سند معابر از حضرت رسول(ص) منقول است: بهترين زنان شما زنی است كه فرزند بسيار آورد و دوست شوهر باشد و صاحب عفت باشد و در ميان خويشان خود عزيز باشد و نزد شوهرش ذليل باشد و از برای شوهر خود زينت و بشاشت كند و از ديگران شرم كند و عفت ورزد، هرچه شوهر گويد، شنود و آنچه فرمايد، اطاعت كند و چون شوهر با او خلوت كند، آنچه از او خواهد مضايقه نكند، اما به شوهر در نياويزد كه او را بر جماع بدارد.
بعد از آن فرمود: بدترين زنان شما زنی است كه در ميان قوم خود خوار باشد و بر شوهر مسلط باشد و فرزند نياورد و كينه ورز باشد و از اعمال قبيحه پروا نكند و چون شوهر غايب شود، زينت كند و خود را به ديگران نمايد و چون شوهر آيد، مستئری اظهار كند و سخنش نشنود و اطاعتش نكند و چون شوهر با او خلوت كند، مانند شتر صعب مضايقه كند. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)

* حضرت صادق فرمود: خوبی زن آن است كه مهرش كم باشد و زاييدنش آسان باشد و شومی زن آن است كه مهرش گران و زاييدنش دشوار باشد. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)

* در حديث صحيح از حضرت امام رضا(ع) منقول است: سه چيز است كه از سنت پيغمبران است: بوی خوش كردن و موهای زيادتی بدن را ازاله كردن و زنان بسيار داشتن، يا بسيار با ايشان مقاربت كردن. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)

*از حضرت صادق(ع) منقول است: زن به منزله قلاده ای است كه در گردن خود می افكنی؛ پس ببين كه چگونه قلاده برای خود می گيری. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)

* در حديث منقول است كه حضزت رسول(ص) چون به خواستگاری زنی می فرستاد، می فرمود گردنش را بو كنند كه خوشبو باشد و غوزك پايش پر گوشت باشد. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)

* از حضرت رضا منقول است: از سعادت آدمی است كه زن سفيدی داشته باشد. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)

* در سندهای معتبر از حضرت رسالت(ص) منقول است: چهار چيز است كه از سنتهای پيغمبران است: بوی خوش كردن، نزديكی به زنان، مسواك كردن و خضاب كردن به حنا. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)

* از حضرت امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) منقول است: حقتعالی برای زنان غيرت جايز نداشته است و از برای مردان قيرت قرار داده است، زيرا كه از برای مردان چهار زن و از متعه و كنيز آنچه خواهد، حلال گردانيده است و از برای زن به غير از يك شوهر حلال نكرده است. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)

* حضرت امام محمد باقر فرمود: خوشم نمی آيد كه دنيا و آنچه در دنيا است داشته باشم و يك شب بی زن بخوابم. (حليةالمتقين، علامه مجلسی)

● در باب پاسخگويی به مردم
* حضرت امام رضا(ع) از علی بن الحسين(ع) نقل می فرمايد: ... خدای عزوجل به ايشان (شيعيان) فرمان داده كه از ما بپرسند، ولی پاسخ بر ما لازم نيست؛ اگر بخواهيم پاسخ دهيم و اگر بخواهيم باز ايستيم.
* ابوبكر حَضْر گويد: وَرْد از امام محمد باقر(ع) سؤال كرد: آيا بر ما واجب است آنچه را نمی دانيم از شما بپرسيم؟ فرمود: آری، عرض كرد: بر شما واجب است كه به ما جواب گوييد؟ فرمود: اختيار با ماست.
(اصول كافی، شيخ كلينی)

در احكام دارالخُلاء
و اما آن هشت چیز كه در وقت طهارت كردن به فعل آوردن آن مكروه است:
* اول روی یا پشت خود را به جانب آفتاب یا ماه كردن بعنوانی كه نور آفتاب یا ماه به عورتین او بتابد و یا روی به جانب باد بول كردن
* دوم با دست راست مقعد را پاك كردن
* سوم بول كردن در زمین سخت
* چهارم بول كردن در سوراخهای حیوانات مثل مورچه و مار
* پنجم طهارت گرفتن در شارع
* ششم طهارت كردن در آب، خواه روان و خواه ایستاده
* هفتم طهارت كردن در زیر درختی كه میوه داشته باشد
* هشتم حرف زدن در وقت طهارت گرفتن مگر به یكی از چهار چیز: ذكر خدای تعالی، آیةالكرسی، حكایت اذان و امر ضروری
(جامع عباسی، شیخ بهایی)

● در احكام دارالخُلاء
اما آن پنج چيز كه سنت است:
* اول آنكه در جايی نشيند كه هيچكس او را نبيند، مثل گودال يا پس ديوار
* دوم آنكه در وقت داخل شدن به دارالخلاء اول پای چپ خود را پيش كند و در وقت بيرون آمدن پای راست را
* سوم آنكه در وقت طهارت كردن، سنگينی بدن خود را بر پای چپ اندازد
* چهارم آنكه به نوبت از مقعد تا بيخ ذَكَر تا سر حَشَفه را بكشد و بعد از آن سه نوبت ذَكَر را بفشارد.
* پنجم آنكه اول مقعد را طهارت دهد و بعد از آن ذَكَر را.
(جامع عباسی، شيخ بهايی)

اما آن پنج چيز كه حرام است:
* اول مخرج غائط را به سرگين(مدفوع حيوان) پاك كردن؛ هرچند سرگيد از حيوانی باشد كه گوشت آن حلال است.
* دوم به چيزی پاك كردن كه خوردنی باشد، مثل ميوه و غير آن.
* سيم به استخوان پاك كردن كه آن نيز حرام است.
* چهارم به چيزی پاك كردن كه محترم باشد؛ مثل كاغذی كه علم دين بر آن نوشته شده باشد.
* پنجم به دستی استنجاء كردن كه در آن انگشتری باشد كه نام يكی از ائمه مصومين (ع) بر آن نقش شده باشد.
(جامع عباسی، شيخ بهايی)

وآن بيست و يك چيز است: سه چيز واجب، پنج چيز حرام و پنج چيز سنت و هشت چيز مكروه.
اما آن سه چيز كه واجب است:
- اول پوشانيدن عورتين از نامحرم
- دوم آنكه از قبله منحرف نشيند؛ يعنی روی و پشت به قبله نكند
- سوم مخرج بول را به آب مطلق طهارت دادن نه به گلاب و امثال آن، و نه به كلوخ كه آن مذهب سنيان است. اما مخرج غايط را كه حوالی آن موضع آلوده نشده باشد، به كلوخ و لته و پنبه و امثال آن طاهر می توان كرد، هرچند كه آب ميسر باشد؛ اما لازم است كه از سه نوبت كمتر نباشد، اگر چه به دونوبت يا كمتر پاك شود و اگر حوالی آن آلوده شده باشد، پاك كردن آن به آب می بايد و بس.
(جامع عباسی، شيخ بهايی)

