ريشه‌های عقب ماندگی اسلامی

صنعتی شدن يعنی تازگی و دگرگونی. چنانچه كسانی كه در قدرت نشسته‌اند از تصور اينكه تغييرات می‌تواند برای منافع آنها پيامدهای نامطلوبی داشته باشد در هراس باشند، در چنين صورتی آنها به طور حساب شده راه تغييرات را مسدود خواهند كرد، درست به همانگونه كه قرن هاست رهبران سياسی در خاورميانه عمل می‌كنند.

جی. برادفورد دلنگ (1)

برگردان: علی‌محمد طباطبايی

سه‌شنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۲

جنگ با عراق اكنون پايان يافته است اما مبارزه برای دگرگونی ساختارهای اقتصادی خاورميانه يعنی تنها اميد برای جلوگيری از پيوستن نسل كاملی از بی‌كاران جوان عرب و ايرانی به جزم گرايی تازه آغاز گرديده است. اين نزاعی است كه از راه كارهايی برای توسعه فراتر می‌رود و بلكه با ريشه‌های اسلام تماس حاصل می‌كند. ظاهراً آيت الله خمينی يك بار گفته بود: ملت ايران انقلاب نكرد كه قيمت هندوانه را پائين بياورد . بر اساس چنين ديدگاهی سرمايه داری با اسلام سر سازگاری ندارد. اما آيا واقعاً اين گونه است؟

در اين خصوص تاريخ می‌تواند راهنمايی‌های مفيدی به ما عرضه كند. انقلاب صنعتی در نواحی مركزی انگلستان و در جنگل‌های بلژيك آغاز گشت نواحی كه از نعمت ذغال، كانال‌های آبی (كه در امتداد آنها قايق‌های باربری ذغال را نقل مكان می‌دادند) و كارگران ماهر فلزكار بر خوردار بودند. اين كارگران ماهر می‌توانستند موتورهايی بسازند كه با قدرت بخار كار می‌كرد. ذغال، كانال‌ها و كارگران فلزكار زيربنايی بودند برای ساختن، نصب كردن و استفاده از دستگاه‌های خودكار ربسندگی و ماشين آلات پرسرعت نساجی، و لوكوموتيو‌ها و راه آهن كه در مجموع عصر صنعت و پيشرفت را پايه ريزی كردند.

نيروی بخار، كارخانه ها، بازار‌ها و صنعت به سرعت در سراسر شمال اروپا و مهاجر نشين هايش توسعه يافتند. در اواخر قرن نوزدهم تورين، وين، پراگ، روكلاو، اسن، پاريس، ليل، ليون و بارسلون در اروپای قاره ای، بيشتر نقاط بريتانيا، ايالات متحد، بخش هايی از كانادا و ايرلند و ملبورن، بوئنوس آيرس و ژوهانسبورگ (و توكيو فراموش نشود) مراكز صنعت مدرن را تشكيل می‌دادند.

اما در خارج از اين محدوده از شعله‌های انقلاب صنعتی به زحمت دودی بلند می‌شد ـ اگر اصلاً آتشی در كار می‌بود. برای مدت دو قرن وزير‌های آينده نگر و دورانديش سلطان‌های عثمانی از نياز برای برانگيختن اقتصاد تركيه و توسعه ی تكنولوژيكی سخن می‌گفتند. در 1453 نيروهای نظامی سلطان محمد دوم قسطنطنيه را فتح كردند زيرا وی از نظر فنی پيشرفته ترين و نيرومند ترين توپخانه در جهان را ساخته بود.

در اوايل قرن نوزدهم محمد علی سلطان مصر با بررسی پراكندگی قدرت اقتصادی و نظامی در جهان فرمانی صادر كرد برای صنعتی كردن سريع كشورش. او از اين بيم داشت كه چنانچه مصری‌ها از تكنولوژی‌های جديد صنعتی چيزی نياموزند و اقتصادی به اندازه ی كافی شكوفا برای حمايت از ارتش‌های صنعتی بوجود نياورند فرزندانشان عروسك هايی خواهند بود در دستان والی‌های انگليسی و فرانسوی. فرمان او حاصلی در بر نداشت: مصر صنعتی نشد، و نوه‌های محمد علی در عمل به عروسك‌های انگليسی‌ها و فرانسوی‌ها تبديل شدند. امروز هفتاد ميليون مصری نسبت به پيشينيان خود بسيار بهتر زندگی می‌كنند، كسانی كه در زمان محمد علی به كشت پنبه و غلات می‌پرداختند و زير بار سنگين ماليات عرصه بر آنها تنگ شده بود. اما شكاف ميان اقتصاد كشورهای خاورميانه و اروپای غربی ـ بخش نفت به كنار ـ از نظر كارايی، توانايی فنی و معيارهای سطح زندگی بسيار فراخ تر است در مقايسه با يك قرن پيش و بسيار وسيع تر از آغاز عصر صنعتی شدن.

