رشادخليفه كه بود؟

دكتر رشاد خليفه مصرى‏الاصل و بيوشيميست مصري ساکن امريكا بود كه فرضيه عدد نوزده را پيش كشيد كه بسم‏الله‏الرحمن الرحيم، نوزده حرف است و كلمه اسم‏ نوزده‏بار در قرآن آمده است، و كلمه جلاله (الله) 2698 بار كه مضربى از نوزده است; يعنى 142 در 19; و الرحمن‏ 57 بار (19 در 3)، و الرحيم‏ 114 بار (6 در 19) در قرآن به‏كار رفته است. اما نظريه او از دو جهت غوغا به‏بار آورد: يكى آن‏كه عدد نوزده در قرآن شماره نگهبانان جهنم هم هست (عليها تسعة عشر). اين اشكالى به‏بار نمى‏آورد، ولى عدد نوزده عدد مقدس بابيان و بهاييان است; يعنى حروف حى‏ يا اصحاب نزديك باب است، لذا مسلمانان از اين نظريه برآشفتند و آشوب‏هاى پس از ادعاي پيامبري اودر نهايت به‏ترور يا قتل رشاد خليفه انجاميد. اشكال ديگر نظريه او اين بود كه تا حدودى حساب سازى‏ در آن مشاهده شد. ازجمله يكى از بزرگ‏ترين قرآن‏پژوهان ايران، آقاى دكتر محمود روحانى، كه صاحب يكى از فرهنگ‏ها و فهرست‏هاى آمارى قرآن است (به‏نام فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم/ المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الكريم، 3 مجلد، طبع مشهد، مؤسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوى)، بررسى جديد و دقيقى درباره آمار كلمه جلاله (الله) در قرآن انجام داده و از نظريه دكتر رشاد خليفه هم باخبر بوده است و با قاطعيت تمام آمار اين كلمه نشان مى‏دهد كه با آمار رشاد خليفه اختلاف، و با المعجم المفهرس معروف محمد فؤاد عبدالباقى اختلاف دارد.

ادعاي پيامبري توسط كاشف اعجاز رياضي فرآن
او براي اينكه حساب هايش درست از آب در آيد معتقد بود برخي كلمات از جمله اسم او ( رشاد )از قرآن حذف شده است
نظريه رشاد خليفه به كه منجر به ادعاي رسالت توسط او شد به شرح زير است:(به نقل از سايت خودشان)
رسول ميثاق خدا، رسول متحد کننده است. مأموريت اوپاک کردن و متحد کردن اديان کنونى است در يک دين واحد : اسلام (تسليم).
اسلام اسم نيست ؛ بلکه توجيه تسليم کامل شخص است به تنها خدا، بدون بت قرار دادن عيسى، مريم، محمد يا مقدسين. هر کس داراى چنين مشخصاتى باشد "مسلمان" (تسليم شده) است. بنابراين، شخص ميتواند يهودى مسلمان، مسيحى مسلمان، هندوى مسلمان، بودايى مسلمان يا مسلمان مسلمان باشد.

رسول ميثاق خدا ادعاى خدا مبنى بر اينکه "تنها دين قابل قبول از نظر خدا، تسليم است" را تحويل ميدهد (۳:۱۹) و اينکه "هر کس غير از تسليم را بعنوان دين انتخاب کند، از او قبول نخواهد شد" (۳:۸۵).
رسول خدا بايد اثباتى جهت رسالتش نشان دهد. هر رسولى با نشانه هاى انکار ناپذير الهى مى آيد که ثابت مى کند که او از طرف قادر مطق تأييد شده است تا پيغام هاى خدا را تحويل دهد. موسى چوب دستى خود را انداخت و به مار تبديل شد، عيسى بخواست خدا جزامى را شفا داد و مرده را زنده کرد، نشانه صالح شتر معروفش بود، ابراهيم از ميان آتش گدشت، و معجزه محمد قرآن بود (۵۱- ۲۹:۵۰).
قرآن (آيات ۳:۸۱، ۳۳:۷، ۳۳:۴۰)، و انجيل (آيات ۳_۳:۱ در بخش ملاکى ) آمدن رسول متحد کننده، رسول ميثاق خدا را پيشگويى کرده اند. جايز است که رسولى با اين مأموريت بسيار مهم با قويترين معجزه حمايت شود (۳۵_ ۷۴:۳۰). در حالى که معجزات رسولان قبلى از لحاظ زمان و مکان محدود بوده اند، معجزه خدا جهت حمايت از رسول ميثاقش ابدى است؛ در هر زمان و هر مکانى ميتواند بواسطه هر کسى مشاهده شود. اين ضميمه شامل شواهد عينى، قابل امتحان، قابل تحقيق، و انکار ناپذيرى است که ثابت ميکنند رشاد خليقه رسول ميثاق خدا است.