ر احكام دارالخُلاء (مستراح)
و چون حاجت داری به رفتن به بيت الخلاء، پس بدان كه آداب بيت الخلاء بسيار است، و جمله ای از آن بطور اختصار آن است كه :
* مقدم می داری در وقت داخل شدن پای چپ را و می گويی: "بسم الله و بالله اعوذ بالله من الرجس النجس الخبيث المخبث الشيطان الرجيم"
* چون عورت باز كردی، بسم الله می گويی و واجب است در اين حال بلكه در تمام حالات مستور كردن عورت را، و حرام است در اين حال رو به قبله و پشت به قبله نشستن
* مستحب است آنكه بگويی در حال قضای حاجت: " اللهم اطعمنی طيباً فی عافيه و اخرجه منی خبيثاً فی عافيه"
* وقتيكه نظرت افتاد بر آنچه از تو دفع شده، می گويی: "اللهم ارزقنی الحلال و جنبنی الحرام"
* چون خواستی طهارت بگيری، اول استبراء می كنی، پس دعای رؤيت آب را می خوانی: " الحمدلله الذی جعل المهء طهوراً و لم يجعله نجسا"
* در وقت طهارت می گويی: " اللهم حصن فرجی و اعفه و استر عورتی و حرمنی من النار"
*چون از جای خود برخواستی، دست راست را بر شكم می كشی و می گويی: "الحمدلله الذی اماط عنی الادی و هنانی طعامی و شرابی و عافانی من البلوی"
*پس بيرون می آيی و مقدم می داری پای راست را بر پای چپ، و اين دعا را می خوانی: " الحمدلله الذی عرفنی لذته و اتقی فی جسدی قوته و اخرج عنی اذاه، يا لها نعمته لا يقدر القادرون قدرها"
(مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمی)

 


● در احكام نكاح
و اگر زن قرن داشته باشد، و قرن چيزی است مشابه استخوان كه در فَرْج زن بهم می رسد و مانع از دخول كردن می شود، در اينصورت مرد فسخ نكاح او می تواند كرد.
و اگر زن عفل داشته باشد و آن چيزی است كه در فَرْج زن بهم می رسد مشابه گوشت پاره كه مانع دخول می شود، در اينصورت بر قول بعضی از مجتهدين مرد را فسخ نكاح او می رسد.
و اگر زن رتق داشته باشد و آن بهم آمدن فَرْج و روئيدن گوشت روی آن است، به نوعی كه دخول كردن در آن دشوار باشد، بر قول بعضی از مجتهدين مرد در اينصورت فسخ نكاح او می تواند كرد.
و اگر مخرج بول و حيض ، يا مخرج بول و غائط زن يكی باشد، در اينصورت مرد فسخ نكاح او می تواند كرد.
و بدانكه خيار فسخ فوری است، و در فسخ كردن نكاح به عيب، اذن حاكم شرع شرط نيست. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

● در احكام نكاح
بدانكه هر يك از مرد يا زن پيش از عقد نكاح، ديوانه باشد، خواه ديوانگی او دائمی باشد و خواه دوری، خواه دخول كرده باشد و خواه نكرده باشد، فسخ نكاح می توان كرد، اما اگر بعد از عقد ديوانگی حادث شود، در اين صورت مرد، نكاح را فسخ می تواند كرد اما زن نمی تواند نكاح را فسخ كند.
و اگر مرد پيش از عقد خَصی (بی خايه)باشد، يعنی خُصيه(بيضه) نداشته باشد، زن فسخ نكاح خود می تواند كرد، اما اگر بعد از عقد حادث شود، فسخ نمی تواند كرد. همچنين است حكم كسی كه خُصيه او را كوفته يا بريده باشند پيش از دخول؛ ولی اگر بعد از دخول باشد، درباره خُصيه بريده مجتهدين را دو قول است: اگر يك خُصيه را بريده و خُصيه ديگر باشد، زن اختيار فسخ ندارد.
و اگر هريك از زن يا شوهر جذام داشته باشد، فسخ نكاح میتوانند كرد، ولی بعضی از مجتهدين جذام را فقط در زن عيب می دانند و می گويند اگر مرد جذام داشته باشد، زن فسخ نكاح او نمی تواند كرد. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

● در احكام نكاح
بدانكه در خوابيدن شب، پيش زنان، ميان مجتهدين اختلاف است كه آيا واجب است يا نه؟ بعضی از مجتهدين گفته اند كه واجب نيست، مگر آنكه ميان ايشان ابتدا قسمت كند و بعضی از مجتهدين بر آنند كه اگر كسی يك زن داشته باشد، قسمت واجب نيست. پس اگر مرد زياده از يك زن دائمی نداشته باشد، بر او لازم است كه در هر چهارشب، يك شب نزد او بخوابد. پس اگر دو زن داشته باش، دو شب پيش ايشان بخوابد و دو شب ديگر هرجا كه خواهد بخوابد. و اگر چهار زن دائمی داشته باشد، واجب است كه هر شب پيش يكی از ايشان بخوابد؛ و روز پيش زنان بودن لازم نيست.
و درشب خوابيدن ميان زنان، ابتدا به زنی كند كه نام او به قرعه بيرون آيد. و اگر كسی يك زن آزاد داشته باشد و يك كنيز، دوشب پيش زن آزاد بخوابد و يكشب پيش كنيز و پنج شب ديگر هفته(؟) هر جا كه خواهد، بخوابد.
و اگر شوهر به سفر رود، شب خوابيدن پيش زنان ساقط می شود، و آيا قضای آن بر شوهر واجب است يا نه؟ ميان مجتهدين در اين باره اختلاف است.
و اجب در شب خوابيدن پيش زن آن است كه نزديك او بخوابد، اما دخول كردن بر زن لازم نيست، مگر در چهارماه يكنوبت.
و كسيكه بواسطه مانعی شب پيش زنان خود نتواند خوابيد، همچون پاسبانان و شبگردان، روزٍ ايشان به جای شب ايشان است.
و اگر دختر بكر به خانه شوهر آرند، بايد هفت شب پيش او بخوابد، و اگر بكر نباشد، سه شب پيش او بخوابد.
و جائز نيست كه زن عوض شب خوابيدن، چيزی از شوهر بگيرد، و اگر شوهر در شب پيش زنان ظلم كند، واجب است كه آنرا قضا كند، بقدر آنچه پيش ايشان نخوابيده باشد. (جامع عباسی، شيخ بهايی

