مفهوم باب در انديشه‌های شيعه



داريوش كياني
"باب" به معناي در، درگاه، مدخل اصطلاحي با كاربرد گوناگون در تشيع و جنبش‌هاي وابسته به آن است. اين عنوان به طور متفاوتي در برخي از فرقه‌ها براي پايه و درجه‌اي در سلسله مراتب روحاني به كار رفته است، چه به گونه‌ي مرتبه‌اي متصور شده در روابط و مناسبات ماوراءالطبيعي، و چه به عنوان مقامي عملاً بروز يافته در نظام ديني بر روي زمين. بدين سان، سلسله مراتب اسماعيليه‌اي حدود الدين، "باب" را چهارمين درجه و مرتبه پس از "پيامبر"، "اساس"، و "امام" به شمار مي‌آورد، حال آن كه در نزد فاطميان، "باب" به عنوان لقبي براي حجت بزرگ، كه مستقيماً تحت فرمان امام و مسؤول سازمان دعوه بود، مورد استفاده واقع شد. در نظام "نُصَيري"، باب سومين درجه در سلسله مراتب ديني، پس از "معنا" و "اسم" است كه در آن، معنا مترادف امام صامت اسماعيليه‌اي است، و اسم مترادف امام ناطق، و "باب" درگاهِ امام است. نام‌هاي "ابواب" به هفت قطب نخستين و به حلقه‌ي امامان اسلامي، كه با سلمان فارسي (همراه با علي و محمد) آغاز مي‌شود، اطلاق مي‌گردد. در 245ق/ 60-859 م ابن نصير خود را "بابِ" دهمين امام شيعه، علي النقي، اعلام كرد. دروزي‌ها (Druzes) اين اصطلاح را براي عقل كل، كه در نخستين درجه از سلسله مراتب پنج واسطه‌ي فروتر از مقام خداوند قرار مي‌گيرد، به كار مي‌برند. از اين رو، حمزة بن علي، بنيان‌گذار اين فرقه، ادعا كرد كه به عنوان واپسين تجسم عقل كل، "باب" است.
در ميان شيعيان اثني عشري، اين اصطلاح براي گونه‌اي از وجوه و درجات امام به كار رفته است، كه در روايات به عنوان باب الله، باب الهدي، باب الامام، و مانند آن توصيف شده و در اين مقام و سمت، وي وسيله‌ي دست‌يابي به معرف خداوند و يك ميانجي‌گر براي انتقال دعاها و فيض الاهي، ميان خداوند و جهان بشري است.
در روايتي، علي درگاه (باب) پيامبر، و پيامبر درگاه خداوند توصيف گرديده است، حال آن كه در حديثي معروف (بازمانده به چندين شكل) اين گفتار به محمد منسوب است: من شهر دانش‌ام و علي درگاه (باب) آن است؛ آيا جز به واسطه‌ي در مي‌توان به شهر وارد شد؟. تفسير شيعي قرآن 2/58 و 7/161 امامان را با درگاه (باب) ي كه فرزندان اسماعيل با گفتن حِطة (ببخشاي) از ميان آن مي گذرند، يكي مي‌داند.
در ميان شيعيان امامي، اصطلاح "باب" براي معين و معرفي كردن نمايندگان امام نيز مورد استفاده واقع شده و بيش‌تر در كاربرد آن براي چهار "ابواب"ي معروف است كه معتقد بودند به عنوان ميانجي‌گران امام دوازدهم در مدت غيبت صغراي وي عمل مي‌كرده‌اند: ابوعمر عثمان بن سعيد عماري، پسرش ابوجعفر محمد (درگذشته‌ي 305ق/ 917م)، ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي (درگذشته‌ي 326ق/ 937م)، ابوالحسن علي بن محمد سامرّي (درگذشته‌ي 329ق/ 940م).
مدعيان ديگري نيز براي اين مقام در همان دوران پديدار شدند، اما سرانجام نظام "بابيه" در توافق با نظريه‌ي غيبت كبرا، متروك و رها شد. در طي سده‌ي نوزدهم، دسته‌اي از مكتب شيخي، شيخ احمد احصايي و سيد كاظم رشتي را "باب"هاي امام به شمار آورد، باوري كه منجر به ظهور مذهب بابي‌گري در پي كاربرد اصطلاح "باب" براي سيد علي محمد شيرازي (1850م/1266ق - 1819م/1235ق) شد.*