حقيقت قرآنى
يکى از پيگويى هاى مهم در قرآن اينست که رسول ميثاق خدا پس از اينکه همه پيغمبران به اين دنيا آمدند، و پس از اينکه همه کتابهاى خدا تحويل داده شدند، فرستاده خواهد شد.
خدا از پيغمبران عهد گرفت، گفت، "من کتاب و حکمت به شما خواهم داد. بعد از آن، رسولى براى تصديق همه کتابهاى موجود خواهد آمد. به او ايمان آوريد و او را حمايت کنيد." او گفت، "آيا با اين موافق هستيد و از اين ميثاق پيروى خواهيد کرد" آنها گفتند، "موافق هستيم." او گفت، "پس شما شهادت داده ايد، و من هم با شما شاهد هستم." (۳:۸۱)

محمد مارمادوک پيکتال ( ) آيه ۳:۸۱ را اينطور ترجمه کرد:
هنگاميکه الله عهد (خود را) با پيغمبران بست، (او گفت) : ببينيد آنچه من از کتاب و علم به شما داده ام. و بعدها رسولى بر شما خواهد آمد که آنچه را شما داريد، تصديق ميکند. به او ايمان آوريد و به او کمک کنيد. او گفت : آيا موافق هستيد، و آيا بار من را (که بر شما قرار دادم) در اين (مورد) برميداريد آنها جواب دادند : ما موافق هستيم. او گفت: پس شهادت بدهيد. من با شما شاهد هستم.
ما از سوره ۳۳ مى آموزيم که محمد يکى از پيغمبرانى بود ک با خدا آن عهد محکم را بست.
و هنگاميکه ما عهد محکمى از پيغمبران و از تو (اى محمد) و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى پسر مريم گرفتيم، ما از ايشان عهدى مهم گرفتيم. (۳۳:۷)
(بر طبق ترجمه محمد مارمادوک پيکتال )


آيه ۳:۸۱، در ميان بسيارى از آيات ديگر، تعريف "نبى" (پيغمبر) و "رسول" را براى ما توجيه ميکند. بنابراين "نبى" رسول خدا است که کتابى جديد تحويل ميدهد، در حالى که "رسول" از طرف خدا مأمور است تا کتاب موجود را تصديق کند؛ او کتاب جديدى نمى آورد. بر طبق قرآن هر "نبى" رسول است، اما هر رسولى "نبى" نيست.
به هر رسولى کتابى جديد داده نشده است. منطقى نيست که خدا به پيغمبرى کتاب بدهد و سپس از او بخواهد که آن را فقط براى خودش نگاه دارد، آنطور که بعضى از "طلاب" مسلمان گفته اند(۱۵۹، ۱۴۶، ۲:۴۲). کسانيکه باندازه کافى با قرآن آشنايى ندارند فکر ميکنند که هارون "نبى" (پيغمبرى) بود، همانطور که در آيه ۱۹:۵۳ آمده است که کتابى دريافت نکرده بود. اگر چه، قرآن بطور واضح ميگويد که کتاب قوانين مخصوصا ً به "هر دو ايشان، موسى و هارون" داده شده بود (۳۷:۱۱۷، ۲۱:۴۸).
ما از قرآن، ۳۳:۴۰ مى آموزيم که محمد آخرين پيغمبر (نبى) بود، اما نه آخرين رسول:
محمد پر هيچک از شما نبود؛ او رسولى بود از طرف خدا، و آخرين پيغمبر. [۳۳:۴۰]
اين تعريف بسيار مهم با کد رياضى قرآن تأييد شده است. اصطلاحى که در ۳۳:۴۰ استفاده شده است "محمد خاتم النبيين" (محمد آخرين پيغمبر)، مقدار عدديش ۱۳۴۹ است، يا ۷۱۱۹، در حالى که مقدار عددى اصطلاح غلط "محمد خاتم المرسلين" (آخرين رسول) بر عدد ۱۹ قابل قسمت نيست.

از زمان قديم خصوصيت انسان بوده است که رسول زمانش را تکذيب کند. يوسف "آخرين رسول" اعلام شد(۴۰:۳۴). اما بسيارى از رسولان پس از او آمدند، از جمله موسى، داود، سليمان، عيسى و محمد.

ميثاق انجام گرفت
اگر چه از لحاظ اين دنيا پيغمبران مرده اند، اما ما ميدانيم که روحشان، شخص اصلى، اکنون در باغ عدن جاييکه آدم و حوا زندگى ميکردند، هستند. بسيارى از آيات ما را آگاه مى سازد که مؤمنانى که بدنشان را باقى ميگذارند و از اين دنيا ميروند، نمرده ان. (۲:۱۵۴، ۳:۱۶۹، ۴:۶۹). اگر چه آنها نمى توانند به دنياى ما باز گردند (۲۳:۱۰۰)، اما آنها "زنده" هستند در پرديس. .

