لطفاخود قضاوت كنيد

 

 

http://tashayoe.persianblog.com          گرفته شده از سايت                                 

مفهوم واژه شيعه


شيعه از نظر لغت به معنی پيرو و انصار است و ريشهء آن از مشايعت به معنی اطاعت و پيروی کردن است . اين واژه اختصاصأ در مورد افرادی به کار می رود که پيرو امير مومنان علی(ع)و فرزندان معصوم آن حضرت هستند و به امامت آنها اعتقاد دارند تا آنجا که اگر واژه شيعه بدون قيد وشرط اضافی به کار برده شود و قرينه ای در کار نباشد اذهان منحصرأ به اين افراد معطوف می شود که قائل به امامت ائمه معصومين(ع) هستند.ازهری مينويسد شيعه گروهی هستند که به عترت پيامبر اکرم(ص)عشق می ورزند و ولايت آنها را پذيرفته اند.ابن خلدون در مقدمه العبر می نويسد شيعه از لحاظ لغوی به معنی ياران و پيروان است و در اصطلاح فقهاء ومتکلمين اعم از پسينيان و پيشينيان بر پيروان علی (ع) و فرزندانش اطلاق می گردد.(1)
ابو محمد حسن ابن موسی نوبختی که در قرن چهارم هجری می زيست در کتاب فرق الشيعه می نويسد:
اساس فرقه ها چهار فرقه اند:شيعه، معتزله، مرجعه و خوارج
شيعه فرقه علی ابن ابی طالب(ع) است که به نام شيعه علی(ع) در زمان پيامبر(ص)و پس از او ناميده می شدند و مشهور در دلبستگی کامل به علی(ع) و اعتقاد به امامت او هستند که از آنهاست مقدادبن اسود ،سلمان فارسی ،ابوذر غفاری ،عماربن ياسر و کسانی که مودت علی(ع) را دارا بوده اند.آنها اولين کسانی بودند که به نام تشيع در ميان اين امت ناميده شدند زيرا اسم تشيع در قديم نام شيعه ابراهيم و موسی و عيسی و انبياء ديگرصلوات الله عليهم اجمعين بود.
ابوحاتم سهل بن محمد سجستانی در کتاب الزينه می نويسد لفظ شيعه در زمان رسول خدا(ص) لقب چهار نفر از اصحاب بود:سلمان فارسی ،ابوذر غفاری ،مقدادبن اسود ،عماربن ياسر
برخی از نويسندگان نادان يا مغرض در گذشته و حال تشيع را مانند ساير مذاهب اسلامی نتيجه در گيريهای سياسی دانسته اندو برخی آن را نتيجه بحثهای کلامی و درگيريهای فکری پنداشته اند آنگاه به جستجوی مبدأ ظهور آن در جامعه اسلامی برخاسته اند.ولی اگر آنها به ديدهء انصاف و تحقيق مينگريستند به خوبی در می يافتند که تشيع در زمان پيامبر اکرم (ص)پايه ريزی شد و در حقيقت مبدأ تاريخ تشيع همان مبدا تاريخ اسلام است و پيامبر اکرم از همان روز اول رسالت خويش بذر تشيع را در نهاد اسلام پاشيدند و تا هنگاميکه دعوت پروردگار را اجابت فرمودند پيوسته اين نهال پاکيزه را آبياری فرموده و پايه های آنرا مستحکم کردند.
هنگامی که آيه*وانذر عشيرتک الاقربين*نازل شد نبی اکرم(ص)بنی هاشم را گرد آورد و به آنها هشدار داد و فرمود: کداميک از شما مرا ياری می دهد تا برادر ،وارث و وزير من و بعد از من وصی و خليفه و جانشينم در ميان شما باشد. هيچيک از حاضران به درخواست آن حضرت جز علی مرتضی(ع) پاسخ مثبت نداد.رسول خدا(ص) به آنها فرمود : اين علی(ع)برادر، وارث، وزير وصی و جانشين من بعد از من در ميان شماست به امر او گوش فرادهيد و از او فرمان بريد.(2)
بنابر اين دعوت به تشيع و پيروی از ابوالحسن علی(ع) از سوی صاحب رسالت همگام و همزمان با دعوت به شهادتين صورت گرفته است.
1-مقدمه ابن خلدون ص138
2-تاريخ طبری ج2ص319- تفسير طبری جزء 19ص74- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحديد جزء13ص210- الکامل فی تاريخ ج2ص62- لباب التاويل ج 4ص372- الدرالمنثور ج5ص97- الخصائصالکبری ج1ص123- کنزالعمال ج13ص114حديث36371 و ص131حديث36419- منتخب الکنزج5ص41- البايته و النهايه جزء3ص40- شواهدالتنزيل جزء1ص372حديث514- تاريخ اميرالمومنين(ع)لابن عساکر ج1ص101حديث138- حبيب السير ج1جزء3ص309- عاقولی در الرصف ج1 فصل1ص41- دلائل النبوه جزء2فصل26ص364- قصص اعلام الاسلام ص6- سبل الهدا ج2باب6ص434- ثعلبی در الکشف و البيان ج3ص164- حلبی در انسان العيون ج1باب24ص285- حموينی در فرائدالسمطين ج1باب16 ص85 حديث65- گنجی در کفايه الطالب باب51ص89- نسائی در خصائص اميرالمومنين(ع)ص86حديث21- مسند احمدحنبل ج1ص159 و هيثمی در مجمع الزوائد ج8ص302.