 

● در احكام نكاح
بدانكه به محض دخول در قُبُل (پس) يا در دُبُر(پيش) زن، پرداخت مهر او واجب می شود، خواه به عقد صحيح باشد خواه به شبهه؛ و ممكن نيست كه دخول بی مهر باشد؛ و واجب نيست در يكبار دخول كردن الاّ يك مهر، مگر در پنج موضع :
- اول آنكه شخصی كنيز ديگری را به شبهه دخول كند و در اثنای دخول كردن، آقای كنيز او را بفروشد و تا تمام نشدن دخول در ملك آقای دوم باشد؛ و بعضی از مجتهدين گفته اند كه در اين صورت دخول كننده دو مهر می دهد يكی به آقای اول و يكی به آقای دوم
- دوم آنكه زن پسر را پدر به شبهه دخول كند، در اين صورت بعضی از مجتهدين برآنند كه پدر دو مهر می دهد، يك مهر به زن جهت دخول به او و يك مهر به پسر خود جهت فسخ نكاح ميان پسر و زن
- سوم آنكه شخصی زنی را نكاح كندو پسر او دختر آن زن را نكاح كند، آنگاه دختر را پدر به شبهه وطی كندو مادر پسر را، در اين صورت هركدام زودتر دخول كرده باشد مهر آن زنی را كه به شبهه دخول كرده به اضافه نصف مهر زن خود می ده، و آنكس كه بعد از دخول كرده نيز يك مهر و نصف مهر می دهد و در نصف مهر رجوع می كند بر كسيكه پيشتر دخول كرده باشد
- چهارم آنكه هرگاه شخصی دو زن را در دو وقت عقد كرده باشد و به زنی كه آخر عقد كرده است، دخول كند، و آنگاه ظاهر شود كه يكی مادر و ديگری دختر بوده، در اين صورت آن زنی كه به شبهه دخول به او واقع شده تمام مهر را می گيرد و آن زنی كه په پيشتر عقد او كرده اند نصف مهر را می گيرد، پس به سبب دخول كردن، يك مهر و نصف می دهد
- پنجم آنكه با زن يائسه (يعنی زنی كه از حيض ديدن مأيوس شده باشد) دخول كند و در اثنای دخول كردن او را طلاق گويد، در اين صورت مهر مسمی و مهرالمثل به آن زن می دهد، و اگر دوباره عقد كند دو مهر مسمی میدهد. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

در احكام نكاح
و دختری كه هنوز نه سال نداشته باشد و شوهر با او دخول كند و مخرج حيض و بول يا مخرج بول و غائط او يكی شود، بر شوهر خود حرام ابدی می شود، اما اگر دختر، بالغ باشد و شوهرش چون با او دخول كند اين حال واقع شود، ايا حرام ابدی می شود يا نه؟ ميان مجتهدين در آن اختلاف است. همچنين اختلاف است در اينكه اگر بكارت دختری را با انگشت ببرند، آيا حرام ابدی می شود يا نه؟ و اقرب آنست كه حرام نمی شود.
و هرگاه هريك از دو شخص، دختر خود را به نكاح ديگری دهند كه مهر هريك از آنها فَرْج ديگری باشد، اين نكاح باطل است. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

در احكام نكاح
و اگر زن بزرگ شخصی، زن كوچك او را شير دهد، هرگاه به زن بزرگ دخول كرده باشد، هر دو بر شوهر حرام می شوند ؛ و اگر دخول نكرده باشد، زن بزرگ حرام می شود و بس.
و زنانی كه شوهر داشته باشند و جمعی با ايشان زنا كنند، در اينصورت آن زنان بر آنهايی كه به آنها دخول كرده اند، حرام ابدی می شوند.
و دختران عمه و خاله بر كسی كه با عمه و خاله خود زنا كند، حرام ابدی می شوند؛ اما اگر به عمه و خاله به شبهه دخول كرده باشد، يا عقد دختران ايشان پيش از زنای ايشان واقع شده باشد، حرام نمی شوند.
و حرامند مادران و دختران و خواهران مردانی كه با ايشان لواط كرده باشند و تمام يا قسمتی از حَشَفه در مقعد ايشان غايب شده باشد. در اينصورت مادران و خواهران و دختران شخص لواط دهنده بر لواط كننده حرام ابدی می شوند، هرگاه عقد ايشان پيش از لواط كردن نباشد؛ ولی ميان مجتهدين اختلاف است در حرام بودن مادرِ مادر او و دخترِ دختر او، اما يقين است كه دختر خواهر او حرام نمی شود. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

● در احكام نكاح
و حرام است دخول كسي بر كنيزی كه پسر او بدو دخول كرده باشد، اما اگر هريك از پدر و پسر، زن يكديگر را به شبهه دخول كنند، آيا ديگری حرام می شود يا نه؟ ميان مجتهدين در آن اختلاف است؛ و اصحٌ آن است كه حرام نمی شود. همچنين خلاف است ميان مجتهدين در اينكه كنيزی را كه پدر يا پسر دست به شهوت به او ماليده باشند يا نگاه كرده باشند به جايي كه غير از آقا (صاحب كنيز)كسی ديگر دست نتواند ماليدن و نگاه كردن، آيا به مجرد نگاه كردن يا دست ماليدن يكی حرام ابدی می شود بر ديگری؟ اقرب آنست كه حرام نمی شود، بلكه مكروه است. و بعضی از مجتهدين بر آنندكه اگر پسر دست ماليده باشد بر پدر حرام نمی شود، اما اگر پدر دست ماليده باشد بر پسر حرام می شود. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

در احكام نكاح
بدانكه مكروه است:
- نكاح زن سفيه
- - نكاح دختری كه نگاه به عورت مادر او كرده باشند
- نكاح زن سنی
- عقد كردن در وقتی كه قمر در برج عقرب باشد
- عقد كردن در سه روز آخر ماه
- ترك بسم الله در حالت دخول
- در حال جماع نگاه كردن به فرج زن؛ ولی كراهت ديدن اندرون آن بيشتر است و بعضی از مجتهدين اين را حرام می دانند
- سخن گفتن در حال جماع خصوصاً مرد مگر ذكر خدای تعالی
- نكاح زن با مرد فاسق خصوصاً اگر شرابخوار يا سنی يا مستضعف باشد
- نكاح كردن زنان سياه پوست سوای زنان مملكت نوبی (؟)
- ريختن منی در غير فرج زن آزادی كه به عقد دائم او را خواسته باشند بی اذن او
- خوابيدن ميان دو زن آزاد؛ اما خوابيدن ميان دو كنيز مكروه نيست
(جامع عباسی، شيخ بهايی)