هنگام زيارت حج خود در مکه، روز سه شنبه سوم ديحجه سال ۱۳۹۱ هجرى مصادف با ۲۱ دسامبر سال ۱۹۷۱، قبل از طلوع آفتاب، من، رشاد خليفه، شخص اصلى، روح، نه جسم، به جايى در آسمان برده شدم که بعنوان رسول ميثاق خدا به همه پيغمبران معرفى شدم. من از جزييات و اهميت اين واقعه آگاهى نشدم تا رمضان سال ۱۴۰۸ هجرى.
آنچه که من در آگاهى کامل مشاهده کردم، اين بود که در حالى که نشسته بودم، پيغمبران يک يک بطرف من آمدند، به صورت من نگاه کردند، سپس سرشان را بعلامت تصديق تکان دادند. خدا آنها را با همان قيافه اى که در زمان خودشان در اين دنيا بودند، با لباسهاى زمانشان به من نشان داد. جوى بود هيبت انگيز، لذتبخش و محترمانه.
بجز ابراهيم، هويت هيچکدام از پيغمبران براى من مشخص نشد. ميدانستم که همه پيغمبران آنجا بودند، از جمله موسى، هيسى، محمد، هارون، داود، نوح و بقيه. فکر ميکنم دليلى که هويت ابراهيم براى من آشکار شد اين بود که درباره او سؤال کردم. بنظرم آمد که چقدر به اقوام من شباهت دارد_ خود من، پدم، عموهايم. در آن موقع بود که متعجب شدم، "اين کدام پيغمبر است که شبيه اقوام من است" جواب آمد: "ابراهيم." به هيچ زبانى صحبت نمى شد. همه ارتباطات فکرى بود.
قابل توجه است که تاريخ انجام گرفتن اين ميثاق با پيغمبران، سوم ديحجه سال ۱۳۹۱ بود. اگر ماه (۱۲) را باشافه روز (۳) باضافه سال (۱۳۹۱) کنيم، مجموع ما ۱۴۰۶ ميشود، يا ۷۴۱۹. سوره ۷۴ جايى است که مخرج مشترک قرآن، عدد ۱۹، در آن ذکر شده است. توجه کنيد که عدد ۱۴۰۶ همچنين تعداد سالهاى از فرستاده شدن قرآن تا آشکار شدن معجزه آن است
مأموريت رسول ميثاق خدا تصديق کتابهاى موجود، پاک کردن، و متحد کردن آنها در يک پيغام الهى است. قرآن ميگويد که وظيقه اين رسول پاک کردن پيغام خدا بحالت اوليه اش است، تا مؤمنان پرهيزکار- يهوديان، مسيحيان، مسلمانان، بوداييان، سيک ها، هندوها، و ديگران- را از تاريکى به نور هدايت کند (۵:۱۹، ۶۵:۱۱). او است که اعلام ميدارد اسلام (تسليم بودن کامل به خدا) تنها دين قابل قبول خدا است (۳:۱۹).

اينک، من رسولم را ميفرستم تا راه را در جلوى من آمده سازد؛و يک مرتبه به معبد مى آيد پروردگارى که او را ميجوييد و رسول ميثاقى که آرزويش را داريد. بله، او مى آيد، پروردگار جهان ميگويد. اما چه کسى طاقت روز آمدن او را دارد و چه کسى ميتواند تحمل کند وقتيکه او ضاهر ميشود زيرا او مانند آتش بصفيه کننده است، يا مانند آب قليايى پاک کننده. [ملاکى ۲- ۳:۱ ]

اثبات
اسم رسول ميثاق خدا در قرآن از طريق رياضى بعنوان "رشاد خليق" کد شده است. اين واقعا ً بهترين روش معرف رسول خدا به دنيا، در عصر کامپيوتر است.
(۱) معجزه عظيم خدا در قرآن براساس عدد اول ۱۹ است که ۱۴۰۶ سال (۱۹۷۴) پنهان ماند. خداى قادر مطلق از قبل تعيين کرده بود که اين معجزه هيبت انگيز بواسطه رشاد خليقه آشکار گردد. صدها مسلمان و طلاب خاور شناس در طول ۱۴ قرن اخير بيهوده تلاش کرده اند، اما به هيچکدام از آنها اجازه داده نشد تا اهميت پارافهاى قرآنى را دريابند.
(۲) قرآن براى مؤمنان و جويندگان صادق آسان ميشود (۳۹:۲۸ و ۴۰،۳۲، ۲۲، ۵۴:۱۷) قانون قطعى الهى است که هيچکس نمى تواند به قرآن دست يابد، چه رسد به معجزه عظيم آن، مگر اينکه او مؤمنى صادق باشد که به او اجازه خاص الهى داده شده (۴۶-۱۷:۴۵، ۱۸:۵۷، ۴۱:۴۴، ۵۶:۷۹). آشکار شدن معجزه قرآن بواسطه رشاد خليفه، از نشانه اى مهم رسالت او است.
(۳) ريشه کلمه "رشاد"، "رشد" است (از راه راست پيروى کردن). اين ريشه در قرآن ۱۹ مرتبه تکرار شده است. عد ۱۹ مخرج کشترک قرآن است .
(۴) کلمه "رشاد" در ۳۸ و ۴۰:۲۹ آمده است. کلمه "خليفه" در آيات ۲:۳۰ و ۳۸:۲۶ آمده است. اولين "خليفه" به خليفه غير انسانى اشاره دارد، اسمأ شيطان، در حاليکه دومين تکرار (در سوره ۳۸) به "خليفه" انسانى اشاره دارد. اگر تعداد سوره ها و آياتى که کلمه "رشاد" (۳۸، ۴۰:۲۹) و کلمه "خليفه" (۳۸:۲۶) در آنها تکرار شده اند را با هم جمع کنيم، حاصل ميشود:
۹۱۹=۱۷۱=۲۶+۳۸+۳۸+۲۹+۴۰.
(۵) مجموع شماره سوره ها و شماره آياتى که کلمات "رشد" و "خليفه" در آنها تکرار شده اند، بدون فرق گذاشتن ميشود ۱۴۶۳ يا ۷۷۱۹ (جزييات در جدول ۱ نشان داده شده است).
(۶) مجموع همه سوره ها و آياتى که ريشه "رشد" در آنها تکرار شده اند، ميشود ۱۳۶۹ يا ۱+ (۷۲۱۹)، در حاليکه مجموع تکرار همه "خليفه" ها ميشود ۹۴ يا ۱_ (۵۱۹). اين واقعيت که "رشد" يکى زيادى است و "خليفه" يکى کم، اسم "رشاد خليفه" را مشخص ميکند، نه هر "رشاد" يا هر "خليفه".
(۷) مقدار عدى "رشاد" ۵۰۵ است، و مقدار عددى "خليفه" ۷۲۵ (جدول ۷ از ضميمه ۱). اگر مقدار عددى "رشاد خليفه" (۱۲۳۰) را با شماره سوره ها و تعداد آيات از ابتداى قرآن تا اولين بارى که "رشد" آمده است، با هم جمع کنيم، ميشود ۱۴۲۵ يا ۷۵۱۹.

