اندرمضرّات روزه

 

درود برتمامی دست اندرکاران سايت کافر،

گزافه گويی نمی کنم وسؤال خودم را مطرح می کنم. همانطورکه می دونيد هم اکنون درماه رمضان هستيم ومسلمانان درحال انجام فرايض دينی. حال سؤال من اينه که بنظرنمی آد نخوردن آب وغذا درطی چندين ساعت برای بدن خوب باشد. می دونيد می خواستم اگرممکنه ازضررهای روزه چند تا را برای من بفرماييد.

پايداروسربلند باشيد

 

پاسخ:

دوست بسيارگرامی وخردجو،

با درود وسپاس فراوان ازپرسش بجا وبموردتان،

پرسش شما مرا تشويق کرد که ضمن مراجعه به منابع مختلف وگفتگو با دوستان پزشک وروانپزشک، درجهت يافتن پاسخی نسبتة مفصفل تلاش کنم. اين است حاصل تحقيق اجمالی حقيرکه اميدوارم با تحقيق همه جانبه ترديگرياران تکميل شود.

 

پيشگفتار

پرهيزازخوردن وآشاميدن درشرايط معين ودررابطه با خوردنی های ونوشيدنی های مشخص گاهی مفيد است وازجنبه پزشکی نيزتوصيه می شود. حکيم باشی های قديم وپزشکان امروزگاهی بيماران خود را به پرهيزفرا می خوانند. حيوانات نيززمانی که ازبيماری رنج می برند بصورت عريزی ازخوردن وآشاميدن دوری می جويند. البته اين موضوع ازجامعه به جامعه، ازفرد به فرد وازبيماری به بيماری فرق دارد. درجوامع پيشرفته ی صنعتی غرب که مواد غذايی به وفوريافت می شود، گروه هايی ازمردم هم پرخوری می کنند وهم به تکرار(گاهی تا دوازده بار درروز) غذا می خورند . غداهايی که دراين کشورها صرف می شود اغلب هورمون دار، پرازپروتين وکلسترول (چربی) ومواد قندی مضرّاست. الکل نيزمعمولاً با غذا صرف می شود ومقدارزيادی کالری غيرلازم به بدن فرد می رساند. درچنين شرايطی پرهيزازخورد وآشاميدن برخی ازغذاها ونوشيدنی ها می تواند مفيد باشد وبه سم زدايی بدن بينجامد.

 

درشرايط بالا پرهيزغذايی به عنوان وزنه ی متقابلی عليه افراط وناهنجاری مربوط به تغذيه عمل می کند وگرنه چنانچه فرد بصورت منظم وبا رويه تغذيه کند وخوردنی های وآشاميدنی هايش متعادل وشامل موادی باشند که برای بدن ضرورت دارند، دراينصورت چنين فردی به رژيم غذايی يا پرهيزنيازی ندارد.

 

نبايد فراموش کرد که رعايت رژيم غذايی ويا پرهيز، با روزه داری فرق می کند. پرهيزغذايی امری فردی ودواطلبانه است که جنبه ی پزشکی دارد ودرآن شرايط جسمی، ذهنی وروانی فرد درنظرگرفته می شود وهدفش بازگردانيدن سلامتی به فرد است. اين پرهيزفقط دررابطه با برخی ازمواد خوراکی ونوشيدنی های مضراست نه همه ی آنها. درحالی که روزه جنيه ی مذهبی، اجتماعی (وتو بخوان سياسی)، اجباری دارد وفرد روزه دار را مجبورمی کند که بطورکلی ازخوردن وآشاميدن همه چيز برای مدتی معين سرباز زند هرچند عوارض ناگوارپزشکی برايش دربرداشته باشد.

 

روزه واديان

روزه بخشی ازرياضت کشی دينی است که تاريخ آن با تاريخ اسطوره ودين عجين است. براساس برخی ازتحقيقات انسان شناسان، قبايل بدوی قبل ازشکار، پيش ازخرمن، قبل ازآغازمراسم جادوگری، يا درارتباط با مراسم قربانی روزه می گرفتند. هدف شان ازروزه داری معمولاً آرام کردن يک يا چند خدای خشمگين، يا زنده کردن خدائی بوده است که درفصل قبل (مثلاً فصل زمستان) اورا مــُرده می پنداشتند. مقصود ازروزه گيری گاهی افزايش حاصلخيزی زمين وباردهی بيشترمحصول بود ودرفصل بهارروز گرفته می شد. سرخ پوستان آمريکا بخاطردفع آفت وفبايل سرخ پوست مکزيکی و اينکاهای اهل پرو روزه می گرفتند تا دل خدايان خود را بدست آورند. دربين مصريان باستان روزه قبل ازاعياد مذهبی گرفته می شد ولی جنبه ی اجباری نداشت. آسوری های وبابلی دررابطه با توبه ازگناه روزه می گرفتند.

