ايران و دين

یکی دیگر از برتری های ایرانیان داشتن دینی برای یکتا پرستی خدا خویش بوده و هزاران سال قبل از اینکه مردمان غیر ایرانی دینی برای یکتا پرستی بیاورند زرتشت اهورا داده دین پاک و راستین مزدیسنی را از طرف اهورا مزدا برای ایرانیان آورد.                                                                                                      

به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . این سخنیست که تمامی شاهان ایران به وفور در سنگ نبشته های خویش و لوح ها آورده اند .  این جمله در سنگ نبشته های بیستون و دیگر سنگ نبشته های داریوش بیشتر به چشم میخورد . در سنگ نبشته های شاهی  همواره به جملاتی چون خدای بزرگ اهورا مزدا  یا اهورا مزدا فرمانروایی را به من داده است   برمیخوریم . و در اولین معرفی امپراطوری اینان این نکته به وضوح مطرح شده است. در بیستون بر فراز سر شاهان دروغین سنبل اهورا مزدا در میان خورشید بالدار شناور است .

شاه راستین نیایش کنان دست راستش را به سوی او بلند کرده و اهورا مدا نیز در حال اعطای حلقه پادشاهی به اوست.   چنین پیداست که اهورا مزدا ( خدای دانا ) بزرگترین و با اهمیت ترین خدای شاهان بوده . اهورا مزدا خدای مورد خطاب زرتشت پیامبر نیز هست که در سرود های اش . گاتها . اورا ستایش میکند .

گات ها یگانه بخش اوستا کتاب مقدس زرتشتیان است که بیان خود زرتش است و در بحث و گفتگو با اهورا و زرتشت رقم میخورد . و سخنان اهورا در بخشهای دیگر اوستا مشهود است .

در اسناد دیوانی به نمونه هایی بر میخوریم که سهمیه ای برای قربانی کردن در آن ها ثبت شده است که اغلب موارد این قربانی ها برای آیین دلان در نظر گرفته شده است . که این آیین نشان دادنخ آیین خدایی و حضور اهورا مزداست. این نمونه ها هر ماهه و به طور منظم تکرار شده است .

در همین اشارات به نامهای روحانیون برخورد میکنیم . که این نیزکمکی است برای ردیابی خدایانی که برای شان نذور قربانی میشده . که به دست  مغان  و آتش بر ها داده میشده . بدین ترتیب عنوان های خاصی برای آیین دینی وجود داشته است . و حتی این حواله ها برای قربانی به غیر زرتشتیان هم داده میشده که خود نشان از عدالت اجتماعی داشته . در اصل مغان روحانیون مادی در خدمت خدایان باستانی ایرانی بودند .

پس در این جه میبینیم که دین  راستین ایرانیان زرتشتی بوده و هر چند که مورد احترام زیاد و ارزش والایی بوده ولی در امور اقتصادی و سیاسی کشور دخالتی نداشته است.  با این حال مغان اختیاراتی فراوان در جامعه داشتند . استرابون میگوید: معبد ها آتشکده هم دارند و محل هایی جالب توجه و محصور . درمیان آتشکده محرابی است که بر روی اش انباشته ای از خاکستر قرار دارد و مغان برروی این خاکستر آتش را همواره روشن نگه میدارند. آنها هر روز به اتش کده میایند و در حالی که دسته برسم را مقابل آتش نگه میدارند و کلاه نمدی بلندی که روی گونه هایشان آویخته و لبهاشان را پوشانده بر سر گذارده اند  حدود یک ساعت سرود میخوانند.  و همواره سعی دارند که آتش پاک را بدون هر گونه آلودگی نگاه دارند . چنیین مهراب هایی هنوز در پاسارگاد موجود است . و آیین قربانی طی مدت های گذر شده به آیین زرتشت وارد شده است و میتوان این رو ثابت کرد که.... در زمان داریوش هنوز آیین زرتشت چندان اصیل بود که قربانی کردن هر نوع حیوانی را نمیپذیرفت و آزار رساندن را نیکی نمیدانستند و هرگز در نگاره ها تا زمان های دور تر هم حیوانی برای قربانی را نمیبینیم.                                                                                                                             

در باره دینهای قبل از زرتشت فهرست طولانی همه خدایانی که در دیوان هخامنشیب به خاطر نز رو نیاز به نامشان اشاره شده مححق را از وجود این همه خدای ایرانی به شگفت آورده است و البته که هیچ کدام از اینان وجود مادی نداشتند و حتی قبل از زرتشت هم ایرانیان بت نمیپرستیدند . که در زرتشت بعضی از این خدایان دیوسان نامیده شده اند و آنهایی که مورد نکوهش بودند به صورت ایزدی که نگهبان چیزی از آفریده ای اهورا مزدا بوده نمایانند . مانند : اردویسور آناهیتا بانوی آبها . بهمن ایزد شادی . میترا . فرودین . اردیبهشت امرداد و.......... که همه اینان جسمی مادی ندارند و همگی از دنیای مینوی اهورا هستند .