جدول ۲ : سوره ها و آيات از ابتد اى قرآن
تا اولين تکرار ريشه کلمه "رشد" / شماره تعداد مجموع شماره / سوره آيات آيات
___________

۱ ۷ ۲۸
۲ ۱۸۵ ۱۷۲۰۵
___________
۲ ۱۹۲ ۱۷۲۳۳
(۹۰۷ ۱۹)

همچنين "رشاد" (۵۰۵)+ "خليفه" (۷۲۵) +مجموع سوره ها(۲)+ مجموع آيات (۱۹۲) = ۱۴۲۵ (۷۵۱۹)
۷۵۱۹ = ۱۴۲۵ = ۱۹۲ + ۲ + ۷۲۵ + ۵۰۵
(۸) اگر شماره همه آيات در هر سوره را جمع کنيم، يعنى مجموع شماره آيات ( ......۳+۲+۱) از اول قرآن تا اولين جاييکه ريشه "رشد" تکرار شده است، ميشود ۱۷۲۳۳، يا ۹۰۷ ۱۹
(۹) پاراف هاى قرآنى زير بناى اصلى معجزه قرآن هستند. اين پاراف ها در سوره هاى: ۲، ۳، ۷، ۱۰، ۱۱،۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۹، ۲۰، ۲۶،۲۷، ۲۸، ۲۹، ۳۰، ۳۱، ۳۲، ۳۶، ۳۸، ۴۰، ۴۱، ۴۲، ۴۳، ۴۴،۴۵، ۴۶، ۵۰، و ۶۸ آمده اند. اگر مجموع اين اعداد ا (۸۲۲) به مقدار عددى "رشاد خليفه" (۱۲۳۰) اضافه کنيم، مجموع ميشود ۲۰۵۲ يا ۱۰۸ ۱۹.
(۱۰) همانطور که در جدول ۳ نشان داده شده است، اگر شماره همه سوره هايى را که ريشه "رشد" در آنها تکرار شده اند، با هم جمع کنيم، باضافه تعداد آيات، حاصل ميشود ۱۳۶۸ يا ۷۲ ۱۹.
(۱۱) اگر شماره سوره را بنويسيم، بدنبال آن تعداد آيات در آن سوره، بدنبال آن شماره هر يک از آيات از اولين تکرار ريشه "رشد" (۱۸۶:۲) تا آخرين تکرار "رشد" (۲۱:۷۲)، و اين اعداد را پهلوى هم قرار دهيم، عدد بسيار بزرگى بدست مى آيد که دارارى ۱۱۰۸۷ رقم است و بر ۱۹ قابل قسمت است. اين عدد بسيار بزرگ با شماره سوره ۲ شروع ميشود، بدنبال آن تعداد آيات در سوره ۲ از اولين تکرار کلمه "رشد" در آيه ۱۸۶ تا آخر سوره (۱۰۰ آيه). بنابراين، ابتداى اين عدد ميشود ۱۰۰ ۲. شماره اين ۱۰۰ آيه (از ۱۸۷ تا ۲۸۶) پهلوى اين عدد نوشته ميشود. بنابراين، عددى که سوره ۲ را نشان ميدهد به اين شکل است:
۲۸۶ ۲۸۵ .............۱۸۹ ۱۸۸ ۱۸۷ ۱۰۰ ۲. همين عمل تا آيه ۷۲:۲۱ تکرار ميشود که آخرين تکرار ريشه "رشد" است. عدد کامل به اين شکل است:
۲۱ ۲۰ ۱۹ ..... ۳ ۲ ۱ ۲۱ ۷۲..... ۱۸۹ ۱۸۸ ۱۸۷ ۱۰۰ ۲
شماره سوره، بدنبال آن تعداد آيات، سپس شماره هر يک از آيات از اولين تکرار "رشد" تا آخرين تکرار آن (از ۲:۱۸۷ تا ۷۲:۲۱).
عدد کامل شمامل ۱۱۰۸۷ رقم است، و بر ۱۹ قابل قسمت است.
(۱۲) اگر سوره ها و آيات را از اولين بار کلمه "رشد" تا کلمه "خليفه" که در ۳۸:۲۶ آمده است، در نظر بگيريم، متوجه ميشويم که مجموع شماره سوره ها و تعداد آيات آنها ميشود ۴۵۴۱ يا ۲۳۹ ۱۹. جزييات در جدول آمده است.
(۱۳) هنگاميکه مقدار عددى "رشاد" (۵۰۵)، بدنبال آن مقدار عددى "خليفه" (۷۲۵)، بدنبال آن شماره سوره هايى که کلمه "رشد" در آنها تکرار شده است و بدنبال آن شماره آيات را از اولين "رشد" (۲:۱۸۶) تا کلمه "خليفه" (۳۸:۲۶) بنويسيم، عدد طويلى بدست مى آوريم که بر ۱۹ قابل قسمت است. اولين تکرار "رشد" در ۲:۱۸۶ است. پس، مينويسيم ۱۸۶ ۲.
دومين تکرار در ۲:۲۵۶ است پس مينويسيم ۲۵۶. تکرار بعدى ار ۴:۶ است، پس مينويسيم ۶ ۴ و همينطور الى آخر تا بنويسم ۲۶ ۳۸ ("خليفه" در ۳۸:۲۶ آمده است). عدد کامل بشکل زير است:
۲۶ ۳۸ .... ۶ ۴ ۲۵۶ ۱۸۶ ۲ ۷۲۵ ۵۰۵
مقئار عددى "رشاد"، بدنبال آن مقدار عددى "خليفه"، بدنبال آن شماره سوره و شماره آياتيکه در آنها کلمه "رشد" تکرار شده است از اولين ريشه کلمه "رشد" تا جاييکه کلمه "خليفه" تکرار شده است در ۳۸:۲۶.