 

* * * * *

عنوان ((شيعه)) از چه زمانی بر پيروان ائمه(ع)اطلاق شد؟


 

شايد تصور کنيم،عنوان ((شيعه))پس از گذشت مدتی طولانی،از زمان ظهور اسلام بر پيروان اهل البيت (ع) اطلاق شد،بدين معنا که دوستان اهل بيت(ع)، هنگامی که رو به فزونی نهادند و در سرزمينهای مختلف پراکنده شدند،اين عنوان بدانها منسوب گشت تا از سايرين ممتاز و مشخص شوند لکن اين تصور درست نيست ،زيرا اگر در احاديث نبوی به جستجو و تحقيق بپردازيم به روشنی می يابيم که اختصاص اين عنوان به پيروان اميرالمومنين(ع) و اهل البيت(ع) همراه و همزمان باهمان روزی که اسلام طلوع کرد، ميباشد و شاخ و برگ بارور آن،مربوط به همان دورانی است که نهال آن غرص شد و سرانجام به اين نتيجه می رسيم که شارع مقدس اسلام اين نام و عنوان را بر پيروان ائمه معصومين وضع کرده است.
 

* * * * *


مطالبي که در اينجا از نظر شما مي گذرد، فروغهايي از احاديث نوراني پيامبر گرامي اسلام(ص) است که در اختيار شما عزيز گرامي قرار مي دهيم، تا اين حقيقت تابناک را به صراحت بيان کند.
در اين احاديث نبوی که همگي از طريق اهل سنت با سلسله اسناد معتبر روايت شده اند، کلمه شيعه به وسيله شخص رسول اکرم(ص) بر پيروان اميرمومنان(ع) و ديگر امامان اهل بيت(ع) اطلاق گرديده است.

 

* * * * *

حديث اول


خارزمی از جابر روايت کرده که جابر گفت: ما در خدمت پيامبر(ص) بوديم که علی بن ابيطالب(ع) وارد شد، پيامبر خدا فر مود:برادرم به سوی شما آمد سپس رو به کعبه کرد و دستش را به کعبه زد و فرمود:والذي نفسی بيده ان هذا وشيعته هم الفائزون يوم القيامهقسم به کسی که جانم در دست اوست مسلما اين( علی(ع) )و پيروان او رستگاران در روز قيامت هستند. سپس فرمود: مسلمأ او اولين کسی است که از ميان شما به من ايمان آورد،او وفادارترين شما به پيمان خداست، او قيام کننده ترين شما به امر خداست، او عادلترين شما در بين رعيت است،او بهترين تقسيم کننده بالسويه است، او با عظمت ترين شما نزد خداوند است.
مناقب خوارزمی ص۶۲- رواه السيوطی فی الدر المنثور ج۶ص۳۷۹

 

* * * * *

 

حديث دوم


خوارزمی از طريق الحافظ ابن مردويه از يزيد بن شراحيل انصاری نويسندهء(منشی)علی(ع) روايت کرده است که گفت :از علی (ع) شنيدم که می فرمود:رسول خدا برايم حديث گفت و حال آنکه پيامبر به سينه ام تکيه کرده بود،فرمود: ای علی آيا نشنيدی قول خدای تعالی را که می فرمايد*ان الذين آمنو و عملو الصالحات اولئک هم خيرالبريه*آنها تو و شيعيان تو هستند، وعده گاه من و شما حوض کوثر است، هنگامی که امتها برای حسابرسی بيايند شما با عنوان آبرومندان و روسفيدان خوانده می شويد.

مناقب خوارزمی ص۱۸۷- اخرج الکنجی فی کفايه ص۱۱۹
 

* * * * *

حديث سوم


ابن صباغ مالکی از ابن عباس روايت کرده است که گفت:وقتی آيه مذکور نازل گرديد رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: منظور اين آيه تو و شيعيان تست، در روز قيامت تو با آنها به پيشگاه خدا می آييد، در حاليکه از خدا خوشنود هستيد وخدا نيز از شما خوشنود می باشد، و دشمنان تو می آيند در حاليکه خشمگين بوده و لگام بر دهان دارند و يا سرشان را بخاطر تنگی قل به بالا گرفته اند .
ابن الصباغ المالکی فی فصوله ص۱۲۲
 

* * * * *

حديث چهارم


حافظ جمال الدين زرندی از ابن عباس روايت کرده است که هنگاميکه نازل شد: (ان الذين آمنوا۰۰۰ ) پيامبر(ص) به علی(ع) فرمود: مراد آيه تو و شيعيان تست ، در روز قيامت تو با شيعيانت می آيی در حاليکه از خدا راضی هستيد و خدا نيز از شما راضی است، و دشمن تو مي آيد در حاليکه خشمگين است و دستهايشان بر گردنشان بسته است)). علی(ع) عرض کرد: دشمن من کيست؟ پيامبر(ص) فرمود: کسی که از تو بيزاری جويد وتو را لعن کند سپس رسول خدا(ص) فرمود : هر کس بگويد:رحمت خدا بر علی(ع) خداوند او را رحمت خواهد کرد.
رواه الزرندی فی نظم دررالسمطين ص۹۲- السيد شهاب الدين احمد فی توضيح دلائل ص۳۳۶
 

* * * * *

حديث پنجم



پيامبر خدا(ص) به علی(ع) فرمود: تو و شيعيانت در بهشت خواهيد بود.
تاريخ بغداد&ج12ص289

 

* * * * *

حديث ششم



پيامبر خدا (ص) به علی(ع) فرمود: ای علی مسلمأ خدا تورا و ذريه٫ فرزندان٫ اهل٫ شيعيان و دوستاران شيعيانت را آمرزيده است.
الصوادق المحرقه ص96 139 140.