گام‌های آهسته ی توسعه ی اقتصادی جهان اسلامی از بسياری جهات موضوعی ناخواسته و اتفاقی نبوده است. پيامبر اسلام حضرت محمد يك بازرگان بود و قبيله‌ای كه وی به آن تعلق داشت يعنی قريش (كه قبيله ی حاكم در زمان پيغمبر بود) از طريق راهنمايی كاروان‌ها از عربستان به سوی هلال خصيب زندگی خود را می‌گذراند. اما اكنون آن شيوه ی همكاری متقابل ميان سنت‌های اسلامی، حكومت كنندگان، بازرگانان و صنعت گران كه شهر هايی چون قاهره، دمشق، بغداد و سمرقند را به گل‌های سرسبد تمدن شهری در اوج قرون ميانه تبديل كرده بودند مدت‌ها است كه ناپديد گشته است.

صنعتی شدن يعنی تازگی و دگرگونی. چنانچه كسانی كه در قدرت نشسته‌اند از تصور اينكه تغييرات می‌تواند برای منافع آنها پيامدهای نامطلوبی داشته باشد در هراس باشند، در چنين صورتی آنها به طور حساب شده راه تغييرات را مسدود خواهند كرد، درست به همانگونه كه قرن هاست رهبران سياسی در خاورميانه عمل می‌كنند. ليكن توسعه ی كند و تحريف شده در جهان اسلامی همچنين نتيجه ی موقعيت‌های استفاده نشده و مسدود شده است. آيا اين به نفع پاكستانی‌ها نبود اگر منسوجات بيشتری به جهان صنعتی ثروتمند عرضه می‌كردند؟ آيا صرف نظر كردن از سهميه بندی برای پاكستان در موافقتنامه ی مربوط به الياف گوناگون در نساجی قدم بسيار مثبت و مهمی از طرف دولت ايالات متحد نبود، يعنی پس از آن كه دولت پاكستان به آمريكا در حمله به مراكز القاعده در افغانستان كمك كرد؟

بدون ترديد چنين بوده است. آيا توسعه ی اقتصادی در مراكش، الجزاير و تونس نويد بخش نخواهد بود چنانچه دولت‌های اروپايی به شهروندان اتحاديه ی اروپا اجازه دهند كه پرتقال‌های بيشتری از شمال آفريقا خريداری و مصرف كنند؟ البته كه چنين است. اما يك علت ديگر برای توسعه آهسته اقتصادی در جهان اسلام تنگناهای مربوط به حكومت‌های ضعيف و بی‌تجربه است. شعار اقتصاد دانان غربی چنين است: حق مالكيت را تضمين كنيد و در قراردادهای تجاری به وعده‌های داده شده عمل نماييد . اما حق مالكيت و اجرای تعهدات در سطوح مختلف با تهديدهای گوناگونی روياروی می‌شود. آنها توسط راهزنان ولگرد، افراد سرشناس محلی و بيش از همه توسط كارمندان (سطح بالای) دولت كه از موقعيت شغلی خود سوء استفاده می‌كنند تا درآمدهايی بدست آورند كه در واقع نوعی اخاذی است مورد تهديد قرار می‌گيرند. به طور خلاصه دولتی ضعيف نمی‌تواند قراردادهای بسته شده را به موقع عملی سازد و از حقوق مالكيت شهروندان به دفاع برخيزد زيرا دولتی كه به اندازه ی كافی قوی باشد برای عملی كردن و به اجرا درآوردن آنها بايد بتواند كه بوركراسی خود را نيز تحت كنترل در آورده و سامان بخشد.

اما يك دليل بسيار مهم برای اين كه چرا جهان اسلامی در مقايسه با آمريكای لاتين يا آسيای جنوب شرقی در شرايط نامطلوب تری قرار دارد به مسئله ی تعليم و تربيت و آموزش باز می‌گردد. جايی كه سيستم آموزشی حد اقل يك نسل و احتمالاً سه نسل پشت سر ساير نقاط قرار دارد اميد اندكی برای توسعه ی پايدار وجود دارد زيرا دولت نمی‌تواند سواد آموزی همه جانبه را تقبل و تعهد كند. و يقيناً در كشوری كه تعليم و تربيت سطح بالا به شكلی فزاينده مهارت‌ها و رشته‌های دانشگاهی را ناديده می‌گيرد نيز اوضاع به همين منوال است. اين درست كه مسدود بودن امكان صادرات، نهادهای ضعيف دولتی و سطح بالايی از فساد اداری معضلاتی هستند كه در سراسر جهان می‌توان نمونه هايی از آنها را مشاهده كرد. حتی خصومتی كه رهبران سياسی و دينی نسبت به تغييرات و صنعتی كردن ابراز می‌كنند نيز مسائل غير معمولی نيستند. اما هنگامی كه ما الگوهای توسعه در سراسر جهان را با يكديگر مقايسه كنيم نشانه‌های بيشتر و بيشتری خواهيم يافت مبنی بر اين كه آنچه كشور‌ها را قادر می‌سازد كه خود را از چنگ عقب ماندگی رها سازند سوادآموزی همگانی است و طبقه ی بزرگی از انسان هايی كه دارای مهارت صنعتی و فنی باشند.

-------------

1: The Roots of Islamic Backwardness By J.Bradford DeLong