در احكام دخول بر زن
و مكروه است دخول كردن بر كنيز هرگاه طفلی آنجا باشد كه نگاه كند؛ و وطْی(جماع) كنيز فاجره و كنيزی كه از زنا به هم رسيده باشد، جايز است؛ و منی در غير فرْج كنيز ريختن نيز جايز است؛ و صاحب كنيز می تواند به ديگری دخول كردن در كنيز خود را حلال كند و اين قسم از خواص فرثه ناجيه اثنی عشريه است. در اينصورت وطْی كردن كنيز به مجرد گفتن صاحبش كه دخول كردن بر او را بر تو حلال كردم، حلال می شود و تعيين مدت شرط نيست. پس اگر بوسه دادن يا دست ماليدن به بدن او را حلال كند، دخول كردن به او جايز نيست؛ اما اگر دخول كردن را حلال كند، بوسه دادن و دست ماليدن به بدن او جايز و حلال است.
(جامع عباسی، شيخ بهايی)

● در احكام دخول بر زن
و اما از آن بيست و هفت وجه مكروه:
- اول برهنه دخول كردن
- دوم دخول كردن در كشتی يا جايي كه سقف نداشته باشد يا زير درختان ميوه دار
- سوم دخول كردن بعد از آنكه محتلم شده باشدپيش از آنكه وضو بسازد يا غسل كند
- چهارم دخول كردن از وقت طلوع صبح تا برآمدن آفتاب
- پنجم دخول كردن در وقت زردی طلوع آفتاب
- ششم دخول كردن در وثت ظهر، مگر در روز پنجشنبه كه سنت است
- هفتم دخول كردن در آخر روز وقتی كه آفتاب زرد باشد
- هشتم دخول كردن بعد از غروب آفتاب تا برطرف شدن شفق
- نهم دخول كردن در شب اول هر ماه مگر در شب اول ماه رمضان كه سنت است
- دهم دخول كردن در نيمه هر ماه خصوصاً نيمه شعبان
- يازدهم دخول كردن در آخر هر ماه
- دوازدهم دخول كردن در وقتی كه ماه يا آفتاب گرفته باشديا بادهای سياه و سرخ و زرد ترسناك بوزد يا زلزله باشد
- سيزدهم دخول كردن در سفر هرگاه آب يافت نشود، اما در حضر نيز اگر آب نباشد، آيا دخول كردن مكروه است؟ ميان مجتهدين درينباره اختلاف است
- چهاردهم دخول كردن در مقعد زنان، وحتی بعضی از مجتهدين شيعه اين را حرام دانسته اند
- پانزدهم دخول كردن به زنی كه از زنا بهم رسيده باشد، خواه به عقد باشد، خواه او را خريده باشند
- شانزدهم دخول كردن در شب عيد قربان
- هفدهم دخول كردن در فاصله ادای اذان و اقامه
- هجدهم دخول كردن در شبی كه روز آن از سفر آمده باشند
- نوزدهم دخول كردن در شبی كه روزش به سفر روند
- بيستم دخول كردن در زنی به اشتهای غير آن []
(جامع عباسی، شيخ بهايی)

● در احكام دخول بر زن
اما شانزده وجه حرام:
- اول اگر شخصی زن ديگری را به شبهه دخول كند، شوهر آن زن را دخول كردن به آن زن حرام است تا آنكخ عده دخول كننده بيرون رود
- دوم هرگاه به سبب دخول كردن به دختر غير بالغ، مخرج بول و غايط يا مخرج حيض و بول او يكی شود، دخول كردن به او حرام است
- سوم هرگاه كسی به زن خود گفته باشدكه پشت تو همچو پشت مادر من است، پيش از آن كه كفاره بدهد، دخول كردن حرام است
- چهارم دخول كردن به يكی از زنان در شبی كه نوبت زن ديگری باشد؛ بی اذن زنی كه نوبت او باشد
- پنجم دخول كردن به كنيز حامله ای كه خريده باشد، پيش از آنكه چهارماه از حمل او بگذرد، حرام است؛ اما ريختن منی در بيرون فرج او حرام نيست
- ششم هرگاه كنيزی را بخرند پيش از آنكه آن كنيز حيض ببيند يا چهل و پنج روز از وقت خريدن او بگذرد، دخول كردن به او حرام است؛ و آيا در اين مدت دست ماليدن به او نيز حرام است؟ ميان مجتهدين در آن اختلاف است []
و اما پنج وجه مستحب (سنت):
- اول مطلق دخول كردن با زن خود كه در همه حال مستحب است
- دوم دخول كردن در شب اول ماه رمضان
- سوم دخول كردن در شب دوشنبه، سه شنبه، پنجشنبه و جمعه بعد از خفتن
- چهارم دخول كردن در روز پنجشنبه در وقت ظهر
- پنجم دخول كردن در روز جمعه بعد از عصر
و نيز سنت است دخول كردن در شب، و در وقت دخول و بعد از دخول بسم الله الرحمن الرحيم گفتن، و با وضو بودن هريك از زن و شوهر، و منی را در خارج فرج ريختن هرگاه كنيز حامله ای خريده باشد و بعد از چهار ماه خواهد كه با او دخول كند، و چشم خود را در وقت جماع بستن. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

● در احكام دخول بر زن
و آن بر پنجاه و يك وجه است: سه وجه واجب، شانزده وجه حرام، پنج وجه سنت و بيست و هفت وجه مكروه.
اما سه وجه واجب:
- اول دخول كردن بعد از چهار ماه، چه هرگاه چهار ماه بگذرد و به زن خود دخول نكند واجب است كه بعد از آن دخول كند بر او بی عذر شرعی.
- دوم هرگاه شخصی قسم خورد كه با زن خود دخول نكند. در اين صورت زن معامله خود را به حاكم شرع عرض می كند و حاكم شرع تا چهارماه آن شخص را مهلت می دهد و مخير می سازد ميان دخول كردن، يا كفاره دادن، يا طلاق دادن و آنگاه بر او واجب می شود دخول كردن.
- سوم هر گاه كسی با زن خود گويد كه پشت تو همچون پشت مادر من است، در اينصورت آن زن حال خود را به حاكم شرع عرض می كند و حاكم شرع تا سه ماه او را مهلت می دهد، آنگاه واجبست بر او دخول كردن يا كفاره يا طلاق دادن.
(جامع عباسی، شيخ بهايی)


