تفاوت های زیادی میان ایران پیش از اسلام و ایران پس از اسلام هست ! از کجا باید آغاز کرد؟

 

   یکی از تفاوت ها اینکه پیش از اسلام مردمان با زیبایی و شادمانی و مردم سالاری و همچنین عدالت اجتماعی گذران زندگی میکردند. پس از اسلام مردم  زیر بار سلطنت رفتند و به زور چیزهایی رو پذیرش کردند با غم و اندوه آشنا شدند و فرد سالاری رواج پیدا کرد . عدالت هم تنها برای مسلمانها و در میان مسلمان ها هم تنها مردها میتوانستند داشته باشند:)

     یکی از اشتباهاتی که  ما در معنی واژه ها داریم اینه که مردم ما سلطنت رو با پادشاهی یکی میکنن در روی دیگر که اینگونه نیست

     پادشاهی  در راستی یک سنبل از مردمان و سروسامان دهنده مملکت پادشاهی است و پادشاه تنها میتواند دلسوز میهن خود و تنها برای میهن خود کار کند و در میان مردم یک میهن برتری سیاسی نخواهد داشت در روبرو سلطنت این رو میرساند که یک فرد یا یک گروه بر مردمان چیره هستند و هر چه که آنها بگوییند درست است همانند سلطنت ایران پس از اسلام.... دیگه از این روشن تر نمیتونستم  نوشتار کنم

     پیش از تازیان شاه به مردمان  پیشکش میکرد و هر انسانی  برای رسیدگی به عدالت اجتماعی خویش به پیش او میرفت . کمبود ها در زندگی را شاه و انجمن میهنی او رسیدگی میکردند و یک فرد کافی بود که در راه میهن قدم بگزارد .  خانه و وسایل مورد نیاز زندگی میباید از دولت وشاه در اختیار مردمان گذاشته میشد

    پس از تازیان! مردم به پیشکش کردن و باج دادن به شاه پرداختند و هر چه سلطنت میگفت درست و کمبودها در زندگی به عهده خود فرد بوده زیرا که خدایش اینگونه خواسته است ! یک فرد تنها باید برای سلطنت قدم بردارد و خانه و داشته های خود را پیشکش سلطنت و اسلام کند. ( مانند زلزله بم ! که نه تنها خوراک و پوشاک بم را مردمان باید تامین کنند بل سازندگی شهر را هم باید مردم انجام بدهند. دولت هم نفت و معادن و .و . و...و  را صرف تبلیغات کند و به اروپاییان خراج دهند)

    فرهنگ مردمی باستانی ایرانی ما چیزی به نام تعظیم و خم شدن و قربان و چاکر بودن نمیداشت و هرگز حتی از انیران هم نامی از برده برده نشده . در رودر رو شدن با شاه هرگز تعظیم معنی نداشت و هر فردی هم آزاد بود که شاه را دیدار کند . این تا جایی بود که پله های کاخ آپادانه رو میبینیم که کوتاه ساخته شده که فردی از آن بالا میرد تا به شاه برسد مبادا که کمی هم خم شود

    پس از تازیان  حتی وزیر شاه سلطنتی هم باید  خم و راست میشد و بردگان و کنیزان به فراوانی  در دربار ها  زندگی میکردند تنها شانس  میتوانست باعث دیدار با شاه شود . افراد عادی که میباید بر پای او هم بوسه زنند

    در هنگام مرگ کسی پیش از اسلام مردمان به گونه ای شادی غم انگیزی داشتند و تنها از اینکه شخصی را از دست دادند به حال خود غم میخوردند. و لباس سپید به تن میکردند و شادمانی را پیشکش او میکردند تا روان او شاد باشد و در دنیای درست و راستی پا گزارد . انسان پرستی بود . ریشها و موها را کوتاه میکردند و یال اسبان را میزدند و کوتاه میکردند

    پس از وارد شدن فرهنگ تازی ... خود را پاره پاره میکنند و به زمین زمان  ناسزا میگوییند و تا چندین سال هم در ماتم او خود را اندوهگین میبینند . گریه سر میدهند ریش میگزارند و آن را کتاه نمیکنند بر آن گل میزنند و لباس سیاه به تن میکنند و برای اینکه خدا از سر گناهانش بگزرد و او را به عذاب علیم دچار نکند دعا میکنند و زجه میزنند و هزار نوع مراسم شیون میگزارند و انسانی که از دست رفت برایشان عزیز میشود ( مرده پرستی)

    پایه های دینی و فرهنگی ایرانیان بر شادی و شادکامی و نیکی و آواز و آهنگ و زیبایی  است. انسان دوستی و در کنار هم با آرمش و دوستی زیستن