تنها دين قابل قبول از نظر خدا اسلام است [ ۳:۱۹ ]

(۱۴) قرآن سه رسول اسلام (تسليم) را مشخص ميکند:
ابراهيم همه وظايف دينى اسلام را تحويل داد. مقدار عددى اسم او = ۲۵۸
محمد قرآن را تحويل داد. مقدار عددى اسم او = ۹۲
رشاد اثبات اصليت اسلام را تحويل داد. مقدار عددى اسم او = ۵۰۵
مجموع مقدار عددى هر سه اسم=۲۵۸+۹۲+۵۰۵
(۴۵ ۱۹ ) = ۸۵۵
يهوديت، مسيحيت، و اسلام واقعى در يک دين ترکيب خواهند شد_ تسليم کامل و مطلق به تنها خدا.
اديان حاضر، از جمله يهوديت، مسيحيت، و اسلام شديدا ً به فساد کشيده شده اند و بسادگى از بين خواهند رفت (۶۱:۹، ۴۸:۲۸، ۹:۳۳).
(۱۵) از آنجايى که قرآن در بعضى جاها به "ابراهيم، اسماعيل، و اسحاق" اشاره ميکند، پيشنهاد شد که اسماعيل و اسحاق هم بايد به حساب آيند. قابل توجه است که با اضافه کردن مقدار عددى اسماعيل و اسحاق، مجموعى بدست مى آيد که هنوز بر ۱۹ قابل قسمت است. همانطور که در جدول ۵ نشان داده شده است، مجموع جديد ميشود ۱۲۳۵، يا ۶۵ ۱۹. اگر هر کدام از سه اسم ابراهيم، محمد، و رشاد حذف شود، مجموع ديگر بر ۱۹ قابل قسمت نيست.

چرا ۸۱ : آيه ۸۱ و سوره ۸۱
(۶۱) رسول ميثاق خدا در آيه ۸۱ از سوره ۳ پيشگويى شده است. اگر مقدار عددى "رشاد" (۵۰۵) را باضافه مقدار عددى "خليفه" (۷۲۵)، باضافه شماره آيه (۸۱) کنيم، حاصل ميشود:
۶۹ ۱۹ = ۱۳۱۱ = ۸۱+۷۲۵+ ۵۰۵
(۱۷) اگر به سوره ۸۱ توجه کنيم، در باره رسول خدا ميخوانيم که با قدرت تمام حمايت شده است، و بواسطه قادر مطلق تأييد شده است (آيه ۱۹).
بنابراين، آيه ۸۱ از سوره ۳، و سوره ۸۱، آيه ۱۹ ارتباط محکمى با اسم "رشاد خليفه" دارند: ۶۹۱۹=۱۳۱۱=۸۱+ ۷۲۵+ ۵۰۵

جدول ۵ : مقدار عددى پنچ رسول
اسم مقدار هر حرف مجموع
__________

ابراهيم / اسماعيل / اسحاق / محمّد / رشاد /
..................
۱۲۳۵
(۶۵۱۹)

(۱۸) اگر از ابتداى قرآن تا آيه ۳:۸۱، جايى که رسول ميثاق پيشگويى شده است، شماره سوره ها را باضافه تعداد آيات کنيم، مجموع ميشود ۳۸۰ يا ۲۰ ۱۹. اين اطلاعات در جدول ۶ آمده است.
جدول ۶ : سوره ها و آيات از
۱ : ۱ تا ۳:۸۱
شماره تعداد / سوره آيات مجموع
__________