 

روزه هم دراديان شرقی وجود دارد وهم دراديان غربی. درميان طرفداران مذاهب شرقی، هندوان، پيروان کنفوسيوس، تائوئيست ها وبودائيان بخصوص درتبّت روزه می گيرند. ازديدگاه بودائيان تبت، روزه بايد منجربه شرايط بی حرکتی شود که نمادی است ازمرگ يا حالت قبل ازتولد. گاهی هدف ازروزه داری اين است که رهبرروحانی را آماده سازد تا شايستگی آنرا بيابد که به خدا نزديک شود. مثلاً در"جينسيم" روزه، همراه با دعا وديگرمراسم مذهبی، فرد را ازعالم خاکی جدا می کند وبه او مدد می رساند که به حالت فراروی يا تصعيد برسد. دربين بودائيان، گاهی روزه به منظوری خاص قبل وبعد ازانحام مراسمی مقدس گرفته می شود. مثلاً راهبان بودائی دربسياری ازمناطق درروزهای معينی روزه می گيرندو با لحنی آهسته وزمزمه وار به گناهان خود اعتراف می کنند. سادوها (روحانيون هندو)، به بهانه های مختلف چه دردورانهای خوشی وچه ناخوشی، رزوه می گيرند وبدنيوسيله برای خود کسب اعتبارمی کنند.

 

دربين پيروان اديان غربی تنها زرتشتيان هستند که روزه را حرام می دانند. دليل آن هم اين است که ازنظرپيروان زرتشت روزه فرد روزه دار را درنبرد عليه شرورعالم وعليه اهريمن ضعيف می سازد.

 

يهوديان ازديرباز، بخصوص درروزهای متعدد بخاطرياد آوری فجايعی که برقوم يهود رفته است، روزه می گرفتند ـ فجايعی مانند اسارت قوم يهود يا سوخته شدن وبه غارت رفتن اورشليم ومعابد آن. درموارد معينی شاهان بنی اسرائيل نيرفرمان روزه را صادر می کردند. هدف ديگرروزه دربين يهوديان تزکيه نفس، توبه وانابت است که بخاطراين موضوع دررزوهای معينی بويژه روز "يام کيپور" روزه می گيرند.

 

درسرتاسرکتاب مقدس يهوديان و مسيحيان (اعم ازانجيل عهد عتيق وعهد جديد) اززمان موسی تا آمدن عيسی مسيح وبعدازآن ما بارها وبارها با روزه گيران مختلف که برای تزکيه نفس (پاکی وجود) ونزديکی به خدا روزه گرفته اند روبرو می باشيم. گاهی روزه می گرفتند تا نهايت درجه اندوه بخاطرفلان فاجعه ی دينی يا شهادت فلان قديس را نشان دهند زمانی نيزصرفاً بخاطررضای خدا روزه می گرفتند. (رجوع شود به ساموئل 2، بخش 12 آيات 16 تا 22، عذرا، بخش 8 آيه 23، متی، بخش 4 آيات 1 تا 11 وهمچنين بخش 6 آيات 16 تا 18 و آيه ی 26 وبخش 9 آيه های 14 و15 همچنين مارک بخش 9 آيه ی 29)

 

روزه داری دربادی امردربين مسيحيان ازاهميت چندانی برخوردارنبود. ازقرن سوم ميلادی مسيحيان براهميت روزه داری تأکيد شد. دراين قرن، شمارزيادی ازمسيحيان، روزهفتم هرهفته را روزه می گرفتند. درسال 813 ميلادی کليسای رومن کاتوليک فرمان داد که کاتوليک ها هفته ی دوم ژوئن، هفته سوم سپتامبرويک هفته ی کامل قبل ازکريسمس روزه بگيرند. کاتوليک ها بيش ازچهل روز درسال روزه می گرفتند.

 

عرفی شدن هرچه بيشترجوامع غربی، کليسا را مجبورساخته است که بخاطربقای خود هم که شده خود را با ضرورت های جامعه ی مدرن هماهنگ سازد. امروز هم پروتستان ها روزه راامری داوطلبانه وموضوع انتخاب فردی قلمداد می کنند وهم کاتوليک ها.