    پایه های تازیان هم  زاری و غم و اندوه و شیون کردن و گریستن که شاید الله آنها را با فلانی مهشور کند و انسان ها را بکشند ( کافران) تا الله زحمت کشتن به خود ندهد

     در فرهنگ ایرانی زنانی مانند ایراندخت و پوران دخت و کیسیا شاه و فرمانروا بودند و همانند و هم مقدار مردان در اجتماع حق داشتند

    در فرهنگ تازی هم زن نصف مرد و اصلا آدم نیست و شعور ندارد حق هیچ گونه فرماندهی و بالا بودن ندارد و حقوق اجتماعی او هم  کمتر از مرد است 

   پروردگار جان و خرد در کنار انسان ها و یار و همپای هم هستند و تلاش بر گسترش نیکی و شادی دارند و پروردگار خود را  دستور ده و انسانها رو بنده و معذور خود نمیداند و سخن راندن و اندیشیدن و دانش اندوزی و فرشکرد جهان( نو سازی ) را رای مردمان میگزارد

   خدای قهار بر سر بندگانش حکم رانی میکند و خون دشمنان را ریختن و مردن در راه خود را درست میداند و هر چه که بگوید باید اجرا شود و انسانها معذورند . سخن راندن جلوتر از او و دگر اندیشی و پژوهش در دین و نو سازی حرام است .( والعصر انا النسان الفی الخسر انا الذین امنو.......... انسانها هر چه به جلو میروند نادان تر میشوند  و پسرفت میکنند مگر آنانی  عمل صالح من را انجام دهند)( لابد که همینطوره ....برای همینه که غربی های نامسلمون به فضا میوند و .... و پیشرفت میکنند و مسلمانها در خود گم گشته اند و در جنگ غوطه میخورند چون دارند پیشرفت میکنند)

   کوروش میگوید که دست درازی بر مال مردمان و گرفتن و کشتن آنها نباید انجام شود و هرگز بخشیده نخواهد شد .به خدایان دیگر احترام بگزارید و بگزارید مردمان پرستش  هر چه که میخواهند بکنند

   تازی هم میگوید .بکشید و ویران کنید و هر چه داشتند بر شما حلال است ..زنان  کافران بر شما حلال هستند

خدایانی که غیر از الله هستند از میان بروند و هیچ کس خدایی جز الله را نباید پرستش کند.  

ایرانیان سرشار از مخترع و شاعر و نویسنده و هنرمند و نو اندیش و انسان دوستی است .

 در میان تازیان هم کسی رو نمیتوان پیدا کرد که کاری ازاین کارهای حسابی کرده باشد .

 تازه این گوشه ای از تفاوت های فرهنگی ایران پاک و تازیان است و اندیشه بر این است که چیزهای  کوچک تر را خود خوانندگان به دنبالش باشند . پس ازاین هزار و چهارسد سال ناجوانمرد تنها کسانی را که میشدنام برد به سوی ایران دوستی گام برداشتند ( جدا از بابک و فردوسی و شمس شیراز و .....) از میان شاهان رضا خان و حتا محمد رضا . درسته که مردم در کوری مذهب بودند و همین الان هم کارای رضا شاه رو بد میدانند . ولی به گونه ای آزادی زنان را به ایشان پس داد ولی کو اندیشه روشن. و هزار کار میهن پرستانه و انسان دوستانه . محمد رضا هم درسته که محکم مانند پدر نبود و به انسان ها بیشتر علاقه داشت و هرگز نمیخواست آزاری به کسی بدهد ولی چیزهایی رو پایه گزاری میکرد که ایریانیان هزار و چهار سد سال از آن دور بودند

من نمیدونم چرا کسی برای زرتشت و کوروش و داریوش و بابک و سیس و بهمن جازویه ها و کیسیا و فردوسی و کاوه ها و هزار ها از این انسانها که هر کدام بزرگی بودند و بعض آنها وحشتناک تر از حسین و بقیه جد و آبادش کشته و بقتل رسیده اند اون هم به دست چنین کسان انسان ستیزی گریه سر نمیدهند و سالروزشان رو جشن نمیگیرند. اندیشه نمیکنم حتا اگر تازیان راست هم باشند که ..... خونشان از مردان و زنان ایرانی رنگینتر بوده باشد

    بیاییم درست اندیشه کنیم. بدون تعصب باشیم نو گرایی کنیم . بیایید هر آنچه که عقل بر ریشه درستی و پژوهش  وراستی به دست میاورد کردار کنیم . انسان آزاد تر و داناتر از چیزیست که ما اندیشه میکنیم . و پروردگار ایران یار و پشتیبان ما باشد

                                                                                                          سایلنت هیل