۱ ۷ ۸
۲ ۲۸۶ ۲۸۸
۳ ۸۱ ۸۴
__________

۶ ۲۷۴ ۲۸۰
(۲۰۱۹)
(۱۹) مقدار عددى آيه ۳:۸۱ ميشود ۱۳۱۴۸ يا ۶۹۲۱۹. اين عدد از جمع کردن مقدار عددى هر حرف در اين آيه حاصل شده است.
(۲۰) اگر به قسمتى از آيه ۳:۸۱ که خصوصا ً به رسول ميثاق اشاره ميکند، توجه کنيم: "رسولى بر شما خواهد آمد، آنچه را شما داريد تصديق ميکند، "به زبان عربى:
متوجه ميشويم که مقدار عددى اين عبارت بسيار مهم ۸۳۶ است يا ۴۴ ۱۹.
" مسلما ً، تو يکى از رسولان هستى" (۳۶:۳)
(۲۱) توسط فرشته جبرييل، بطور قطع به من گفته شد که آيه ۳ از سوره ۳۶ مخصوصا ً به من اشاره دارد. اگر سوره هاى پاراف دار را به ترتيب قرار دهيم، از سوره ۲ شروع کنيم سپس سوره ۳، سپس سوره ۷، و الى آخر، ميبينيم که سوره ۳۶، ى. س. نوزدهمين سوره است.
(۲۲) آيه ۳ از سوره ۳۶ ميگويد، مسلما ً، تو يکى از رسولا، هستى." مقدار عددى اين جمله ۶۱۲ است. با اضافه کردن اين مقدار (۶۱۲)، باشافه شماره سوره (۳۶)، باشافه شماره آيه (۳)، باضافه مقدار عددى "رشاد خليفه" (۷۲۵+۵۰۵)، اين عدد بدست مى آيد:
۹۹ ۱۹=۱۸۸۱ +۷۲۵+۵۰۵ +۶۱۲ + ۳+ ۳۶.
(۲۳) سوره ۳۶ شامل ۸۳ آيه است. اگر شماره سوره (۳۶) را باضافه تعداد آيات آن (۸۳) کنيم، باشافه مقدار عددى "رشاد خليفه" (۷۲۵+۵۰۵)، اين عدد حاصل ميشود: ۷۱۱۹ = ۱۳۴۹= ۷۲۵ + ۵۰۵ + ۳۶
(۲۴) از ۳:۸۱، جايى که رسول ميثاق خدا پيشگويى شده است، تا سوره ۳۶، ۳۳۳۰ آيه است. با اضافه کردن مقدار عددى "رشاد خليفه" (۱۲۳۰)، به اين تعداد آيات (۳۳۳۰)، مجموع ميشود:
۲۴۰ ۱۹ = ۴۵۶۰ = ۳۳۳۰ + ۷۲۵ + ۵۰۵
(۲۵) از ۳:۸۱ تا ۶۳:۳، ۳۳۳۳ آيه است. با اضافه کردن اين عدد به مقدار عددى "رشاد" (۵۰۵)، حاصل ميشود:
۲۰۲ ۱۹ = ۳۸۳۸ = ۵۰۵ + ۳۳۳۳
(۲۶) تعداد آيات از ۱:۱ تا ۳۶:۳ مى شود ۳۷۰۵ يا ۱۹۵۱۹
(۲۷) مجموع شماره آيات هر سوره از ۱:۱ تا ۳۶:۳ ميشود ۲۵۷۹۲۵، يا ۱۳۵۷۵ ۱۹ (جدول ۷).
(۲۸) مجموع شماره سوره ها از سوره ۱ تا سوره ۳۶ ميشود ۶۶۶ (جدول ۷ ).
اگر اين مجموع را به مقدار عددى "رشاد خليفه" (۷۲۵+۵۰۵) اضافه کنيم، باضافه مقدار عددى آيه ۳۶:۳ "مسلمآً، تو يکى از رسولان هستى،" (۶۱۲)، مجموع ميشود: ۱۳۲ ۱۹= ۲۵۰۸ =۶۱۲+۷۲۵+۵۰۵+۶۶۶.
(۲۹) اگر مجموع شماره آيات را ( +.......+۳+۲+۱ ) از اولين تکرار ريشه "رشد" (۲:۱۸۶) تا ۳۶:۳ (تو يکى از رسولان هستى) به مجموع سوره ها (۳۵) اضافه کنيم، باضافه خود شماره سوره، مجموع ميشود ۲۴۱۳۹۵، يا ۱۲۷۰۵۱۹ (جدول ۸).
(۳۰) مجموع شماره سوره ها از اولين پيدايش ريشه "رشد" تا ۳۶:۳ ميشود ۶۶۵ يا ۳۵ ۱۹. توجه داشته باشيد که اينها ۳۵ سوره هستند (جدول ۸).
" رسولى به مردم اهل کتاب"(يهوديان، مسيحيان، و مسلمانان)
اى اهل کتاب، رسول ما بر شما آمده است، تا براى شما همه چيز را توضيح دهد، بعد از مدت زمانى بدون هيچ رسولى، تا مبادا بگوييد، "ما بشارت دهنده و اخطار کننده دريافت نکرديم." اکنون بشارت دهنده و هشدار دهنده بر شما آمده است. خدا بر همه چيز قادر است. [۵:۱۹ ]
(۳۱) واضح است که شماره اين آيه ۱۹ است، مخرج مشترک قرآن که رشاد آن را کشف کرد، و همچنين مجوع تعداد تکرار "رشد" در قرآن.
(۳۲) اگر مقدار عددى "رشاد خليفه" (۱۲۳۰) را باضافه شماره سوره (۵)، باضافه شماره آيه (۱۹) کنيم، ميشود ۶۶ ۱۹ =۱۲۵۴ =۱۹+۵+۱۲۳۰
(۳۳) مجموع شماره سوره ها و تعداد آيات از ابتداى قرآن تا اين آيه (۵:۱۹) ميشود ۷۰۳ يا ۳۷۱۹. به جدول ۹ توجه کنيد.
(۳۴) سوره ۹۸، "اثبات"، آيه ۲، آمدن رسول ميثاق را پيشگويى ميکند که براى منفعت "مردم اهل کتاب (يهوديان، مسيحيان، و مسلمانان)" است. با اضافه کردن مقدار عددى "رشاد خليفه" (۷۲۵+۵۰۵) به شماره سوره (۹۸)، با ضافه شماره آيه (۲)، اين عدد را بدست مى آوريم:
۷۰ ۱۹ = ۱۳۳۰ = ۲ + ۹۸ + ۷۲۵ + ۵۰۵
کسانى که در ميان مردم اهل کتا (يهوديان، مسيحيان، و مسلمانان) کافر شدند، همينطور بت پرستان، در راه خود پافشارى ميکنند، با وجود اثباتى که به ايشان داده شده است. [۹۸:۱ ]
رسولى از طرف خدا دستورات مقدس را بر ايشان ميخواند.[۹۸:۲ ]
(۳۵) قابل توجه است که کلمه "بينه" که معنى آن "اثبات" است و اسم سوره ۹۸ است، در قرآن ۱۹ مرتبه تکرار شده است. اين هم يکى ديگر از تأييديه هاى رياضى است که اثبات نويسندگى الهى قرآن بر روى عدد اول ۱۹ قرار دارد، و اينکه روسولى که در ۹۸:۲ آمده است "رشاد خليفه" است.
رسولى آشکار کننده آمده است [۴۴:۱۳ ]
(۳۶) با اضافه کردن شماره سوره ها، باضافه تعداد آيات در هر سوره از ۱:۱ تا ۴۴:۱۳، مجموع ميشود ۵۴۱۵، يا ۱۵۱۹ ۱۹ (جدول ۱۰ ).
(۳۷) مجموع شماره سوره (۴۴) باضافه شماره آيه اى که رسول در آن پيشگويى شده است (۱۳) مساوى است با ۵۷ يا ۳ ۱۹.
همانطور كه مشاهده كرديد تمام اين عوام فريبي توسط رشاد خليفه باز دكان رسالت براي خودش بود