 

اسلام وروزه

بررسی تاريخ روزه مارا به اين نتيجه رهنمون می سازد که روزه بدواً ريشه درشرايط مادی وتوليدی زندگی انسان ها داشته است وسپس به حوزه ی اديان راه يافته است. روزه ازاسطوره به مذهب وازمذهبی به مذهب ديگرراه يافته وخودراباشرايط بومی زندگی آدميان تطبيق داده است. تنها جايی که درقرآن ازروزه سخن رفته درسوره دوم آن بنام "بقره" است که آياتی (183 تا 185) درمورد روزه آمده است. با توجه به اين آيات که ترجمه ی فارسی آنها درذيل خواهد آمد، می توان قضاوت کرد که روزه قبل ازاسلام درشبه جزيره ی عربستان وجود داشته واسلام اين رسم رااز  ازاديان ديگر ـ بخصوص يهوديت ومسيحيت ـ به عاريت گرفته است. روزه ازنظراسلام اجباری است وبايد درسرتاسرماه رمضان (که گويا ماه نزول قرآن است) گرفته شود. مسافران وبيماران ازگرفتن روزه معاف اند، ليکن بايد بعداً روزه هايی را که روزه نگرفته با گرفتن روزه ی جبران کنند. واينک ترجمه آيات فوق:

 

"ای گروه مؤمنان روزه برشما واجب است همانطورکه برآنان که قبل ازشما بودند فرض بود. هشدارکه خود را ازشردرامان نگه داريد. روزهای معينی را روزه بگيريد ولی اگربيماريا مسافريد، به جبران ايامی را که روزه نگرفته ايد بعداً روزه ی قضا بجای آوريد وآنان که استطاعش را دارند می توانند با غذا دادن به مرد گرسنه ای کفاره ی روزه ی خود را بدهند. کسی که کارخيرانجام دهد پاداش خواهد يافت. ليکن روزه داری به نفع شماست اگراينرا بدانيد. قرآن اين کتاب ارشادگر که خوب را ازبد برای شما بازمی نماياند درماه رمضان نازل شد. بنابراين آن دسته ازشما که دراين ماه درسفرنيستيد، دراين ماه روزه بگيريد. ليکن اگربيماريا مسافريد، به جبران ايامی را که روزه نگرفته ايد بعداً روزه ی قضا بجای آوريد. خدا خوبی وراحتی شما را می طلبد نه ناراحتی تان را. خدا ازشما می خواهد که سرتاسراين ماه را روزه بگيريد باشد که به بزرگی او پی ببريد وشکرش را بخاطررهنمودهايی که به شما داده است بجای آوريد."

 

دراينجا خدا بمثابه يک ارباب مقتدربرده دار ويک جبــّار يکه تازشرقی قد علم کرده است که ازبردگان خود می خواهد که گرسنه وتشنه بمانند تا به بزرگی او پی ببرند وازاو بخاطرنعمت هايی که به آنان نداده است سپاسگزارباشند.

 

انواع روزه

روزه دربين مسلمانان شکل پرهيزازخوردن وآشاميدن ازطلوع تا غروب آفتاب دارد. البته نوع ديگری از روزه ی اسلامی داريم که به روزه ی عزلت مشهوراست. دراين نوع روزه، فرد روزه داربايد به مدت بيست وچهارساعت به خوردنی وآشاميدنی لب نزند. مادران وپدران مسلمان بخاطرآنکه کودکان خردسال خود را به روزه گيری عادت دهند آنان را تشويق می کردند که نصف روز روزه بگيرند. آنان به شوخی به فرزندان خود می گفتند که دونيمه روز را با نخ بهم خواهند بست تا يک روز کامل بشود. به اين نوع روزه اصطلاحاً روزه ی گنجشکی می گويند.

 

دربين اقوام ومذاهب مختلف چه بسا روزه اشکال متفاوتی را نيزبخود بگيرد. بعنوان مثال يهوديان نوعی روزه دارند که طی آن فرد به مدت شش روزازخوردن وآشاميدن وسخن گفتن اجتناب می کند. دردين مسيح نيزروزه ای وجود دارد بنام روزه ی مريم که روزه داربايد برای مدتی هيچ کلامی برزبان جاری نسازد.

 

هندوان درروزه ی سکوت يد طولايی دارند. داستان پردازنامدارهندی، آر. کی. نارايان، درداستان کوتاه خود بنام "زيردرخت بانيان" ازيک داستان گوی دهکده سخن می گويد که زيردرخت نارون می نشيند وده ها روستايی را با داستان های شيرين وخلق الساعه ی خود سرگرم می سازد. شبی ازشب ها داستان گوی توانا صحنه های قصه های خود را بخاطرنمی آورد وباعث می شود که شنوگانش پراکنده شوند. ازآن پس او روزه ی سکوت می گيرد وتا آخرعمرکلامی برزبان جاری نمی سازد. مشهوراست که اصلاح گرمعروف هند وقهرمان اصلاحات ارضی مسالمت جويانه ی اين کشور، وينوبا، به مدت 12 سال روزه ی سکوت گرفته است.