● علی بن ابراهيم از پدرش، و او از ابن ابی عمير، و او از سيف روايت كرده اند كه حضرت امام ابی عبدالله صادق (ع) فرمود : در روز قيامت چيزی مثل گلوله می آيد و به پست مؤمن شيعه می زند تا او را داخل بهشت كند. ( اصول كافی، كتاب الايمان و الكفر، باب البر بالوالدين)

***
حديث روز:
- از حضرت امام جعفر صادق پرسيدند: كسي كه واجبی كشيده باشد، ايستاده بول می تواند كرد؟ فرمود كه باكی نيست. (حلية المتقين)

حديث شب:
- حضرت امام موسی كاظم (ع) فرمود: هركه لذت جماع كردن با كنيزان را دريافت كند، هرگز آنرا ترك نكند. (حلية المتقين)

● يكی از اصحاب از احمد بن محمد بن خالد، و او از پدرش، و او از ابی البختری كه خدايش بيامرزاد روايت كند كه حضرت امام باقر (ع) فرمود: مؤمنان (شيعيان) با وقار و آرامش هستند، مانند شتر نري كه مهار در بيني دارد، چون او را بكِشند، براه افتد و چون او را بر صخره ای بخوابانند، بخوابد. (اصول كافی، كتاب الايمان و الكفر، باب المؤمن و علاماته و صفاته)
- محمد بن يحيی از احمد بن محمد بن عيسی، او از محمد بن سنان، و او از قتيبة بن الا عسی گويد كه از امام ابا عبدالله صادق (ع) شنيدم كه ميفرمود: زن مؤمن از مرد مؤمن كميابتر است، و مرد مؤمن نيز كميابتر از كبريت احمر است؛ و كداميك از شما كبريت احمر را ديده ايد؟ ( اصول كافی، كتاب الايمان و الكفر، باب في قلة عدد المؤمنين)

***
حديث روز:
- و حضرت امام رضا (ع) فرمود كه اگر كسي بقدر دو كف طعام بخورد و آب بعد از آن نخورد، عجب دارم كه چرا معده اش شَقّ نمی شود؟ (حلية المتقين)

حديث شب:
- و (امام جعفر صادق) فرمود: در خروس پنج خصلت هست كه از خصلتهای پيامبران است، و ازجمله آنها بسيار جماع كردن است. (حلية المتقين)

● توصیه های پیغمبر در باب جماع
بدان كه حضرت رسول(ص) نهی فرمود از جماع كردن در زیر آسمان و بر سر راه كه مردم تردد كنند، و فرمود كه هر كه در میان راه جماع كند، خدا و ملائكه و مردم او را لعنت كنند.
و فرمود كه بیاموزید از كلاغ جماع كردن پنهان را،
و فرمود كه مكروه است جماع كردن میان طلوع صبح تا طلوع آفتاب، و در آن روزی كه آفتاب در آن روز بگیرد، و در شبی كه در آن شب ماه بگیرد، و در شب يا روزی كه در آن باد سیاه یا باد سرخ یا باد زرد حادث شود، والله كه اگر جماع كند در این اوقات، و پس او را فرزندی بهم رسد، نبیند در آن فرزندچیزی را كه دوست دارد؛ زیرا كه آیات غضب الهی را سهل شمرده است.
و فرمود دختران باكره بخواهید كه دهنهایشان خوشبوتر و رحمهایشان خنكتر و پستانهایشان پرشیرتر است.
و فرمود كه سر را بسیار شانه كردن تب را دور می گرداند و روزی می آورد و قوت جماع را زیاد می كند.
و فرمود كه نمی دانید تركیب هلیله سیاه و هلیله زرد و سمقونیا و فلفل و دارفلفل و زنجبیل خشك و زنیان و خشخاش سرخ و نمك هندی و نارمشك و قاقله و شقاقل و چوب بلسان و دانه بلسان و سلیخه مقشر و علك رومی و عاقرقرها و دارچینی و عسل، كه اگر از آن دو مثقال ناشتا و دو مثقال در وقت خواب بخورند، چه اندازه قوت جماع می بخشد.
و فرمود كه مبادا كسی با زن خود جماع كند و پیش از آنكه زن آب بدهد، او آب بدهد؛ بلكه می باید به تأنی بكُنَد و مكث بكُنَد تا هردو با هم آب بدهند. (حلیةالمتقین، علامه مجلسی)

● توصیه های پیغمبر به علی در باب جماع
در حدیث معتبر از حضرت امام جعفر صادق(ع) نقل شده است كه حضرت رسالت پناه(ص) به حضرت امیرالمؤمنین(ع) وصیت فرمود كه: یا علر! چون زن تازه ای اختیار كردی و داخل خانه تو شد، از درب در خانه تا انتهای خانه آب بپاش كه چون چنین كنی خدا هفتاد هزار نوع رحمت بر تو بفرستد و ایمن گردد عروس از دیوانگی و خوره وپیسی تا در خانه تو باشد، و منع كن او را تا هفت روز از خوردن شیر و سركه و گشنیز و سیب ترش.
و سپس فرمود:
يا علی! ایستاده با زن خود جماع مكن كه آن فعل خران است، و اگر فرزندی بهم رسد، مانند خران بر رختخواب بول كند
يا علی! در شب عید فطر جماع مكن كه اگر فرزندی بوجود آید، شر بسیار از او بظهور آید
و در شب عید قربان جماع مكن كه اگر فرزندی بهم رسد، شش انگشت یا چهار انگشت در دست داشته باشد
و در شب نیمه شعبان و در روز آخر شعبان جماع مكن كه اگر فرزندی حاصل شود، در رویش نشان سیاهی باشد یا هلاك بسیاری از مردم بر دست او حاصل شود
يا علی! زیر درخت میوه دار جماع مكن كه اگر فرزندی بهم رسد، جلاد و كشنده مردم باشد
و در برابر آفتاب جماع مكن مگر آنكه پرده ای بیاویزی
يا علی! در میان اذان و اقامه جماع مكن كه اگر فرزندی بوجود آید، جری باشد در خون ریختن
يا علی! چون زنت حامله باشد، بی وضو با او جماع مكن كه اگر چنین كنی فرزندی كه بهم رسد، كوردل و بخیل باشد
يا علی! بر پشت بام جماع مكن كه اگر فرزندی بهم رسد، منافق و ریاكار و بدعتگزار باشد
يا علی! در شب دوشنبه جماع بكن كه اگر فرزندی بهم رسد، حافظ قرآن باشد
و در شب سه شنبه جماع بكن كه اگر فرزندی بهم رسد، او را شهادت روزی شود و دهانش خوشبو باشد
و اگر در شب پنجشنبه جماع كنی كنی و فرزندی بهم رسد، حاكمی از حكام شریعت یا عالمی از علما باشد
و اگر در روز پنجشنبه وقتیكه آفتاب در میان آسمان باشد، نزدیكی كنی با زن خود و فرزندی بهم رسد، شیطان نزدیم او نشود تا پیر شود
و اگر در شب جمعه جماع كنی و فرزندی بهم رسد، خطیب و سخنگو باشد
و اگر در روز جمعه بعدازظهر جماع كنی و فرزندی بهم رسد، از دانایان مشهور باشد
و اگر جماع كنی در شب جمعه بعد از نماز خفتن، امید هست آن فرزند از ابدال باشد
يا علی! در ساعات اول شب جماع مكن كه اگر فرزندی بهم رسد، بسا كه ساحر باشد
و به فرج زن خود نگاه مكن كه باعث كوری فرزند شود
و در وقت جماع سخن مگو كه اگر فرزندی حاصل شود بسا كه لال باشد
و همه این وصیتها را از من بیاموز، چنانكه من آنرا از حضرت جبرئیل آموختم.
(حلیةالمتقین، علامه مجلسی)