------------------------------------------
اما تعداد برخي كلمات مانند يوم (روز)و اينكه ا ين كلمه 365 بار در قرآن ذكر شده:
1)اكنون نرم افزارهاي قرآني به فراواني در دسترس است و حتي برخي را به راحتي مي توان از اينترنت دانلود كرد خواهش مي كنم خودتان يكي را دانلود كرده و تعداد برخي واژه ها را با استفاده از آن ببينيد تا به عمق دورغي كه سالهاست گفته مي شود پي ببريد
2)مي دانيم سال رسمي اعراب قمري است و نه شمسي و تعداد روزهاي سال قمري كمتر از سال شمسي( عدد 365) است.
 
 
 
معجزات علمی قرآن
( قسمت دوم )

ابتدا آسمان خلق شد يا زمين ؟

در سوره بقره آيه 29 خدا می گويد :
او خدايی است که همه موجودات زمين را برای شما خلق کرد سپس به خلقت آسمان نظر گماشت.

در سوره فضلت آيه های 9 الی 12 به جزئيات خلق زمين اشاره شده و بار ديگر تأکيد شده که ابتدا خداوند زمين را آفريد . اما در سوره النازعات آيه های 27الی 30 می خوانيم آسمان را ابتدا بس بلند و محکم آفريد سپس زمين را بگسترانيد!

1) اگر قول اول و دوم را بپذيريم سوال اين است که اگر ابتدا زمين را آفريد زمين را در کجا قرار داد؟ می دانيم زمين سياره ای کروی است در فضا واقع در منظومه شمسی. چگونه ممکن است ابتدا زمين آفريده شده باشد و بعد آسمان و بعد خداوند زمين را در فضا قرار داده باشد؟!
2) امروزه حتی کودکان هم در مورد انفجار بزرگ (بيگ بنگ) کمابيش اطلاعاتی دارند. می دانيم تمامی جهان پس از انفجار بزرگ بوجود آمده و از آن زمان تا کنون همچنان در حال انبساط است. لذا اينکه ابتدا زمين خلق شده باشد ناشی از تصور علمی 1500 قبل است!
3) در سوره النازعات علیرغم تناقضی که با دو آيه قبلی دارد اشاره به اين موضوع دارد که زمين گسترده شده است بعبارت ديگر مسطح است که خود اشتباهی ديگر است .
بنابر همانطور که می بينيم هر سه سوره در مورد بوجود آمدن زمين وجهان دارای اشتباه و تناقض با هم می باشد .

از بين بردن قوم عاد

در مورد قوم عاد محمد چندين بار دچار تناقص گويی می شود و در سه مرتبه که از عذاب آنها صحبت می کند هر بار موضوع را متفاوت از بار قبل بيان می کند. آيا خداوند او فراموش کرده بوده است که در دفعه قبل چه گفته است؟! در سوره القمر آيه 19: انا اَرسَلنا عليهم ريحا صرصرا فی يوم نخس مستمر
يعنی: تند بادی در يک روز نحس قوم عاد را از بين برد.
در اينجا واژه "يوم" به معنای "يک روز" بکار رفته است، يعنی "کل قوم عاد در يک روز از بين می رود" ولی همين خدا در سوره فصلت آيه 16 تأکيد می کند: فارسلنا عليهم ريحا صرصرا فی ايام نحسات.
يعنی: تند بادی در چندين روز قوم عاد را از بين می برد!
اين آيه با آيه مربوط در سوره القمر کاملآ منافات دارد، اما جالب اينکه دوباره محمد در بار ديگری که از عذاب اين قوم ياد می کند هر دو سوره را فراموش کرده بوده و اينچنين می گويد : "سوره الحاقه آيه های 6 الی 8 به اين موضوع اشاره دارد که قوم عاد در هفت شب و روز از بين می برد!"
در اين آيه واژه ليال ( شبها ) نيز در کنار ايام ( روز ها ) بکار برده و مدت آن را هم ذکر می کند. در اين سوره به شب هم اشاره می کند در حالی که در سوره های قبل فقط از کلمه ايام استفاده شده بود.
__________________________
توضيح:
1) اسامی سوره ها را بر خلاف ميلم با همان نام عربی نوشته ام تا مراجعه به آن آسانتر باشد.
2) از دوست خوبم افشين زند که هميشه مشوق من است و اين وبلاگ را سر و سامان می دهد بسيار تشکر می کنم.
3) کسانی که مايل به دانستن بيشتر در مورد قرآن و اسلا م هستند مطالعه سايت کافر را توصيه می کنم
 