همانند خدایان ایران باستان . آبادی هایی که در آن ها خدایان عیلامی و بابلی ستایش میشوند نیز مرزبندی دقیقی دارد. با این همه به ندرت دیده میشود که جماعتی تشکیل داده باشند تا خدایان خود را نیایش و ستایش کنند.

هومبان بزرگترین خدای عیلامی با آداد خدای آب و هوای بابلی از اعتباری همپایه برخوردارند . اغلب به این دو در کنار هم یاد میشوند. در این بین هم بندرت از خدایان عیلامی یاد میشود که برای ما ناشناخته اند و از اینکه همیشه در کنار محل ستایش این خدایان انبار غذا موجود بوده میتوان گفت که اینان خدایان حاصل خیزی و پر آبی بودند . از لوح های دیوانی به خوبی بر میآید که یک دین رسمی دولتی که بیش تر با نزر و نیاز های مرتب برای لان چهره مینمود و جود داشته است . و در زمان پس از اینها با اطمینان میتوان گفت که برخی از این نزر و نیاز ها برای خداوند یکتا و دانای بزرگ یعنی اهورا مزدا ی ارجمند انجام میشده و دیگر خدایانی رو میتوان دید که به ندرت شراب و میوه برای نذر به انها داده میشد . یافته های فراوانی حکایت دارد که ایراتنیان عصر هخامنشی مردگان خود را دفن میکردند . دفن مردگان تنها دلیل قابل استفاده علیه این برداشت است که هخامنشیان زرتشتی بوده اند . اما در عین حال اشاره های زیادی نیز در سنگ نبشته های تخت جمشید ثابت میکند که دین زرتشت از اعتبار زیادی برخوردار بوده است . و شاه به آن گرایش داشته است . باید توجه داشت که در دین اصیل زرتشت زرتشتیان نیز دفن مردگان بوده است و رها کردن مردگان در دخمه ها های مرگ پدیده ایست که از نفوذ مغان آیین مهر در طول زمان القا شده است . استرابون مینویسد : ایرانی ها پیش از دفن مردگان آن ها را با موم میپوشانند . اما مغان چنین کاری نمیکنند بل که مردگان را رها میکنند تا خوراک پرندگان شوند . از زمان هخامنشیان گورهای زیادی از سراسر امپراطوری به دست آمده است . در بخشهایی معمول بوده که مردگان را در کف خانه هایشان دفن کنند. و آنهایی که نشانی های زرتشتی بودن حتی در پارچه ها پیچیده میشدند . و نوع تجملی تری که به آن بر میخوریم مرده را درون کندویی گلی قرار میدادند و درون ان نیز ذخیره غذایی میگزاردند . که این تدفین میتواند تدفین میترایسم ها طبق آیین مهر باشد . در ایم بین تابوت های گلی با سر پوشی از تخته را هم میتوان یافت و تابوت های ایرانی رو میتوان از تجمل آن و در قسمت پایین پا به شکل مثلث  و در بالا به شکل نیم دایره شناخت . و نوار های برنزی و حکاکی شده به دور یا عرض آن دیده میشود.

گورها چنان به وسیله حفاران غارت شده که در بیشتر تابوت ها چیزی بر جای نمانده و به ندرت به گور دست نخورده میرسیم.در شوش چند زن در کنار یکدیگر دفن هستند و زیور آلات زیادی نظیر گردن بند دست بند و حتی مروارید یافت شده است. و گورهای شاهان بیشتر از دیگری ها مورد تهاجم و بی حرمتی قرار گرفته .

ظاهرا اسکندر در نخستین دیدارش از پاسارگاد محتویات آرامگاه کوروش را دیده است : تختی طلایی.

میزی با چند جام . تابوتی طلایی . تعدادی لباس و نشان با سنگهای قیمتی بر نشانده بر انها .