 

* * * * *

حديث هفتم


پيامبر اکرم(ص) فرمود: هنگاميکه روز قيامت بپا شود مردم به نام هايشان ونام مادرهايشان خوانده می شوند الا اين (يعنی :علی(ع) ) وشيعيانش که آنها با نام هايشان و نام های پدرانشان خوانده می شوند زيرا ولادت آنها صحيح (وپاکيزه) بوده است.
مروج الذهب ج2ص51.

 

* * * * *

حديث هشتم


پيغمبر اکرم(ص) (به علی(ع) ) فرمود: تو اولين کسی هستی که از امت من وارد بهشت می شوی وشيعيان تو بر منبر هايی از نور قرار خواهند داشت در حاليکه شادمان وسپيدروی پيرامون من هستند من برای آنها شفاعت می کنم و آنها فردا در بهشت همسايهء منند.
مجمع الزوائد ج9ص131- کفايه الطالب ص135

 

* * * * *

حديث نهم


پيغمبر اکرم(ص) فرمود: من درختی هستم که فاطمه شاخهء آن است و علی مايهء باروری آن حسن و حسين ميوهء آن و شيعيان ما برگهای آن هستند اصل درخت در جنت عدن است و باقی آن در ديگر قسمتهای بهشت.
مستدرک حاکم جزء3ص160- تاریخ ابن عساکر ج4ص318- محب الدين در الرياض النضره ج2ص253- ابن الصباغ در الفصول المهمه ص11- الصفوری در نزهه المجالس ج2ص222
 

* * * * *

حديث دهم



پيغمبر اکرم(ص) در خطبه ای فرمودند: ای مردم هر کس ما اهل بيت را دشمن بدارد خدا در روز قيامت او را يهودی محشور می کند جابر بن عبدالله گفت: ای پيغمبر خدا اگر چه روزه بگيرد و نماز بخواند؟ حضرت فرمود: ولو اينکه روزه بگيرد و نماز بخواند و گمان کند که مسلمان است به سبب اسلام ريختن خون او منع شده و از او با ذلت جزيه گرفته نمی شود امت من در عالم طينت برايم مجسم شدند؟ صاحبان پرچمها بر من گذشتند ولی من (تنها) برای علی و شيعيانش طلب آمرزش کردم.
اخرجه الهيثمی فی مجمع الزوائد ج9ص172

 

* * * * *

حديث يازدهم


پيامبر اکرم(ص) فرمودند: شفاعت من برای امتم مخصوص کسانی است که اهل بيت من را دوست داشته باشند و تنها آنها شيعه و پيرو منند.
تاريخ الخطيب ج2ص146

 

* * * * *

حديث دوازدهم


ابن حجر به اسنادش از ابن عباس روايت کرده است که اين آيه هنگامی که نازل شد*ان الذين آمنو و عملوا الصا لحات اولائک هم خير البریه* پيامبر(ص) به علی(ع) فرمود: مراد اين آيه تو و شيعيان تواند در روز قيامت تو و شيعيانت می آييد در حاليکه از خدا خشنوديد و خدا هم از شما خشنود است و دشمنت می آيد در حاليکه خشمگين و دستهايشان بر گرذنشان بسته است.
علی(ع) عرض کرد: دشمن من کيست؟ حضرت فرمود: هر کس از تو بيزاری جويد و تو را لعن کند. بعد فرمود: خوشا به حال بهترين سبقت گيرندگان به سايه عرش روز قيامت گفته شد: ای رسول خدا آنان کيانند؟ حضرت فرمود: شيعه تو علی و محبانت.
الصوائق المحرقه ص96

 

* * * * *

حديث سيزدهم


ابن حجر در کتاب صواعقش از ام سلمه روايت می کند که گفت:شبی که پيغمبر(ص) پيش من بود فاطمه سلام الله عليها خدمت حضرت آمد و پشت سر ايشان حضرت علی(ع) وارد شد پيامبر فرمود: ای علی تو و اصحابت در بهشتيد تو و شيعيانت در بهشت خواهيد بود.
الصوائق المحرقه ص161 طبع مکتبه القاهره

 

* * * * *

حديث چهاردهم


زمخشری در ربيع الابرار از پيامبر اکرم(ص) روايت می کند که فرمود: ای علی وقتی روز قيامت بر پا شود من ذيل عنايت خدا را می گيرم وتو دامن مرا و فرزندان تو دامان تو را و شيعهء فرزندانت دامان آنها را آنگاه در انتظار آن خواهيم بود که دستور دهند ما را به کجا برند .
ربيع الابرار.