 

ديدگاه مذهبی وزاهدانه، پرهيزوامتناع ازهرچيززيبا وانسانی را نشان پارسايی وتقوی می داند. اين موضوع گاه ازحوزه ی خوردن وآشاميدن وسخن گفتن فراترمی رود ولباس، پوشاک، وسايل زندگی، روابط وحتی غرورانسانی را نيزدربرمی گيرد. زاهدان وصوفيان سرجنبانان اين نوع بريدن ازجريات اصلی زندگی بوده اند. معروف است که بشرحافی زاهد قرون دوم وسوم هجری تمام عمرپابرهنه راه رفت وبه مدت بيست سال خرقه را ازتن بيرون نياورد. صوفی ديگر، ابراهيم ادهم، تمام وسايل زندگی خود را بيرون ريخت وازهمه کس وهمه چيزدل بريد مبادا به چيزی دل ببندد. کاتوليک ها تا امروزهم ازدواج را برای کشيش ها وراهبه هاشان ممنوع کرده اند. روزه ی جنسی به کاتوليک ها ختم نمی شود ودرتاريخ صوفی گری جهان اسلام نيزسابقه دارد. صوفيان وطنی خودمان اغلب بخاطرآنکه غرورخود را بشکنند ازطريق گدايی وگرفتن صدقه زندگی می کردند وازهرنوع ازدواج وروابط جنسی سربازمی زدند. معروف است که شيخ بهاء الدين نقشبندی سرسلسله ی دراويش نقشبنديه را خانواده اش درهفده سالگی زن دادند. پس ازآنکه نخستين فرزندش به دنيا آمد اوازبرقراری رابطه ی جنسی با همسرش سرباززد وتا آخرعمربا اومثل خواهرزندگی کرد.

 

يکی ازمشکل ترين، ودرعين حال خرد ستيزانه ترين، نوع روزه، که درعين حال انواع ديگرروزه ها را نيزدربردارد، چله نشينی است.

 

چله نشينی

چله نشينی ازآيين يهود به ديگراديان ابراهيمی رخنه کرده است بطوريکه صوفيان عرب وايرانی برای خود افتخارمی کردند که به رسم "موسی کليم الله" به چله نشينند. چله نشينی نوعی رياضت کشی همه جانبه است که هدف های چندگانه ای را تعقيب می کند: تزکيه نفس، توبه وانابت، دورکردن شيطان، نزديکی به خدا، وحدت با وجود کل، بالابردن توان شخصی ودانش لدنّی وبالاخره نشان دادن بالاترين درجه ی زهد وپارسايی. معروف است که عيسی مسيح قبل ازآنکه موعظه را آغاز کند چهل روز روزه می گرفت.

 

چله نشينی آداب ومراسم خاص خود را داشته است. به اين ترتيب که داوطلب چله نشينی می بايستی دروهله ی نخست محل خلوتی را درقله کوه، دل جنگل يا دربيابانی دورافتاده می جــُست که هيچ آدمی زاده ای را به آن راه نباشد. اودرآن محل، محدوده کوجکی را باکشيدن خط به دورآن يا سنگ چين کردن برای خود مشخص می ساخت. او اجازه نداشت که درتمام مدت چله نشينی ازآن محدوده ی تنگ خارج شود. چله نشينی به مدت چهل شبانه روز طول می کشيد. دراين مدت چله نشين اجازه ی خوردن، آشاميدن، قضای حاجت، عوض کردن لباس وسخن گفتن با کسی را نداشت. او می بايستی شب وروزعبادت کند وبا خدای خود درراز ونيازباشد. چله نشين می بايستی حداقل يک باردرزمان چله نشينی ختم قرآن می کرد.

 

فکرش را بکنيد. به مدت چهل شبانه روزاززندگی بريدن، دربيابانی دورازياروديار با گرسنگی وتشنگی وباد وبوران ووحشت ازحيوانات درنده  دست وپنجه نرم کردن ومرتباَ سربه بالا داشتن چه برسرچله نشين می آورد؟ چله نشينان يا آدم های شياد ودروغگويی ازکاردر می آمدند يا قبل ازپايان چله نشينی بخاطرضعف جسمی ومغزی ووحشت ازشرايط چله نشينی ديوانه می شدند وبه اين ديدگاه خرافی عاميانه دامن می زدند که به علت بيرون شدن ازمحدوده چله جن يا شيطان درجسم چله نشين لانه کرده است.