و میبینیم که تابوت کوروش تابوتی  همراه با زیور آلات وی بوده که تابوت با روکشی از طلا دیده شده. داریوش گورهای صخره ای را ابدا کرد که با ایوان ستون دار و نقش و نگاره ها بود. واین باعث شده در ارتاعی که داشت تا قرنهای اخیر کمتر مورد دسبرد قرار بگیره ولی بیشتر از همه هم اکنون این گورها از بین رفته(محتویات) و زیور آلاتی که به نظر میآید در گور هایی این شاهان بوده و چون به تور غیر قانونی و مخفیانه حفاری شده هم اکنون معلوم نیست که دقیقا از کجا بوده.  آرامگاه کوروش به نوعی زیبایی و حفاظت اولیه رو داراست . که بر هفت طبقه به صورت پله دار بنا شده که این نیز نشان از این دارد که این عدد هفت تقدس دار و از نفوذ زرتشت در حکومت کوروش خبر میدهد. . آرامگاه داریوش در شش کیلومتری شمال تخت جمشید حفره ای بزرگ با شیبی بسیار تند است که بر سینه کوه نگاره هایی  فراوان به چشم میخورد . و فردوسی هم که حدودهزار میلادی وی را دوباره خلق کرده و به چشم ایرانیان قدرت پهلوانی و افسانه ای دارد که یونانیان هرکول خود را برابر وی میدانند . و این که اونها اسطورشون رو به داریوش تشبیه میکنند خود نشان از برتریت و مردانگی و بزرگ بودن اورا میدهد. که نیز داریوش هم که کاملا مشهود بوده که آیین زرتشت رو پذیرفته بوده. و شاهان بعدی هم مانند داریوش و در کنار او چنین گورهایی ساختند که تعداد چهار تا هستند .

به مرور در دوران ساسانیان دین زرتشتی که به وسیله مغان اموزش داده میشد . به علت نفوذ آنها و مغان سود جو کم کم در سیاست جامعه نفوذ کرد و به مقداری آموزش های دروغین باعث شدند که کم کم مردم از شاهی اینان خسته نشان دهند. و از زبان داریوش میشنویم که در هنگامی که مرگ دید . بر نگاره گورش نصیحت ها و دین زرتشت پاک رقم زده شود. این مرگ را اهورا به من داد برای دنیای مینوی . ای مرد !فرمان اهورا مزدا به دیدت نا پسند نیاید . راه راست را ترک نکن ! شورش نکن!  

در مورد چگونگی دین زرتش و اسطوره های او به جای خود سخن میآوریم .در دین مهر هم میتوان دیدی که مردمان ایران حتی قبل از ظهور پیامبر برای رساندن اهورا به آنان میشود به راحتی برتری فکری و اینکه خدای خود رو چگونه تصور میکردند . و مانند خیلی از کشورها از او بت و یا مانند مصریان فرعون نمیشاختند که این خود نشان از هوشمندی و ادراک بالای اینان بوده. آیین این دین اینقدر پر اهمیت و درست مینمود که حتی در اوستا و ودا... در دین مسیحیت هم از آن نام برده میشود . که حتی ایزد میترا در زرتشت به صورت یکی از خدایان بوده . میترا به معنی همدم و یاری کننده  رسیده . و در زرتشت هم او ایزد خورشید و آتش ( نگهبان ) و همراه جنگ ایرانیان بوده است . در این دین قربانی کردن گاو و هدیه مشروبی که از گیاهی به نام این ایزد به درست میآمده دیده میشود. در اوستا سرودی برای این دین هست با نام مهر یشت . که در این دین آزار رساندن به مردمان بسیار کار زشت و پلیدی بود. و گاو را که مضحر نیرو و پاکی همچنین در اسطوره ها که آمده است اهریمن پلید گاو پاک و مقدس رو بکشت و از خون گاو که بر زمین ریخته بود گیاهان روییدن و از ساقه گیاه ریواس اولین انسانها به نامهای مشی و مشیانه بوجود آمدند .شاید به نوعی بر قربانی کردن گاو در ای آیین ارتباط داشته باشد. پس حتی میتوان گفت که هزاران سال قبل از اینکه مردمان دنیا یکتا پرستی رو درک کنن و دین یکتا پرستی بیاورند پارسیان از این درک برخوردار بودند. همون طوری که گفته شد قبل از این دین ی که همه گیر شد تععد دینهای ایرانی بسیار بوده ولی از گذر بر انها به علت اینکه نمیتوان چیزی از انها را به طور حتم بازگو کرد میگذریم . باشد که در اهورا مزدا به ایران مهرورزی کند.

                                                                                سایلنت هیل

رونوشت  کمکی :                                                                                                                             

کهن ترین مجموعه مکتوب ایران باستان (اوستا) ....ترجمه هاشم رضی....                                        

پژوهش های استروبن ....ترجمه پاله آموزگار                                                                                

از زبان داریوش ....خانوم پروفوسور ماری کخ .......ترجمه دکتر رجبی                                                 

دینهای ایرانی ........پژوهشهای عباس مخبر.                                                                                    

آیین مهر (میترائیسم).....نوشته هاشم رضی