 

* * * * *

حديث پانزدهم


مغازلی به سندش از انس بن مالک روايت کرده است که انس گفت رسول خدا(ص) فرمود: از امت من هفتاد هزار نفر وارد بهشت می گردند که حساب و باز پرسی در مورد آنها به عمل نمی آيد. آنگاه رو کرد به علی(ع) و فرمود: اينان شيعيان تو هستند و تو امام و رهبر آنها می باشی.
مناقب المغازلی ص293

 

* * * * *

حديث شانزدهم


مغازلی از کثيربن زيد روايت کرده است که گفت:اعمش بر منصور دوانيقی وارد شد وقتی چشمش به اعمش افتاد به او گفت: ای سليمان بيا سدر مجلس بنشين اعمش گفت: من خود هر جا بنشينم آنجا صدر است تا آنجا که ضمن گفتگويش يادآور شد که حديث کرد مرا رسول خدا(ص) و فرمود: همين لحظاتی پيش جبرئيل نزد من آمد گفت:انگشتان خود را با انگشتری عقيق بيارائيد زيرا عقيق نخستين سنگی است که برای خدا به وحدانيت٫ برای من به نبوت٫ برای علی(ع) به وصايت و خلافت برای فرزندانش به امامت و برای شيعيان علی(ع) به بهشت گواهی داده است.
مناقب المغازلی ص281
 

* * * * *

حديث هفدهم


مغازلی به سندش از سلمان فارسی روايت کرده است که او از پيامبر اکرم(ص) روايت نموده که آن حضرت فرمود: ای علی انگشتری را در انگشت دست راست خود قرار ده که بسبب آن از زمره مقربين بشمار روی عرض کرد: يا رسول الله مقربين چه کسانی هستند؟ فرمود: جبرئيل و ميکائيل عرض کرد: با چه انگشتری دستم را بيارايم؟ فرمود: با انگشتر عقيق سرخ، زيرا عقيق کوهی است که برای خدا به وحدانيت، برای من به نبوت، برای تو به وصايت و خلافت، برای فرزندان تو به امامت، برای دوستاران تو به بهشت و برای شيعيان تو به فردوس اقرار کرده است.
مناقب المعازلی و غايه المرام ص584

 

* * * * *

حديث هجدهم


أخطب خوارزم به سلسله سند از ابن عباس روايت کرده است که رسول خدا(ص) در خانه اش بود که علی بن ابيطالب(ع) در بامداد نزد حضرت رفت، وی دوست داشت که در رسيدن به محضر رسول اکرم(ص) هيچ کس بر او پيشی نگيرد، علی(ع) وارد شد درحاليکه پيامبر اکرم(ص) در صحن خانه بود و سرش در دامن دحية بن خليفه کلبی قرار داشت علی(ع) فرمود: خدا تو را از طرف ما اهل بيت جزای خير دهد. دحيه عرض کرد: من تو را دوست می دارم و برايت در نزد من مدحی است که تو را بدان آگاه می کنم: تو امير مومنان، پيشوای آبرومندان و روسپيدانی، تو سرور فرزندان آدم در روز قيامت هستی ... لوای حمد در آن روز بدست توست، تو و شيعيانت با پيامبر و حزبش شتابان به سوی بهشت می رويد، مسلمأ کسيکه ولايت تو را پذيرفت رستگار شد، نوميد وزيان کار کسی است که با تو دشمنی کرد، دوستاران محمد(ص) دوستاران تواند، و دشمنان تو را هيچگاه شفاعت محمد(ص) در بر نمی گيرد، نزديک من شو ای برگزيده خدا. سپس سر پيامبر را گرفت و در دامان علی(ع) گذاشت و رفت. بعد پيامبر سرش را بلند کرد و فرمود: اين همهمه چيست؟ علی(ع) جريان را بازگو کرد. پيغمبر فرمود: ای علی، او دحبه کلبی نبود، بلکه جبرئيل بود که تو را ناميد به اسمی که خدا تو را بدآن ناميده است، و خداست که محبت تو را در سينه های مومنين افکنده، وترس از تو را در سينه های کافرين قرار داده است.
المناقب ص231

 

* * * * *

حديث نوزدهم


حاکم نيشابوری به سندش از زيدبن ارقم روايت کرده که گفت:رسول خدا فرمود: هر کس می خواهد مانند من زندگی کند و مثل من بميرد، و در جنت خلدی که پروردگارم مرا وعده داده است ساکن گردد، بايد ولايت علی بن ابيطالب را بپذيرد، که مسلما او شما را از هدايت خارج نمی کند و در گمراهی داخل نمی گرداند.
المستدرک علی الصحيحين ج3ص128 - کنزالعمال ج11ص611

 

* * * * *
 

حديث بيستم


خوارزمی به اسناد خويش از موسی بن جعفر(ع) از پدرانش از اميرالمومنين علی بن ابيطالب(ع) روايت کرده است که فرمود: رسول خدا فرمودند: هنگامی که داخل بهشت شدم در آن درختی ديدم که زيورها و حله هايی را حمل می کند در پايين آن درخت اسبانی به رنگهای سياه و سفيد قرار داشتند، و در وسط آن حورالعين و در بالای آن رضوان جای داشت. گفتم: ای جبرئيل اين درخت از آن کيست؟ گفت از آن پسر عمويت اميرالمومنين علی بن ابيطالب(ع). هنگامی که خدا خلق را به وارد شدن در بهشت امر کند، شيعه علی(ع) آورده می شوند تا اينکه به اين درخت می رسند، در آن هنگام از آن زيورها و لباسهای گرانبها می پوشند و بر آن اسبان سياه و سفيد سوار می شوند، منادی ندا ميدهد که: اينها شيعه علی بن ابيطالب(ع) هستند، که در دنيا بر اذيتها صبر کردند و امروز چنين مقامی به آنها عطا شده است.
المناقب اللفصل السادس ص32