 

زهدان وچله نشينان همواره مورد انتقاد متفکران واديبان ايرانی قرارگرفته اند. جلال الدين رومی که خود فردی عارف ووحدت وجودی بوده است، درشعرمشهورخود درديوان شمس به چله نشينان توصيه می کند که قرآن (سی پاره) وچله را ترک کنند، با مردم همگام شوند وبه عشق، لذايذ زندگی وانسانيت روی آورند:

با من صنما دل يک دله کن

گرسرننهم آنگه گله کن

مجنون شده ام ازبهرخدا

زآن زلف خوشت يک سلسله کن

سی پاره به کف درچله شدی

سی پاره منم ترک چله کن

مجهول مرو با غول مرو

زنهارسفربا قافله کن

ای مطرب دل زآن نغمه ی خوش

اين مغزمرا پرمشغله کن

 

دريغ که آن زمان که غرب ازخواب غفلت قرون وسطايی بيدارشده بود ودوران نوزايی علمی، فلسفی وهنری را می گذرانيد، ما آدميان اين سوی کره ی خاکی درايران وکل خاورميانه رياکارانه دربند نمازوروزه وخرافات وچله نشينی بوديم.

 

روزه ودانش پزشکی

دين سالاران ازقديم ونديم تلاش داشته اند که روزه را با توسل به دانش پزشکی توجيه کنند وآن را يک نيازضروری واجتناب ناپذيربهداشتی برای بدن قلمداد سازند. به عنوان مثال گروهی ازمرتاضان يهودی بنام "اسنزها" ازقرن دوم قبل ازميلاد تا قرن سوم ميلادی به دورازديگرقبايل يهودی به زندگی اشتراکی وساده ی خويش، بی آنکه دربند ازدواج وتشکيل خانواده باشند، ادامه می دادند. ازآنان کتابی کشف شده است بنام "طوماردريای مرده" دراين طوماربه شيوه ای خرافی برضرورت روزه برای حفظ سلامت بدن تأييد شده است. ازنظرمؤلفين اين اثرشيطان دربدن ما لانه کرده وبيماری را با خود وارد بدن میکند. اگرفرد سه شبانه روز، روزه بگيرد، شيطان طاقت گرسنگی وتشنگی نخواهد آورد وهمراه با بيماری ازبدن انسان خارج خواهد شد.

 

دانش پزشکی، جدا ازجنبه های مذهبی وخرافی روزه، سعی دارد ضمن تکيه برآزمايش، تجربه وتحقيق، نقش تغذيه وسوء تغذيه برسلامتــــــی جسمـــــی وروحـــــی انسان را روشن سازد. ازلحاظ علم تعذيه وشيمی مواد غذايی، دونوع مواد غذايی وجود دارد: تقويتی (مواد انرژی زا) ومحافظتی (انواع واقسام ويتامين ها).  پرهيزازخوردن وآشاميدن ممکن است برای مدت محدود وبيماری های مشخص مفيد باشد، ليکن روزه داری بمدت طولانی می تواند باعث سوء تغذيه ونرسيدن مواد تقويتی ومحافظتی به بدن با تمام عوارض مخرب آن باشد.

 

خودداری ازخوردن وآشاميدن برای مدت محدود 12 ساعته، چنانچه فرد ازتغذيه ی خوب ومناسب برخوردارباشد، می تواند ازنظربهداشتی کاملاً بی ضررباشد.هرانسانی معمولاً 8 ساعت می خوابد ودراين مدت غذا به بدنش نمی رسد. جالب اين است که آخوند ها وطبقات مرفه درپايان ماه روزه اضافه وزن پيدا می کنند. آنان با بهترين غذاها، حلوا ها، شيرينی جات وميوه های ممکن افطارمی کنند وسحری می گيرند ودرمجموع بهتروبيشترازايام غيرروزه می خورند ومی آشامند.

 

روزه داری برای اکثريت مردم که ازسوء تغذيه رنج می برند، زيان بخش وحتی گاهی کشنده است بخصوص برای انسان های زحمت کش که مجبورند درزيرآفتاب سوزان بدون اينکه قطره ای آب بنوشند ساعتها کارکنند وعرق بريزند. ازعوارض روزه برای اين افراد ازدست رفتن آب بدن (دی هايدراسيون) است که خود منشاء بسياری ازبيماری هاست. ديده وشنيده ايم که به فرد بيمار به محض آنکه اورا به بيمارستان می رسانند سرم وصل می کنند. اين امربرای جلوگيری از سوء تغذيه ومقابله با ازدست رفتن آب بدن صورت می گيرد. سوء تغذيه ی ناشی ازروزه داری باعث پايين آمدن گلوکزخون، ضعف مداوم ودرحالت شديد آن غش وبيهوشی فرد می شود. به همين دليل است که درماه رمضان تعداد افرادی که به بيمارستان مراجعه می کنند افزايش می يابد ومصرف داروهای مربوط به قلب ودستگاه گوارش بالا می رود. ازعوارض ديگرسوء تغذيه ی ناشی ازروزه خستگی وکاهش مصونيت بدن است که خود چراغ سبزی است برای ابتلای فرد به انواغ واقسام بيماری ها. بدن انسان زمانی که ذخيره ی مواد غذايی خود را به پايان برساند به مواد غذايی تازه ، بخصوص پروتئين، نياز دارد که اگربه آن نرسد انرژی خود را ازدست می دهد. بارها ازآدم های روزه دارشنيده ايم کهد گفته اند "نا ندارم."