● امام صادق فرمود: حديث من حديث پدرم، حديث پدرم حديث جدم، حديث جدم حديث حسين، حديث حسين حديث حسن، حديث حسن حديث اميرالمؤمنين و حديث اميرالمؤمنين حديث رسولخدا و حديث رسول خدا گفتار خدای عزوجل است. (اصول كافی، شيخ كلينی)
***
زراره گويد: از امام محمد باقر(ع) مطلبی را پرسيدم و جوابم فرمود. سپس مردی آمد و همان مطلب را از او پرسيد، و او برخلاف جواب منش گفت. سپس مرد ديگری آمد و به او جوابی بر خلاف هردو داد. چون آندو مرد رفتند، عرض كردم:
- ای پسر پيغمبر! دو مرد از اهل عراق و از پيعيان شما آمدند و سؤالی كردند و شما هريك را بر خلاف ديگری جواب داديد؟
فرمود: ای زراره! اينگونه رفتار برای ما بهتر و ما و شما را بيشتر باقی دارد و اگر اتفاق كلمه داشته باشيد، مردم متابعت شما را از ما تصديق می كنند ( و اتحاد شما را عليه خود می دانند) و زندگی ما و شما ناپايدار گردد.
زراره گويد سپس به امام صادق(ع) عرض كردم :
- شيعيان شما چنانند كه اگر آنها را بسوی سر نيزه و آتش برانيد، می روند؛ با اينحال از شما جوابهای مختلف می شنوند. آنحضرت هم مانند پدرش به من جواب داد. (اصول كافی، شيخ كلينی)

● اسحاق بن عمار گويد: امام صادق (ع) فرمود: هركه عاقل است دين دارد، و كسيكه دين دارد به بهشت می رود. (اصول كافی، شيخ كلينی)

● محمد بن حسين بن كثير خراز گويد: امام صادق(ع) به من فرمود:
- به بازار نمی روی؟ ميوه هايی به فروش می رسد و چيزهای ديگری را كه دلت می خواهد نمی بينی؟
گفتم : چرا.
فرمود : بدان كه در برابر هرچه می بينی و نمی توانی بخری، برايت حسنه ای است.
(اصول كافی، شيخ كلينی)

● حبابة الوالبيه گويد: اميرالمؤمنين(ع) را در محل پيش قراولان لشكر ديدم كه با تازيانه دوسری كه همراه داشت، فروشندگان ماهی بي فلس و مارماهی و ماهی زمار را - كه فروش آنها حرام است می زد و می فرمود: ای فروشندگانِ مسخ شده های بنی اسرائيل و لشكر بنی مروان!
فرات بن احنف نزد آن حضرت ايستاد و گفت : يا اميرالمؤمنين! لشكر بنی مروان كيانند؟
فرمود : مردميكه ريشها را می تراشيدند و سبيلها را تاب می دادند، سپس مسخ شدند. (اصول كافی، شيخ كلينی)

● رافع بن سلمه گويد: روز جنگ نهروان همراه علی بن ابيطالب صلوات الله عليه بودم. هنگامی كه علی(ع) نشسته بود، سواری آمد و گفت:
- السلام عليك يا علی.
علی(ع) فرمود عليك السلام، مادرت مرگت را ببيند، چرا به عنوان اميرالمؤمنين بر من سلام نكردی؟
گفت : آری، اكنون علتش را به تو می گويم؛ در جنگ صفين تو بر حق بودی، ولی چون حكومت حكمين را پذيرفتی، از تو بيزاری جستم و تو را مشرك دانستم. اكنون نمی دانم از چه كسی پيروی كنم، به خدا اگر هدايت تو را از گمراهيت بازشناسم، برای من از تمام دنيا بهتر است.
علی(ع) فرمود: مادرت مرگت را ببيند؛ نزديك من بيا تا نشانه های هدايت را از نشانه هاي گمراهی برای تو بازنمايم.
آن مرد نزديك حضرت ايستاد. در آن ميان سواری شتابان آمد تا نزد علی(ع) رسيد و گفت :
- يا اميرالمؤمنين! مژده باد تو را بر فتح، خدا چشمت را روشن كند. به خدا تمام دشمن كشته شد.
حضرت به او فرمود: زير نهر يا پشت آن؟
گفت : زير نهر.
فرمود : دروغ گفتی، سوگند به آنكه دانه را شكافد و جاندار آفريد، آنها هرگز از نهر عبور نكنند تا كشته شوند.
آن مرد گويد كه بصيرتم درباره علی زياد گشت.
اسب سوار ديگری دوان آمد و همان مطلب را به او گفت. اميرالمؤمنين(ع) همان جواب را به او گفت. مرد شاكی گويد كه می خواستم به علی(ع) حمله كنم و با شمشير فرقش را بشكافم. سپس دو سوار ديگر دوان آمدند كه اسبان آنها عرق كرده بود. گفتند:
- خدا چشمت را روشن كند ای اميرالمؤمنين، مژده باد تو را به فتح، به خدا كه همه آن مردم كشته شدند.
علی(ع) فرمود: پشت نهر يا زير آن؟
گفتند : نه، بلكه پشت نهرو چون ايشان اسبهای خود را به طرف نهروان راندند، و آب زير گردن اسبهايشان رسيد، برگشتند و كشته شدند.
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: راست گفتيد.
آن مرد از اسبش به زير آمد و دست و پای اميرالمؤمنين(ع) را گرفت و بوسه داد. سپس علی(ع) فرمود:
- اينست نشانه و معجزه ای برای تو.
(اصول كافی، شيخ كلينی)

