رابرت جی اينگرسال



۱۸۳۳۱۸۹۹

وکيل دادگستری و سخنران و آزاد انديش آمريکائی


زمانی که ما تصديق کنيم که يک کتاب آنچنان آسمانی و مقدس است که از ترديد و انتقاد معاف شده، افکار و اندبشه ما، دقيقا از همان لحظه، به بردگی و اسارت کشانده می شود


اينکه خدا ارتباط خود را با موجوداتی هوشيار و انديشه ور برقرار ساخته ولی درست هنگامی که همان هوشمندان به جرم يهره جويی از عقل و درايت خود، کمر همت به درک و فهم آن ارتباط می بندند، محکوم به عذاب ابدی و دوزخ بشوند، جز پنداربافی و تصوری مضحک و بی اساس نيست.


اگر ما باوری راسخ داريم که می توانيم از خرد و نيروی حقيقت جويی خود استفاده کنيم، در همين رابطه مسلما حق داريم که کردار خود را هم با آن انديشه منطبق کنيم و هيچ خدايی هم حق ندارد که ما را به آن دليل تعزير و تنبيه نمايد.


دکترينی که معتقد است شادمانی و رستگاری در آينده بستگی به ايمان و کيش و مذهب دارد مخوف و هولناک است. اين زشت ترين و پوچ ترين پنداربافی هاست. اينکه ايمان و مذهب، پاداش هايی ابدی بهمراه خواهند داشت، در حاليکه خردگرايی، ديدگاه های عينی و تجربيات انسانی شايسته عذاب و عقوبت های ابدی خواهند بود، توهمی آنچنان بيهوده وعبث است که ليافت خرده گيری را هم ندارد. تنها معجونی اندوهناک از جهل و جنون بنام "کيش و ايمان" می تواند مدافع و سنگر چنين پنداری باشد.


اين کتاب های "مقدس" را همانند کتاب های ديگر بخوانيد؛ فکر و خرد خود را بکار بياندازيد همانگونه که هنگام خواندن کتاب های ديگر بکار مياندازيد؛ عينک های تکريم و تعبد را از چشمان خود برداريد؛ اشباح خيالی ترس را از قلب های خود بزدائيد؛ ردای خرافه را از بلندای افکار خود بکناری بزنيد و بعد انجيل و قران "مقدس" را بخوانيد. متعجب خواهيد شد که چگونه، حتا برای يک لحظه، تصور می کرديد که موجودی فرزانه و با خرد، بخشنده و مهربان، نويسنده و نگارنده و ميلغ جهل و قساوت نهفته در آنها بوده است...

عده ای برای فرو نشانی خشم خدايان، بخود ماموريت داده اند، تا مردم را به وظائف خود در برابراين نيرويهای پنهان آشنا کنند. پيدايش دکانداران کيش ها، از همين جاست. عاملينی که تظاهر می کنند که حد فاصلی بين خشم خدايان و بی پناهی مردمان هستند. اين سوداگران دين، خود را وکلای انسان ها در پيشدادگاه بهشتی وانمود می کنند.

اينان پرچم نا مرئی آتش بس جنگی، اعتراض و درخواست ها را حمل می کنند. اينان با دستور العمل هائی باز گشته اند، که به اقتدار و قدرت تکيه يزنند. مردمان در برابر خادم خود به زانو می افتند، و اين دين فروشان از هيبتی که دلهای مردم از بابت اعتبار و نفوذشان در خدايان ايجاد شده، سوء استفاده نموده، همنوعان خود را به چاپلوسانی دغل کار و برده هايی بی اختيار مبدل کردند...
 

http://styxriver.blogspot.com/