 

* * * * *

حديث بيست و يکم


خوارزمی روايت کرده است از اسناد خويش از جعفربن محمد(ع) ، از پدرش، از علی بن الحسين(ع) ، از پدرش، که فرمود: رسول خدا(ص) فرمودند: ای علی مثل تو در ميان امت من مثل حضرت مسيح عيسی بن مريم است، که قومش به سه فرقه تقسيم شدند: فرقه ای كه به او ايمان آوردند وآنها حواريون اويند، و فرقه ای که با او دشمنی کردند و آنها يهودند، و فرقه ای که درباره او غلّو کردند و از ايمان خارج شدند. مسلمأ امت من نيز درباره تو به سه فرقه تقسيم می شوند: فرقه ای که شيعه تو هستند و آنها مومنين هستند، و فرقه ای که دشمن تو هستند و آنها ناکثين (پيمان شکنان) هستند، و فرقه ای که در باره تو غلّو می کنند و آنها منکرين و گمراهانند، پس تو ای علی و شيعيانت در بهشت خواهيد بود، محبين شيعيان تو در بهشت هستند و دشمن تو و غالی نسبت به تو در آتش است.
المناقب الفصل السادس ص226

 

* * * * *

حديث بيست و دوم


خوارزمی به اسناد خويش از انس روايت کرده است که گفت: رسول خدا(ص) فرمود هنگامی که روز قيامت شود علی بن ابيطالب(ع) را به هفت اسم صدا می کنند: يا صديق (بسيار راستگو) يا داّل (راهنما) يا عابد (عبادت کننده) يا هادی (هدايت کننده) يا مهدی (هدايت شده) يا فتی (جوانمرد) يا علیّ (بلند مرتبه)، تو و شيعيانت بدون حساب به بهشت برويد.
المناقب الفصل السادس ص228

 

* * * * *

حديث بيست و سوم


حموينی به اسنادش روايت کرده و گفته است: مرا خبر داد پيشوای عالم شرف الدين اشرف بن محمد حسينی مدائنی به اين روايت و با اين اسناد عالی و متصل ... تا سيد کرار، قسيم جنت و نار، اسدالله القالب، علی بن ابيطالب(ع) که فرمود:رسول خدا(ص) فرمودند: يا علی! بدرستيکه خدا تو ،اهل، شيعيان، دوستاران شيعيان، و دوستاران دوستاران شيعيانت را آمرزيده است، پس بر تو بشارت باد بدرستيکه تو پاک و پاکيزه از شرک و مملو و سرشار از علم هستی.
فرائدالسمطين ج1ص308

 

* * * * *

حديث بيست و چهارم


ابن مغازلی به اسنادش از جعفر بن محمد(ع) روايت کرده است که فرمود: حديث کرد مرا محمد ابن علی(ع) ، از علی بن الحسين(ع) از حسين بن علی(ع) ، از علی بن ابيطالب(ع) از رسول الله(ص) که فرمود: ای علی بدرستيکه شيعيان ما از قبورشان در روز قيامت با آنچه از عيوب و گناهان دارند، خارج می شوند، در حاليکه صورتهايشان مانند ماه شب چهارده است، و شدائد از آنها بر طرف شده، و راه های ورود بر ايشان آسان گرديده، و به آنها امان داده شده، و احزان از آنها بر طرف گرديده است، مردم می ترسند ولی آنها نمی ترسند، مردم محزون هستند و در آنها حزن راه ندارد، از بند کفشهای آنها نوری متلألأ ميشود، بر روی اشتران سفيد قرار دارند، که برای آنها بالهايی است، و آن شترها رام آنهايند، و بدون زحمت از آنها فرمان می برند، گردنهای آنها از طلای سرخ و نرمتر از حرير است، و (اين عطايا) به خاطر کرامت و ارزشی است که در پيشگاه خداوند دارند.
المناقب ص339

 

* * * * *

حديث بيست و پنجم


ابن عساکر به اسنادش روايت کرده است از ابی عبدالله جعفر بن محمدالصادق(ع) از محمدبن علی الباقر(ع) از پدرش علی بن حسين(ع) از پدرش حسين بن علی(ع)از پدرش امير المومنين علی بن ابيطالب(ع) که فرمود: رسول خدا(ص)فرمودند: ای علی هنگا ميکه روز قيامت بپا شود قومی از قبر هايشان خارج می شوند که لباسشان نور است و بر مرکبهايی از نور قرار دارند که مهار آنها از ياقوت سرخ است وملائکه آنها را با شکوه به سوی محشر می برند علی (ع) عرض کرد پاک منزه و برتر است خدا ، چقدر اين قوم در پيشگاه خدا گرامی هستند ؟ رسول خدا فرمود: آنها همان اهل ولايت تو شيعه و محبين تواند که تو را دوست دارند به خا طر آنکه مرا دوست دارند، و مرا دوست دارند چون خدا را دوست دارند،و آنها رستگاران روز قيامتند.
ترجمه الامام علی بن ابيطالب(ع) من تاريخ مدينة الدمشق ج2ص345 و 346