 

درکشورهای فقيرآسيا، آفريقا وآمريکای لاتين مرگ ناشی ازگرسنگی ازدونوع بيماری سرچشمه می گيرد: 1) کمبود پروتئين که آنرا "گواشيورکور" * می نامند؛ 2) سوء تغذيه ی ناشی ازپروتين وکالری که به "ماراسموس"** مشهوراست. اين دوعارضه بيماررا دچارکاهش وزن، پوکی عضلات، ازدست دادن انرژی وباد کردن بدن می کند ودرنهايت اورا به هلاکت می رساند. تمام اين عوارض درايران، دررابطه با انسان های فقيرروزه دارديده شده است.

 

روزه بدترين تأثير ممکن را برکسانی بجای می گذارد که ازبيماری های عضلانی واستخوانی رنج می برند وهمينطور آنان که وزن شان ازحد معمول پايين تراست ويا دچاربيمارهای قلبی وگوارشی هستند ويا مصونيت بدنشان پايين است. روزه برای زنان باردار، پيران، کودکان ونوجوانان درحال رشد وسمی کشنده است. سوء تغذيه ی ناشی ازروزه ممکن باعث پايين آمدن فشارخون وافزايش ضربان قلب وتشديد بيمارهای عروقی شود وتغييرات مخرب هورمونی را ببار آورد مثلاً مقدارکافی هورمون تيروئيد ترشح نشود. اين عارضه می تواند بند آمدن قاعدگی خانم ها را به دنبال داشته باشد.

 

تأثيرات روانی روزه

روزه داری بصورتی که درايران وسايرکشورهای اسلامی اعمال می شود، ثاثيرات مخرب روانی هم برروزه گيران وهم روزه خواران برجای می گذارد وکل جامعه را روان پريش می سازد. ازروزه داران شروع می کنيم که تشنگی وگرسنگی آنان دردچارعصبانيت وکج خلقی می کند واين موضوع هم بيماری های روان تنی مانند زخم معده را دامن می زند وهم بيماری های تن روانی را ودرواقع اين دو نوع بيماری يکديگرراتشديد می کنند.

 

روزه بصورت مصنوعی وغيرلازم فرد معتقد را دچارغذاب وجدان می کند. اگرکسی بنا به دلايل شخصی نتواند روزه بگيرد، احساس گناه می کند واين احساس تا پايان عمردروجود او باقی می ماند واورا دچارافسردگی وروان نژندی کند. چه بسا فرد ازترس عذاب آخرت وآتش جهنم تا آخرعمردرحالت وحشت روحی بسربرد. براساس تعاليم قرآن هيچ گريزی ازروزه گرفتن نيست. اگرکسی به سبب پيری يا بيماری نتواند روزه بگيرد، به خدا بدهکاراست وبايد به تعداد روزهايی که روزه نگرفته است بعداً روزه بگيرد. فکرش را بکنيد که برسرپيران وبيماران مزمن که هرگزقادربه گرفتن روزه نيستند چه خواهد آمد؟ اگرپول داشته باشند روزه می خرند وگرنه بايد تا آخرعــُمربارگناه مرتکب نشده را بدوش بکشند، بترسند وبلرزند ومرتباً ذکربگويند واستغفارکنند.

 

درماه رمضان بازار مسئله گويی ومسئله پرسی درمساجد گرم است. اگرپای اين مسئله ها نشسته باشيد، بيشتراين مسائل دينی مربوط به مسائل زناشويی روزه داران است. مثلاً روزه دارتا چه حد می تواند به همسرخود نزديک شود؟ جالب اين است که طبق آيين شريعت ايجاد رابطه جنسی درزمان روزه حرام است. زن وشوهرها می توانند اززمان افطارتا اذان صبح رابطه ی زناشويی داشته باشند بشرطی قبل ازطلوع آفتاب غسل جنابت بجای آورده باشند وگرنه نمازوروزه ی آنان باطل است. درانيجا بازهم روزه عليه طبقات فقيرعمل می کند که مجبورند بيرون ازخانه به حمّام روند وغسل کنند واغلب برای انجام اين کارآه دربساط ندارند. چاره چيست؟ يا زن وشوهرسربر يک بالش نهند، بهم دست نزنند ومحروميت جنسی را با تمام عوارض روانی آن تحمل کنند ويا به دورازاغيارکارخود را انجام دهند ودم نزنند واجباراً با دروغ وريا زندگی کنند.