 
 
معجزات علمی قرآن!
(بخش نخست )

سوره الاحزاب آيه 71 :
ما بر آسمانها و زمين و کوههای عالم ارض امانت کرديم همه از تحمل آن امتناع کردند و انديشه کردند تا انسان بپذيرفت و انسان هم بسيار نادان و ستم کار بود.
در اين آيه محمد و يا خدای او مدعی می شود که امانتی را خداوند به زمين و کوه و آسمان عرضه می کند ولی آنها می انديشند و می بينند قبول اين امانت مسئوليت سنگينی را بدنبال خواهد داشت لذا از قبول آن خود داری می کنند و در نهايت اين انسان احمق اين مسئوليت را می پذيرد!
1) کوه و زمين دو چيز جدا از هم نمی باشند و در واقع کوه جزيی از زمين است و لذا قرار دادن کوه و زمين در کنار هم و بعنوان دو وجود جدا از هم اشتباه است.
2) اينکه کوه و يا زمين و يا آسمان چگونه فکر می کند در حالی که می دانيم محل تفکر اندامی مانند مغز است(و انسان بواسطه همين فکر از موجودات ديگر متفاوت است) از معجزات قرآن است. بزودی دانشمندان اندامی مانند مغز را در کوه و زمين و آسمان کشف خواهند نمود و بردرستی قرآن اقرار خواهند کرد!!!
اينکه چکونه به موجودات بی جان پيشنهادی داده می شود و آنها فکر کرده و پيشنهاد خدا را رد می کنند را چگونه می توان توجيه کرد؟ واقعاً يک کوه چگونه می تواند فکر کند؟!
3)ماهيت اين امانت هم جدآ جای سوال دارد. در آيه بعدی کمی در مورد اين امانت توضيح داده می شود:
در آيه 73 آمده است اين عرض امانت برای اين بود که خدا مرد و زن منافق و مرد و زن مشرک همه را به قهر و عذاب گرفتار کند و از زن و مرد مومن در گذرد.
آيا شما می توانيد يک ارتباط منطقی بين اين مسئوليت و کوه و زمين و آسمان برقرار کنيد.
4) درانديشه 1500 سال قبل محمد کل دنيا به آسمان و زمين تقسيم می شد، لذا بهمين دليل او زمين و آسمانها را هم عرض قرار داده است در اين مورد بعدآ بيشتر بحث خواهيم نمود .
 
 
 
"همسر" يا عجوزه ای پير؟!

ديدگاه محمد نسبت به زنان

در سوره شعرا آيه 169 الی 171 می خوانيم که لوط خطاب به خدا می گويد : "خدايا من و اهل بيتم را از عقاب اين عمل زشت قوم نجات بده " و خدا هم می گويد که "ما اورا با همه اهل بيتش نجات داديم جز پير زن عجوزه ای از بازماندگان!"
و در سوره الاعراف آيه 83 در مورد لوط می گويد : ما او و همه اهل بيتش را نجات داديم مگر زن او را!
در سوره هود آيه 81 دوباره در مورد لوط می خوانيم که خدا به لوط می گويد" از اهل بيت خودت جز آن زن کافرت که بايد با قوم هلاک شود يکی را روا مدار که وعده عذاب صبح است."
سوره النمل آيه 57: لوط را با اهل بيتش بجز زن کافر او که مقتدر بود ميان اهل عذاب باقی بماند را نجات داديم.

همانطور که می بينيم در سوره شعرا فردی که از قوم لوط نجات نيافت پيرزن عجوزه ای بيش نبود ولی در آيه های بعدی او زن لوط معرفی می گردد. کما اينکه بيان پير زن برای زن لوط در سوره شعرا کمی غير عادی به نظر می رسد و ظاهرآ منظور محمد در اين آيه کس ديگری بوده و محمد در اين سوره در معرفی کردن آن زن دچار اشتباه شده کما اينکه بعد ها مجبور می شود در آيه های ديگر چندين بار تاکيد کند که آن زن همسر لوط بوده است ولی مسلمان اين موضوع را به عنوان يک تناقض در قرآن نمی پذيرند و مدعی هستند او منظور از پير زن عجوزه همان زن لوط بوده است. حتی اگر چنين تصور کنيم با خطاب پيرزن عجوزه برای همسر لوط پيغمبر خدا(!)، بار ديگر به اين نتيجه می رسيم که زنان در ديدگاه محمد ازهيچ مقام و منزلتی بر خوردارنبوده اند .

اما يک نکته ديگر در اين جا قابل تأمل است و آن اينکه در باره موضوع به اين سادگی يعنی اينکه زن لوط يا هر زن ديگری نجات نيافت در چندين جای قرآن تکرار شده است يا مرد عرب کند ذهن بو ده اند و متوجه موضوع نمی شدند که محمد مجبور بوده اين موضوع را در کتابش بارها تکرار کند و يا ايراد از جای ديگری بوده است!

 
 
شان نزول آيه223 از سوره بقره:

در ميان مردم بدوي عرب زمان محمد مردان در رابطه جنسي خود بازنان علاوه بر سكس طبيعي با آنها لواط نيز مي كردند و اين موضوع در آن زمان كاملا رايج بود . زنان مدينه از طريق ام سلمه يكي از زنان محمد در اين باره از او سوال مي كند و پاسخ خدا را چنين مي شنوند:

زنان شما در حكم كشتزارهاي شما هستند پس هرگونه خواستيد به كشتزار خويش در آييد
http://osareh1.blogspot.com/