 

* * * * *

حديث بيست و ششم


احمد به اسنادش روا يت کرده است از زيد بن علی بن الحسين،از پدرش، از جدش، از علی (ع) که فرمود: به رسول خدا از حسد مردم به خويش شکايت کردم، رسول خدا(ص) فرمود:آيا نمی خواهی يکی از اولين چهار نفری باشی که داخل بهشت می شوند، (و آنها) من و تو وحسن و حسين (می باشيم) ، همسران ما در طرف راست و چپ ما ، و فرزندان ما پشت سر همسرانمان قرار دارند، وشيعيان ما پشت سر ما هستند.
الفضائل ج1 الحديث 187

 

* * * * *

حديث بيست و هفتم


ابن عساکر به اسنادش روايت کرده است از يحيی بن عبدالله بن حسن، از پدرش، از جعفربن محمد(ع) ، از پدرشان، ازجدشان که فرمودند: رسول خدا(ص) فرمود: بدرستيکه در فردوس چشمه ای است شيرين تر از عسل، نرمتر از کره، سردتر از برف، خوشبوتر از مشک، در آن چشمه پاره ای گل است که خدا ما را از آن آفريد، وشيعيان ما را از آن خلق کرد، هر کس که از اين گل آفريده نشده باشد نه از ماست و نه از شيعيان ما، و آن گل پيمانی است که خدا درباره ولايت علی بن ابيطالب گرفته است.
ترجمه الامام علی بن ابيطالب(ع) من تاريخ مدينة الدمشق ج1ص131 رقم 180

 

* * * * *

حديث بيست و هشتم


قندورزی به اسنادش از محمدبن حنفيه، از پدرش علی(ع) روايت کرده است که فرمود: من روزی خوابيده بودم که رسول خدا وارد شد،به من نگاه کرد، مرا با پايش حرکت داد و فرمود: برخيز پدر و مادرم به فدای تو باد،بدرستيکه جبرئيل پيش من آمد و به من گفت: بشارت بده اين را که خدای تعالی ائمه را از صلب او قرار داده، او را و ذريّه اش را و شيعيان و محبينّش را می آمرزد، و مسلما کسيکه از او بدگويی کند، و در حق او کوتاهی نمايد در آتش خواهد بود.
ينابيع الموده ص۲۴۴

 

* * * * *

حديث بيست و نهم



سيد شهاب الدين احمد به اسنادش از زيدبن علی بن الحسين بن علی بن ابيطالب(ع)، از پدرش، از جدش علی بن ابيطالب(ع) روايت کرده که فرمود، رسول خدا در روز فتح خيبر فرمودند: اگر نمی گفتند گروههائی از امت من در باره تو آنچه نصاری در باره عيسی بن مريم گفته اند، مسلما درباره ات سخني می گفتم که از پيش انبوه مردم عبور نکنی جز اينکه خاک پای تو را بردارند و از زيادی آب وضويت استشفا کنند، و لکن همين برای تو بس است که تو از منی و من از توام، تو از من ارث ميبری و من از تو ارث می برم، و تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسی هستی، جز اينکه پيامبری پس از من نيست. و ذمّه ام را پاک می گردانی و بر سنّت من به قتال می پردازی، و در آخرت نزديک ترين مردم به من هستی، و تو فردا جانشين من بر سر حوض خواهی بود، که منافقين را از آن دور می کنی، و تو اوّل کسی هستی که بر سر حوض کوثر بر من وارد می شوی، و تو اوّل کسی هستی که از امت من داخل بهشت می شوی، و به درستيکه شيعيان تو بر منبرهائی از نور خواهند بود، در حاليکه صورتهايشان سپيد است و در پيرامون منند، من برای آنها شفاعت می کنم و فردا در بهشت همسايگان منند، و بدرستيکه دشمن تو فردا به آتش وارد می شود. در حاليکه صورتهايشان سياه است، و بدرستيکه جنگ با تو جنگ با من است، و آشتی و صلح با تو صلح با من است، راز تو راز من است، بدرستيکه فرزندان تو فررزندان منند، گوشت تو گوشت من و خون تو خون من است، مسلما حق با تست و حق بر زبان تو و در قلب تو و بين دو چشمان تو است، ايمان با گوشت و خونت آميخته شده، چنانچه با گوشت و خون من آميخته است، بدرستيکه خدای عزّوجلّ به من امر کرده که به تو بشارت دهم که تو و عترت تو در بهشتيد، و دشمن تو در آتش است، دشمنت در سر حوض کوثر بر من وارد نمی شود، و دوستدارت در سر آن حوض غائب نمی شود. و در روايت ديگر است: احدی از امت همسنگ تو نيست .آنگاه اميرمومنين علی(ع) (پس از شنيدن اين کلمات) به سجده افتاد، سپس فرمود: حمد خدائی راست که به من نعمت اسلام را بخشيد و مرا به قران هدايت کرد و در پيش بهترين خلق، خاتم پيمبران و سرور رسولان، از روی احسان و تفضّل محبوب قرار داد .
توضيح الدلائل فی تصحيح الفضائل ص۳۴۹(مخلوط)
 