● روايت است از حضرت صادق(ع) كه چون حضرت نوح(ع) سوار كشتی شد، منع فرمود عقرب را از سوار شدن بر كشتی، از بيم آنكه مخلوقات ديگر را بگزد. عقرب گفت: من عهد می كنم با تو كه نگزم هركسی را كه اسلام بياورد و بگويد سَلامٌ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد و َ عَلی نُوح فِی العالَمين (اصول كافی، شيخ كلينی)

● رسول خدا(ص) روزی به اصحابش فرمود : ملعونست هر مالی كه زكاتش داده نشود. ملعونست هربدنی كه زكاتش داده نشود، اگر چه چهل روز يكبار باشد. اصحاب عرض كردند : يا رسول الله! زكات مال را می دانيم، زكات بدن چه باشد؟ فرمود : اينست كه آفت و آسيبی ببيند (اصول كافی، شيخ كلينی)

- ابن بكير گويد از امام صادق(ع) پرسيدم : آيا مؤمن به جذام و پيسی و امثال آن مبتلا می شود؟ فرمود : مگر بلا جز برای مؤمن نوشته و ثابت شده است؟ (اصول كافی، شيخ كلينی)

● علی بن الحسين(ع) می فرمود: من برای آدمی نمی پسندم كه در دنيا عافيت داشته باشد و هيچ مصيبتی به او نرسد. (اصول كافی، شيخ كلينی)

● و اسحاق بن عمار گويد: به حضرت امام صادق(ع) عرض كردم ممكن است دعای مردی مستجاب شده باشد ولی اجابت آن به تأخير افتد؟ فرمود آری؛ تا بيست سال. (اصول كافی، شيخ كلينی)
- و ابوبصير گويد: شنيدم از حضرت امام صادق(ع) كه می فرمود همانا ممكن است مؤمن دعا كند و اجابت دعايش تا روز جمعه يا روز قيامت به تأخير افتد. (اصول كافی، شيخ كلينی)
- از حضرت امام جعفر صادق(ع) در حديث معتبر منقول است كه هركه هزار مرتبه ماشاءالله در يكدفعه بگويد، در آن سال او را حج نصيب شود، و اگر آن سال نشود، بالاخره در يكی از سالهای ديگر شود. (مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمی)

● محمد بن يحيی از احمد بن محمد و علی بن ابراهيم، و او از پدرش، و همگي آنها از ابن محبوب، و او از ابن رباب، و او از ابی بصير روايت كرده اند كه امام صادق(ع) فرمود: خدای تعالی به عمران (پدر مريم) وحی كرد كه من به تو پسری می بخشم كه به اذن خدا كور و پيس را درمان كند و مردگان را زنده كند. عمران اين مطلب را به زنش حنه اطلاع داد و وی چون به مريم حامله گشت فكر می كرد كه حتماً فرزندش پسر است؛ و چون مريم را زاييد گفت : خداوندگارا! اين چگونه پسری است كه دختر است؟... سپس چون خدای تعالی عيسی را به مريم بخشيد، او همان پيغمبری بود كه به عمران وعده شده بود. پس هرگاه ما درباره مردی از خاندان خود چيزی گفتيم و نشد، آنرا انكار نكنيد كه در فرزند يا فرزندزاده او پيدا شود. (اصول كافی، شيخ كلينی)

● محمد از احمد، و او از ابن محبوب، و او از جميل بن صالح، و او از ابن بن تغلب نقل كنند كه گفت از امام ابی عبدالله جعفر صادق(ع) پرسيدم كه زمين بر چه استوار است؟ فرمود بر ماهی. گفتم ماهی بر چيست؟ فرمود بر آب. پرسيدم آب بر چيست؟ فرمود بر صخره. پرسيدم صخره بر چيست؟ فرمود بر خاك نمناك. پرسيدم خاك نمناك بر چيست؟ فرمود هيهات كه در اينجا ديگر دانش علما گم گشته است.
(روضة من الكافی، شيخ كلينی)

● از حضرت صادق نقل شده است كه : علم نافعی كه سبب نجات بشود، فقط توحيد و امامت و علومی است كه از حضرت رسول الله(ص) بما رسيده است. از ساير علوم آنچه براي فهميدن كلام اهل بيت رسالت لازم است، مانند عربی و صرف و نحو و منطق، بايد خوانده شود، و غير آن يا لغو و بيفايده و تضييع عمر، و يا احداث شبهه است در نفس، كه بيشتر موجب كفر و ضلالت می شود. (عين الحيوة، علامه مجلسی)

● از حضرت امام جعفر صادق(ع) منقول است كه شخصی به خدمت حضرت رسول(ص) آمد و گفت برادرم از درد شكم آزار دارد. فرمود كه بگو اندكی عسل با آب گرم بخورد. روز ديگر آمد و گفت خورد و نفع نكرد. فرمود كه باز عسل بخورد و هفت مرتبه سوره حمد نيز بخواند. چوت آن شخص رفت حضرت به اطرافيان فرمود: برادرش منافق است و خوردن عسل با الحمد هم برايش مفيد نمی شود. (حلية المتقين، علامه مجلسی)

- علی بن محمد از محمد بن صالح روايت كند كه گفت: كنيزی داشتم كه از او خوشم می آمد. به حضرت مهدی (در زمان غيبت صغری) نامه نوشتم كه با علم كامل خود مرا در امر باردار كردن او راهنمايی كند. جواب آمد: باردارش ساز، خدا هرچه خواهد می كند. پس با او نزديكی كردم و آبستن شد. سپس بچه را سقط كرد و خودش هم مرد. (اصول كافی، شيخ كلينی)