 

درجامعه ای که روزه گيری بصورت يک اجبارعمومی درآمده است شرايط روانی رو زه خواران  بی اعتقاد نيزچندان بهترنيست. به شعرمعجزشبستری درهمين سايت درباره ی روزه توجه فرماييد که چگونه شاعرازديوانگی عمومی درماه رمضان دررنج است. طنزمشهوری است که فردی فرنگی به ايران می آيد همه جا پلووچلووحلوا وشربت می دهند. علت را که جويا می شود می گويند: "به علت ماه محرم الحرام است." فرنگی ازايران می رود و9 ماه بعد به ايران بازمی گردد ومی بيند مردم همه جا گرسنه وتشنه اند وهيچ جا ازخوردنی وآشاميدنی خبری نيست. می پرسد چرا؟ می گويند "اين ماه رمضان المبارک است." فرنگی به عقل ايرانيان می خندد ومی گويد: "برعکس بايد بگويند محرم المبارک ورمضان الحرام."  

 

 درماه رمضان الگوی زندگی فردی واجتماعی بطورکلی عوض می شود. زن ومرد وکودک وپيردررنج اند ومجبورند ازهمه طرف فشاررا تحمل کنند. بيخود نيست که مسلمانان درپايان ماه روزه جشن می گيرند. زيرا بارسنگينی را برزمين گذاشته اند. کسی نيست ازآنان بپرسد چه ضرورتی داشت که خود را شکنجه دهيد؟ درشرايط گرسنگی وتشنگی واستراحت دوران روزه داری افراد تصميماتی را دررابطه با زندگی می گيرند که با عقل سليم سازگارنيست. آنان پس ازپايان ماه روزه اين تصميمات را به مرحله ی اجرا درمی آورند وبدينوسيله تعادل زندگی خود را بهم می زنند وخود را دچاردردسرفراوان می سازند.

 

روزه واثرات اجتماعی آن

روزه داران به زمين وزمان فخرمی فروشند وخود را طلبکارجامعه می دانند. اگرکسی ازآنان مسئوليت بخواهد با اين جمله که "روزه هستم" مسئوليت را ازخود سلب می کنند. وای به حال کسی که جلوچشم آنان روزه خواری کند که بصورت آشکارومخفی اورا به باد ريشخند وحتی دشنام می گيرند وآگاه وناآگاه با وی دشمن می شوند. به اين ترتيب روزه دشمنی آشکارونهان وبه عبارت ديگرستيزاجتماعی را درمتن جامعه قرار می دهد.

 

روزه دروغ وريا را ازسطح فردی به کل جامع تعميم می دهد. درحالی که روزه داران تقوی وپرهيزگاری ورياضت کشی خود را رياکارانه به رخ ديگران می کشند، روزه خواران نيزازترس جان شان مجبورند به روزه داری تظاهرکنند. درزمان شاه درتهران وشهرهای بزرگ ايران بسياری ازرستوران ها واغذيه فروشی ها درجلو را می بستند وازدرپشت ازمشتريان خود پذيرايی می کردند وازآنجا که حتی براساس قوانين آن زمان اين کارخالی ازخطرنبود، دوبرابرقيمت روزحساب می کردند. امروزنيراين نوع تمهيدات درسطح محدودتروبا قبول خطراتی بيشترودريافت قيمت های بمراتب بالاتروجود دارد. پس ای روزه دارن وروزه خواران به پای خيزيد به خود به يکديگروبه کل جامعه دروغ بگوييد که شرف اسلام درخطراجنبی است!

 

روزه مانند سايرعبادات حربه دست ودرواقع دکان دونبش شيادان، کلاشان وکلاه برداران است. آنان کثيف ترين زد وبندهای تجارتی ودزدی های کلان خود را درزيراين پوشش مقدس پنهان می دارند. بيخود نيست که مردم فقيروساده ی جامعه ی ما ضرب المثل "روزه داشتن وبا گــُه سگ افطارکردن" را رواج داده اند.