* * * * *

حديث سي ام


خوارزمي به اسنادش از علي(ع) روايت کرده است که پيامبر اکرم(ص) به او فرمود: بدرستيکه در آسمان نگهباناني وجود دارند که آنها ملائکه هستند ، و در زمين هم نگهباناني هستندکه آنها شيعيان تواند ای علي .
المناقب ص۲۳۵

 

* * * * *

حديث سي و يکم


مير سيد علي همداني به اسنادش از علي (ع) از پيامبر(ص) روايت کرده است که فرمود: يا علي بشارت بده به شيعيانت که من شفيع آنهايم در روز قيامت، آن وقتي که نه مال و نه فرزندان سود مي رساند مگر شفاعتم که سودمند است .

ينابيع الموده ص۲۵۷

 

* * * * *

حديث سي ودوم


جابر از پيامبر اکرم(ص) روايت کرده است که حضرت فرمود: هنگامي که روز قيامت برپا شود جبرئيل و ميکائيل دو دسته کليد برايم مي آورند، يک دسته کليدهای بهشت است و دسته ديگر کليدهای آتش، بر کليدهای بهشت اسامي مومنين از شيعيان محمد(ص) و علي(ع) ثبت شده است .

ينابيع الموده ص۲۵۷

 

*‌ * * * *

حديث سي و سوم


از ابي هريره روايت شده که علي بن ابيطالب(ع) فرمود:ای رسول خدا من پيش شما محبوبترم يا فاطمه؟ فرمود: فاطمه پيش من محبوبتر و تو نزد من عزيزتري، وگويا تو را مي بينم که بر سر حوض ايستاده اي و مردم را از آن دور مي کني، و بر سر آن حوض ظرفهاييست به عدد ستارگان آسمان، و من و تو، حسن وحسين، فاطمه، عقيل و جعفر در بهشت هستيم، (آنها با هم برادرند و روي تختهاي بهشتي مقابل هم نشسته اند ) تو با من هستي و شيعيان تو در بهشتند . سپس رسول خدا(ص) اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: ((اخوانأ علي سرر متقابلين )) (به گونه ای که) هيچکدام پشت سر همنشين خود را نمي بيند (يعني کاملأ رو به روی هم نشسته اند ).
الهيثمي في مجمعه ج9 ص173

 

* * * * *

حديث سي و چهارم


ابن شاذان به اسناد خويش از ابو هريره از رسول خدا(ص) روايت کرده است که رسول خدا(ص) فرمود: بدرستيکه خدا در آسمان چهارم صد هزار فرشته آفريد و در آسمان پنجم سيصد هزار و در آسمان هفتم فرشته ای آفريد که سر او به عرش است و دو پايش در اعماق زمين و ملائکه ای را آفريد که بيش از قبيله ربيعه و مضر هستند و طعام و نوشيدني ندارند جز درود بر اميرالمومنين عليّ بن ابيطالب و دوستارانش، و استغفار براي شيعيان گنهکار و دوستان و يارانش .
الناقب المائه ابن شاذان [ به نقل از غايه المرام ] ص587 حديث 89

 

* * * * *

حديث سي و پنجم


ابن شاذان به اسنادش از موسي بن جعفر(ع) ، از پدرش، از پدرانش روايت کرده است که رسول خدا(ص) فرمود: خدای تعالي هنگامي که جنت عدن را آفريد به او گفت: زينت بگير، پس زينت گرفت و خراميد و به خود باليد، پس خداوند فرمود: قرار بگير (آرام باش) که به عزت و جلالم من تو را نيافريدم مگر برای مومنين پس خوشا به حال تو و ساکنانت سپس فرمود: ای علي بهشت عدن خلق نشده جز برای تو و شيعه تو .
المناقب المائه ابن شاذان به نقل از غايه المرام ص587 حديث90

 

* * * * *

حديث سي و ششم


ابن شاذان به اسنادش از ايوب سجستاني روايت کرده که مي گويد: در حال طواف بودم که با انس بن مالک برخورد کردم، او به من گفت: آيا تو را بشارت ندهم به چيزی که شادمان شوی؟ گفتم آری، گفت: در پيشگاه پيامبر در مسجد مدينه ايستاده بودم در حاليکه حضرت در روضه نشسته بود، فرمود: فورأ مي روی و علي بن ابيطالب(ع) را مي آوری پس رفتم با علي و فاطمه مصادف شدم، به علي(ع) عرض کردم: پيامبر(ص) شما را فرا مي خواند. علي(ع) حرکت کرد ( و به خدمت پيامبر رسيد ) پيامبر فرمود: ای علي بر جبرائيل سلام کن علي(ع) فرمود: السّلام عليک يا جبرائيل و جبرئيل جواب سلام را رد کرد، پيامبر فرمود: اين جبرئيل است مي گويد: خدا به تو سلام فرستاده و مي فرمايد: خوشا به حال تو و شيعه ات و دوستارانت، و وای پس وای (هلاک باد ) براي دشمنت، هنگامي که روز قيامت بر پا شود، منادی از درون عرش ندا مي دهد: کجاست محمد و علي؟ تا در پيشگاه الهي حاضر شوند (و هنگاميکه در پيشگاه او حاضر شدند) خدا به پيامبرش مي گويد: علي را بر حوض کوثر وارد کن، واين جام را بدو عطا کن، تا دوستان و شيعيانش را سيراب کند، و احدی از دشمنانش را سيراب نکند، و امر نمايد تا محبانش به آساني حسابرسي شوند، و به سوي بهشت روانه گردند .
المناقب المائه ابن شاذان به نقل از غايه المرام ص586 حديث 86