● از حضرت امام موسی كاظم(ع) در حديث معتبر منقول است كه دوازده صنف حيوانند كه در اصل آدميان بوده اند و بعداً از جانب خداوند مسخ شده اند:
- فيل پادشاهی بود كه زنا و لواط می كرد
- خرس، عرب بادهيه نشينی بود كه ديوثی می كرد
- خرگوش زنی بود كه به شوهرش خيانت می كرد و غسل حيض و جنابت نيز نمی كرد
- شب پره كسی بود كه خرمای مردم را می دزديد
- ميمون و خوك جماعتی بودند از بنی اسرائيل كه در روز شنبه ماهی شكار مِ كردند
- سوسمار و چلپاسه، گروهی ديگر بودند از بنی اسرائيل كه در زمان حضرت موسی به مائده آسمانی ايمان نياوردند و مسخ شدند؛ پس گروهی از ايشان به دريا رفتند و گروه ديگر به صحرا
- عقرب مرد سخن چين بود
- زنبور قصابی بود كه از ترازو دزدی می كرد
- كرگدن مردی بود كه مردم با او عمل قبيح می كردند
( اصول كافی، شيخ كلينی)

حديث روز:
- حضرت امام صادق(ع) فرمود: وقتی حضرت آدم وفات كرد، به مرگ او ابليس و قابيل خوشحال شدند و در زمين با هم اجتماع كردند و آلات طرب را ساختند؛ و هرچه در زمين از اينگونه آلات هست كه مردم از آن لذت می برند، از آنجا پيدا شده است. (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملی)
حديث شب:
- از حضرت صادق(ع) پرسيدند اگر كسی زن خود را عريان كند و به او نظر كند چونست؟ فرمود: مگر لذتی از اين بهتر می باشد؟ (حلية المتقين، علامه مجلسی)

● امام جعفر صادق (ع) فرمود: خداوند عالم تصميم گرفته بود كه حسين بن علي در سال 70 هجری قيام كند، ليكن چون او را قبل از اين تاريخ شهيد كردند، خداوند نيز غضب فرمود و اين قيام را به عهده امامی كه در سال 140 هجري ولايت خواهد داشت موكول كرد؛ ولی در اين تاريخ نيز چون امامان اين سرً پنهان را به برخی از خواص گفته بودند، خداوند مجدداً غضب فرمود و اين بار اين امر را به وقت نامعلومی موكول كرد. (اصول كافی، شيخ كلينی)

حديث روز:
- حضرت صادق (ع) فرمود: كسی كه به نرد يا شطرنج بازی نگاه كند، چنان است كه به فرج مادر خود نظر كرده باشد. (اصول كافی، شيخ كلينی)
حديث شب:
- شخصی به نزد امام جعفر صادق آمد و گفت: يابن رسول الله! هشت دختر بهم رسانيده ام و روی پسر تا حال نديده ام. حضرت فرمود: برو و در ميان دوپای زنت بنشين و دست راست خود را بر جانب راست ناف او بگذار و هفت نوبت انا انزلناه بخوان و بعد با او جماع كن؛ و چون اثر حمل در وی ظاهر شود، پس در شبها دست راست خود را بر جانب راست ناف زنت بگذار و باز هفت نوبت انا انزلناه بخوان . آن مرد گفت چنين كردم و هفت پسر در پی هم يافتم. (بحارالانوار، علامه مجلسی)

● و نيز از آن حضرت (امام جعفر صادق) منقول است كه هر كه مؤمنى را سير كند بهشت بر او واجب شود، و هركه كافرى را سير كند، خدا شكم او را پر از زقّوم جهنم كند! (حلية المتقين)
- خريدن و فورختن بچه ای كه در شكم مادر و پشت پدر باشدمكروه است، مگر آنكه چيز ديگری بدان ضميمه كرده باشند. (جامع عباسی، تأليف شيخ بهايی)
- اگر مرد آزاد بنده ای را كشته باشد، او را نمىكشند، و اگر مقتول جهود باشد فقط تعزيرش مىكنند و ديه می دهند. و پدر و جدُ را جهت قتل پسر و پسرزاده نمی كشند، بلكه ايشانرا فقط تعزير میكنند. (جامع عباسی، تأليف شيخ بهايی)
- حد دزدی آن است كه دست او را قطع كنند، و سنت است كه دست و پای دزد را بعد از بريدن به روغن زيتون داغ كنند. (جامع عباسی، تأليف شيخ بهايی)
- و حد، تعزير است كسی كه پسر خود را بكشد يا غلام خود را بكشد، يا ماهی بی فلس بخورد، يا با دست منی خود را از خود بيرون آورد. (جامع عباسی، تأليف شيخ بهايی)

حديث روز:
- حضرت رسول اكرم فرمود: عجب دارم از كسی كه ايمان به جهنم دارد، چرا می خندد؟ (حليةالمتقين)

حديث شب:
- رسول الله (ص) فرمود: وقتی يكی از شما با همسر يا كنيز خود مقاربت كند، به فرْج او ننگرد كه مايه كوری است. (نهج الفصاحه)

● و امام جعفر صادق (ع) فرمود: چون پيغمبر (ص) متولد شد، چند روز بی شير بود. ابوطالب آن حضرت را به سينه خود افكند، و خدا در سينه او شير جاری ساخت و تا چند روز پيغمبر از آن شير می خورد، تا آنگاه كه ابوطالب حليمه سعديه را پيدا كرد و پيغمبر را براي شير خوردن بدو داد. (اصول كافی، كتاب الحجة، باب مولد النبي و وفاته)

- از هارون بن موفق منقول است كه روزی حضرت امام موسی كاظم(ع) مرا طلبيدندو در خدمت آن حضرت طعامی خوردم، و حلوای بسيار آورده بودند. گفتم چه بسيار است حلوا! فرمودند كه ما شيعيان از شيرينی خلق شده ايم، پس حلوا را دوست می داريم. (حلية المتقين)

حديث روز:
- روزی امام حسين(ع) داخل بيت الخلاء شدند. لقمه نانی ديدند كه در آنجا افتاده است. برداشتند و به غلامی از غلامان خود دادند. چون بيرون آمدند پرسيدند كه چه شد لقمه نان؟ گفت خوردم. فرمودند: تو را آزاد كردم، زيرا از جدم رسول الله شنيدم كه هر كه لقمه اي در دارالخلاء بيابد و انرا فوت كند و بخورد، پس از آتش جهنم آزاد گردد. (حلية المتقين)

حديث شب:
- از حضرت رسول اكرم (ص) در حديث معتبر منقول است كه فرمود: بر زن لازم است هروقت شوهرش اراده جماع داشته باشد، از او مضايقه نكند؛ اگر چه بر پالان شتر باشد. (حلية المتقين)