 

يکی ازمخرب ترين پيامدهای روزه تشديد جبــّاريت ـ آنهم جبّاريت وحشتناک مذهبی ـ درجامعه است. اگريک انسان خردمند ازخارج به جوامع مسلمان بنگرد، بنا به ضرب امثل مشهور"کارم ازگريه گذشته است ازآن می خندم" ازشدت اندوه به خنده می افتد: دولت همه را مجبوربه رياضت کشی احمقانه کرده است وبرسرهرگذری گــَزمه گماشته تا هرکه را که طبيعی ترين کارلازم برای هرموجود زنده را مانند خوردن، آشاميدن، خنديدن وشادمانی کردن را انجام می دهد به چماق تکفيربکوبند. درماه مبارک رمضان آمارحد وتعزير(شلاق وزندان وشکنجه) بالا می رود ودولت جوانان مملکت (پاسداران وبسيجی ها ونظايراينها) را درحد شکنجه گرتنزل می دهد. بدترازهمه اينکه همسايه را به جاسوسی عليه همسايه وادارمی کند وتخم بی اعتمادی را درسطح جامعه ـ حتی دربين خانواده ها ـ می کارد.

 

تأثيرات مخرب روانی واجتماعی روزه باعث شده است که مردم آگاه وناآگاه، چه درفرهنگ عاميانه وچه درادبيات مدون عليه روزه موضع بگيرند. اصطلاح "مثل سگ دهان بسته می ماند" را بارها وبارها درارتباط با روزداران اززبان مردم کوچه وبازار شنيده ايم واين شعرطنزآميزرا:

درخانه ی ما زخوردنی چيزی نيست

ای روزه ميا ورنه تــُرا خواهم خورد

 

منوچهری دامغانی، شاعردين ستيزپارسی گوی، درانتظارپايان ماه رمضان روزشماری می کند تا بتواند درکنارسبزه زاران شادمانه باده نوشی کند:

برآمدن عيد وبرون رفتن روزه

ساقی بدهم باده برباغ وسبزه

 

ناصرخسروقباديانی، اگرچه پای درشيعی گری استوار دارد، به علت طبع هنرمندانه وتجارب جهانگردانه ی خويش، برخی ازحقايق مربوط به روزه داری وروزه داران راافشا کرده است:

همه پارسايی نه روزه است وزهد

نه اندرفزونی نمازودعاست

همچنين:

ازنمازوروزه ی تو هيچ نگشايد ترا

خواه کن خواهی مکن من با توگفتم راستی

 

حافظ درشعرذيل پايان ماه روزه وآغازامکان شادزيستن ولذت بردن اززندگی را جشن می گيرد:

بيا که تـــُرک فلک خوان روزه غاری کرد

هلال عيد به دورقدح اشارت کرد

ثواب روزه وحج قبول آنکس برد

که خاک ميکده ی عشق رازيارت کرد

 

عبيد زاکانی دررساله ی "تعريفات ملادوپيازه" زهد را "پرده ی لوندی" ورمضان را "به اميد بهشت دردوزخ غرقيدن" تعريف کرده است. اين طنزپردازنامی درحکايت ذيل از"رساله ی دلگشا" ی خويش هم بيهودگی را روزه را به طنزکشيده است وهم بی اعتنايی مردم (بخصوص اهل علم) به اين سنت مزاحم:

"طالب علمی را دررمضان مست بگرفتند وپيش شحنه بردند شحنه گفت هی شراب ازبهرچه خوردی گفت ازبهرآنکه ممتلی (شکم انباشته) بودم."

 

نتيجه

با توجه به آنچه گذشت، می بينيم که روزه ی اجباری به عنوان يک فريضه ی دينی، دارای زيان های بی شماربهداشتی، روانی، فردی واجتماعی است. روزه همواره به عنوان پوششی برای دروغ وريا، دزدی وکلاشی عمل کرده است وسود آن بيش ازپيش به نمازوروزه فروشان رسيده است. دريک جامعه دموکراتيک وانسانی روزه (مانند خود مذهب) بايد ازحالت يک اجبارعمومی بدرآيد وجنبه ی يک امرداوطلبانه ی فردی درآيد. قانون بايد روزه داری (حتی روزه ی گنجشکی) را برای زنان آبستن، کودکان، نوجوانان و پيران مطلقاً ممنوع اعلام دارد. درجامعه آينده شرايط کنونی بايد برعکس شود به اين ترتيب که هرنوع تظاهر به روزه داری بايد ممنوع شود ومشمول پيگرد قانونی قرار گيرد.

 

تحقق رؤياهای بالا، درشرايط کنونی جوامع اسلامی ناميسراست. انسان های خردمند بايد بکوشند که ضمن افشاسازی منطقی زيان های روزه وديگرسنت های بازدارنده ی مذهبی، با ترويج دانش، روشنگری وخرد ورزی دنيای واژگونه ی امروزی را برپاهای خود استوارسازند.

 

به اميد آنکه دانايی جای جهالت، لذت جای درد وشادی جای اندوه را بگيرد.

 

استوارغلام دانايی   

 

                     Kwashiorkor

                     Marasmus