 

* * * * *

حديث سي و هفتم


ابن شاذان به اسنادش از حذيفه بن يمان روايت کرده است که گفت: پيامبر(ص) برخاست و بين دو چشم علي بن ابيطالب(ع) را بوسيد و فرمود: ای اباالحسن! تو عضوی از اعضای من هستي، فرود مي ايي در جائيکه من فرود آيم، ومسلما برای تو در بهشت درجه (وسيله) است، پس خوشا به حال تو و شيعيان تو بعد از تو .
المناقب المائةابن شاذان به نقل از غايةالمرام ص 586 حديث 84

 

* * * * *

حديث سي و هشتم


ابن شاذان به اسنادش از عبدالله بن عباس روايت کرده است که گفت: رسول خدا(ص) به علي بن ابيطالب(ع) فرمود: ای علي جبرئيل به من خبری در باره تو داد که چشمم روشن شد و قلبم شادمان گرديد، جبرئيل گفت: خدای تعالي فرمود: از جانب من به محّمد سلام برسان، وبه او اعلام کن: علي امام هدايت است، و چراغ تاريکيها و هجت بر اهل دنيا، مسلما او صدّيق اکبر و فاروق أعظم است، و به درستي که من قسم به عزّتم خورده ام که داخل جهنم نکنم هر کسي را که ولايت او را پذيرفته باشد، و تسليم او و اوصيای پس از او گردد، و به عزّتم سوگند خورده ام که داخل بهشت نکنم کسي را که ولايت او را نپذيرفته و تسليم او و اولياء پس از او نشده باشد و براستي اين قول من استکه جهنّم و طبقات آنرا از ذشمنانش پر خواهم کرد، و بهشت را مملو از دوستان و شيعيانش مي نمايم .
المناقب المائةابن شاذان به نقل از غايةالمرام ص 586 حديث79


 

* * * * *

حديث سي و نهم


ابن شاذان از ابوسعيد خدری از رسول خدا(ص) روايت کرده است که فرمود: در شب معراج به هيچ چيزی در ملکوت آسمان نگذشتم، و نيز از حجابي از حجب عبور نکردم، جز اينکه آنرا پر از ملائکه خدای تعالي يافتم، که مي گفتند: گوارا باد بر تو ای محّمد، که به تو چيزهايي عطا شده که به احدی پس از تو عطا نشده است، برادری چون علي بن ابيطالب، و فاطمه همسر او و حسن و حسين به عنوان فرزندان، و محبّين آنها به عنوان شيعه به تو عطا گرديده است، ای محمّد تو برترين پيامبران، و علي برترين اوصياء، و فاطمه سرور زنان جهانيان، و حسن و حسين برترين افراد از فرزندان پيامبران که داخل بهشت شده اند مي باشند، و شيعه او برترين کساني هستند که صحنه قيامت آنها را در بر گرفته است .
المناقب المائةابن شاذان به نقل از غايةالمرام ص 586 حديث 80

 

* * * * *

حديث چهلم


خوارزمي به اسنادش از زينب دختر علي(ع) ، از فاطمه دختر رسول خدا(ص) روايت کرده است که رسول خدا به علي(ع) فرمودند: بدان بدرستيکه تو ای پسر ابيطالب و شيعيانت در بهشتيد، و بزودی قومي مي آيند که ادعای محبّت تو را مي کنند، سپس از اسلام خارج مي شوند، چنانکه تير از کمان خارج مي گردد، به آنها خوارج گفته مي شود، پس اگر با آنها ملاقات کردي آنها را بکش، که مسلما آنها مشرکند .
المناقب الفصل الحادی و عشرون ص 257

 

* * * * *


آنچه از مجموع اين احاديث نبوی که همگي از طرق اهل سنّت روايت شده است بدست مي آيد اين است که لفظ شيعه بوسيله خود پيامبر بر پيروان ودوستاران اميرالمومنين علي بن ابيطالب(ع) اطلاق شده و در حقيقت پايه گذار مذهب شيعه وجود مقدّس رسول اکرم(ص) بوده است، بر ماست که اين رهنمودبزرگ پيامبر را که مبتني بر پيروی از اميرالمومنين(ع) و اولاد معصومين اوست، بپذيريم، زيرا خداوند فرموده * اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولوالامر منکم * که با توجه به اين احااديث و احاديث بسيار ديگر روشن مي شود که مراد از ( اولوالامر) اميرالمومنين وائمه معصومين(ع) است.
آری بياييم به ريسمان الهي چنگ زنيم و در پرتو تمسّک به اين ريسمان محکم از تفرقه بپرهيزيم
 

* واعتصموابحبل الله جميعا ولا تفرقوا *

 

* * * * *